|
با شیوع ویروس کرونا بسیاری از تحرکهای زندگی مردمان جهان به حالت تعطیل در آمده است. زندگی برای بشر علاوه بر فعالیتهای جاری مانند کسب و کار، تحصیل، مسافرت و خواب و خوراک، شامل آداب و رسوم و مؤلفههای فرهنگی هم هست. در واقع انسان به دلخوشیهایش زنده است و آداب و رسوم به هر مناسبت و به هر شکل غمگنانه یا شادیبخش، بخشی از زندگی است و قطعاً جلوههایی از رفتارهای ظاهری نشأت گرفته از خلق و خوی ذاتی انسان است که به هر بهانهای بروز میکند و احساسات آدمی را به نمایش میگذارد.
خنده، گریه و یا هر رفتار احساسی انسان همان جلوه و حالت درونی است که به اشکال گوناگون ابراز میشود و هنر نمونه بارز حالتهای درونی انسان است و هر هنرمندی به فراخور استعداد و یادگیری خود آن را میسراید یا نقاشی میکند و یا با سازی مینوازد و بهصورتهای دیگر جلوهگر میکند. چنانچه انسان به هر علت نتواند احساس درونی خویش را بیان کند و هر مانع و اجباری احساس انسان را سرکوب نماید، نظیر همین کرونا که جهان را مانع شده است، آن وقت است که احساسات خفه شده در وجود آدمی به شکلی خطرناک و پنهان طغیان میکند و بهتدریج در جامعه سبب افسردگی و سرخوردگی افراد میشود. آداب و رسوم نیز در فرهنگ ملل جهان مولود احساسات بشری است که ممکن است متأثر از شرایط اقلیمی محل زندگی هر ملت و قومی رنگ و جلایی دیگر بگیرد. آن زمانها که وسایل ارتباط جمعی در جهان بسیار محدود بود و جمعیتهای بشری در نقاط مختلف جهان ارتباط کمتری با هم داشتند و حمل و نقل زمینی و هوایی و دریایی هم بهراحتی و فراوانی جهان امروز نبود، فرهنگ و سنن ملیتها نیز خالصتر بود و میشد با قاطعیت قضاوت کرد و نظر داد که ساکنان اصلی هر گوشه از زمین چگونه مردمی هستند و چه تربیتی دارند! در همین کشور خودمان که مجموعهای از اقوام گوناگون است، قضاوتها در خصوص خلق و خوی کرد و فارس و بلوچ و ترک و لر و اصفهانی و همدانی و کاشانی و تهرانی و مازنی و گیلگ بر اساس همان چهارچوب و محدودههای زیستی قدیم است، و الا در عصر ما که همه ایران بهلحاظ گسترش ارتباط و جابهجایی شغلی و ضرورتهای ملی با هم درآمیختهاند، نمیشود بهراحتی نظر داد و نسخه پیچید که کجاییها خوبند یا کجاییها متوسط هستند و یا خدای ناکرده کجاییها بد و ناسازگار! امروز فرهنگ وارداتی و ماهوارهای نیز از همین مقوله است و مولودش این میشود که بسیاری آداب و سنن ملتها و اقوام فقط شباهتهای مختصری با اسلاف اصیل و کهن خود دارد. چه بسا بهرهگیری از ابزار و وسایل جدید برای برگزاری و اجرای یک سنت خاص در تغییرات خزنده و پیوسته فرهنگهای کهن تأثیرگذار باشد و قطعاً اینگونه است! از آنجا که استفاده از وسایل جدید الکترونیکی نیز شیوه و آموزش خاص خود را میطلبد، به همان نسبت در بلندمدت حال و هوا و رنگ و جلای سنتها را مدرنیته میسازد و باورهای اصیل در ذهنیتها نسبت به جزئیات آداب و رسوم را دچار انحراف میکند.
به هر طریق تا پیش از شبیخون کرونا، مردم کشورمان با هر بهانهای به آداب و رسوم اقوامی و ملی خویش دلخوش بودند و باری به هر جهت در جشنها و عروسی و سوگواریها متوسل به عادتهای فرهنگی و سنتهایمان میشدیم و اگرچه در این سال و ماههای اخیر با برخی زیادهرویهای بیمورد سعی داشتیم خودمان را قانع کنیم که آدابدانیم و به سنت آبا و اجدادی خود پایبندیم و به آن تعصب داریم! کرونا که شبیخون زد همه برنامههای فردی و اجتماعی را بهزور تعطیل کرد و به زورگویان از خود و از خدا بیخبر هم اعلام کرد، قاعده و نظم جهانی چیزی نیست که از دست هر گاوچرانی هم برآید! قانون کرونا برخلاف میل مردم جهان و پیش چشم دولتها دارد اجرا میشود و برای دنیا فرهنگ یک خطی دارد! اما چنین قاعده اجباری شاید برای ما ایرانیان که بیشتر از مردم جهان سنتگرا هستیم گرانتر تمام شود. در همین چند ماهه، اگرچه اغلب مراسم دید و بازدیدها و عروسی و ولیمهخوران و جشن نامزدی و آئینهای مختلف شادی به علت منع اجتماعات یا تعطیلی تالارهای پذیرایی برگزار نشد، اما هر رخداد و حادثه تلخ که در اختیار خودمان نیست و اینگونه پیشامدها نیز برای ما ایرانیان با برگزاری مراسم خاص خود همراه است و اغلب هم رنگ و بوی مذهبی دارد. کرونا تا به امروز بیش از 7 هزار و 600 قربانی از ایران گرفته است و علاوه بر این بر اساس آمارهای جسته و گریخته که از سال 1398 بر جای مانده است، ماهانه بهطور میانگین 25 هزار نفر در کشورمان بر اثر کهولت سن، بیماریها و حوادث گوناگون دچار مرگ و میر میشوند که ما ایرانیان با برگزاری مراسم خاص و در شأن درگذشتگان خویش میتوانیم بخشی از آلام و رنج روحی از این حوادث را تعدیل کنیم. نادیده گرفتن اجباری مراسم بزرگداشت خیلی از عزیزان درگذشته ما ایرانیان نهتنها قلوب بازماندگان آنان را به درد میآورد، بلکه بیمهری ناخواسته و بزرگی در حق اموات است که اغلب در غربت و تنهایی دنیا را وداع میکنند.
البته نباید از نظر دور داشت که در فرهنگ ما ایرانیان خیلی زیادهرویها و گاهی ناخالصیها هم ورود پیدا کرده است که در چند ماه گذشته در آتش سرکش خشک و تر کرونا تا حدودی تعدیل شده است و این همان توفیق اجباری است که از کرونا دارد نصیبمان میشود.
|