|
ششم مرداد، سالروز ثبت جهانی محوطه باستانی هگمتانه، نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه همدان است. در ششم مردادماه سال ۱۴۰۳، پرونده «هگمتانه» در یونسکو به عنوان ۲۸مین اثر جهانی ایران ثبت شد. در ۴۶مین اجلاس میراث جهانی یونسکو که در دهلی نو برگزار شد، پرونده «هگمتانه» در فهرست میراث جهانی یونسکو به پیشنهاد ایکوموس و برخی از اعضای این کمیته به ثبت رسید و به این ترتیب بیستوهشتمین اثر ایران وارد این فهرست جهانی شد. ثبت جهانی هگمتانه، نهتنها افتخاری برای مردم این منطقه بلکه سندی روشن از شایستگیهای فرهنگی، تاریخی و طبیعی پایتخت تاریخ و تمدن ایرانزمین است.
این دستاورد، نتیجه همت جمعی، پژوهشهای علمی، همکاری جمعی مسئولین و مردم و تلاش بیوقفه و صیانت مردمانی است که قرنها فرهنگ، آئین و هویت خود را حفظ کردهاند. مسئولیت ما در قبال این گنجینه بزرگ، حفاظت، معرفی شایسته و توسعه پایدار گردشگری آن برای نسلهای آینده است.
هگمتانه؛ پیوستن مادرشهر ایران به حافظه جهان
در شهریور ۱۳۱۰، زمانی که هنوز واژههایی چون یونسکو، میراث جهانی و گردشگری فرهنگی در فرهنگ عمومی ایران شناختهشده نبودند، نام هگمتانه بهعنوان ۲۸مین اثر ملی کشور در فهرست آثار ثبتشده ایران جای گرفت؛ و همین ثبت زودهنگام، نشانهای بود از عظمت تاریخی این محوطه، که در میانه همدان امروز، قرنها حافظهی ایران باستان را در دل خاک پنهان کرده است.
اما آنچه بیش از ۹۰ سال پیش آغاز شد، در مرداد ۱۴۰۳ با ثبت جهانی «منظر تاریخی هگمتانه» در چهلوششمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در دهلینو، به یکی از مهمترین نقاط عطف فرهنگی ایران در دهههای اخیر بدل شد. این محوطه، اکنون نهتنها در تابلوی میراث جهانی جهان، بلکه در حافظهی جمعی بشریت حک شده است.
هگمتانه، مادرشهر تمدن ماد، و از نخستین نمونههای شکلگیری دولتشهر در فلات ایران، قدمتی بیش از ۳هزار سال دارد و نهفقط بهلحاظ باستانشناسی، بلکه از نظر فرهنگی، شهری و تمدنی، گنجینهای یگانه محسوب میشود. آثار کشفشده از دل تپههای آن، از جمله الواح زرین منتسب به آریارمنه و ارشام، جامهای زرین، ریتونهای طلایی و شواهدی از شهرسازی دوره اشکانی و ساسانی، تصویری روشن از تداوم تاریخی این منطقه ترسیم میکنند. در کنار آن، موزه هگمتانه، کلیساهای تاریخی، و ساختار شهری همدان که پیرامون این محوطه شکل گرفته، امروز آن را به یکی از محورهای اصلی گردشگری فرهنگی ایران تبدیل کرده است.
اما ثبت جهانی تنها درباره حفاظت یک سایت تاریخی نیست؛ ثبت جهانی یعنی سپردن یک بخش از گذشته به آینده، و تبدیل یک محوطه خاکخورده به نقطهای برای گفتوگوی فرهنگها. جهانی شدن هگمتانه، فراتر از یک اتفاق تقویمی یا دستاورد حقوقی، به معنای بازیابی جایگاه تاریخی ایران در مسیر تمدن بشری بود؛ حرکتی که اکنون، در نخستین سالگرد آن، نیازمند بازنگری، بازخوانی و بازآفرینی درک ما از مفهوم میراث و مسئولیت است.
هگمتانه را باید نه فقط بهعنوان یک مقصد باستانی، بلکه بهعنوان یک روایت زنده در نظر گرفت؛ روایتی که میتواند به زبانهای مختلف ترجمه شود و این راه از طریق موزهها، گردشگری خلاق، مستندها، آموزش عمومی و تعاملات فرهنگی میسر خواهد بود.
فراتر از افتخار، در مسیر بلوغ فرهنگی
جهانیشدن هگمتانه، نماد پیروزی در یک میدان رقابت فرهنگی بود. اما مهمتر از این پیروزی، بلوغی است که باید پس از آن حاصل شود: بلوغ در نگاه به میراث، در شیوه بهرهبرداری از آن، در مشارکت جامعه، و در توان ایران برای حفظ پیوستگی با جهانی که هر روز بیش از پیش نیازمند درک متقابل و گفتوگو است.
هگمتانه حالا دیگر فقط یک محوطه باستانی نیست؛ سکویی است برای آنکه ایران بگوید: ما در آغاز تاریخ بودیم، و امروز نیز آمادهایم تا بخشی از گفتوگوی جهانی درباره انسان، فرهنگ و آینده باشیم.
هگمتانه، فقط یک نام نیست؛ تولدی دوباره در حافظه جهانی
در میان تمام آثاری که در دهههای اخیر از ایران به ثبت جهانی رسیدهاند، هگمتانه جایگاه متفاوت و ویژهای دارد. نه فقط بهدلیل سابقه تاریخی و کهنسالگی آن، بلکه از آنرو که این محوطه، هویت یک شهر، حافظهای مشترک و حتی زایشگاه نخستین شکل از دولت در فلات ایران است. اکنون یک سال از زمانی که نام هگمتانه در کنار آثار جاودانه جهان نشست میگذرد؛ و این رویداد را باید نه یک افتخار صرف، که نقطهای برای بازخوانی مسئولیت، بازنگری در مواجهه با میراث، و بازتعریف نقش ایران در منظومه تمدن جهانی دانست.
جهانی شدن، یک انتخاب ساده نبود
هگمتانه جهانی نشد چون صرفاً کهن بود؛ جهانی شد چون معنایی فراتر از جغرافیا دارد. در دل تپهای که امروزه در قلب همدان جای گرفته، نهفقط آجر و خشت، بلکه نشانههایی از نخستین تلاشهای انسان برای ساماندهی قدرت، تثبیت نظم اجتماعی، برنامهریزی شهری و ساخت تمدن نهفته است. این محوطه تنها بهدلیل لایههای باستانشناسیاش مهم نیست؛ بلکه اهمیت آن در تداوم زندگی، تنفس فرهنگی و پایداریاش در طول تاریخ است.
تبدیل شدن به میراث جهانی به معنای ورود به باشگاه آثار ممتازی است که هم ارزش جهانی دارند و هم شایستگی آن را یافتهاند که حافظه بشری را نمایندگی کنند. چنین آثاری نهفقط باید شاخص باشند، بلکه باید در برابر آزمونهای سختگیرانهای از نظر اصالت، یکپارچگی، حفاظت، مدیریت و ارزش افزوده فرهنگی و اجتماعی نیز سربلند بیرون آیند.
ثبت جهانی هگمتانه حاصل یک تلاش فردی یا حتی سازمانی نبود. این رویداد نتیجه همافزایی بیسابقهای بود از همکاری میان دولت، مردم، متخصصان و نهادهای محلی. همین انسجام و وفاق، خود بخشی از روایت جهانیشدن هگمتانه است؛ روایتی که نشان میدهد چگونه یک ملت میتواند گذشتهاش را به زبان جهانی ترجمه کرده و آن را به اشتراک بگذارد.
یک سال بعد؛ ثبت یک اثر، بیدار شدن یک مسئولیت
با گذشت یک سال، آنچه امروز باید مورد تحلیل قرار گیرد، صرفاً دستاورد نیست، بلکه چشمانداز است. ثبت جهانی هگمتانه، انتهای راه نبود؛ آغاز مسیری بود که از لحظهای که تابلوی «میراث جهانی» در کنار تپه باستانی نصب شد، بار آن بر دوش ایران سنگینتر شد.
چالشهایی که اکنون هگمتانه با آن مواجه است، در دو سطح عمده قابل تحلیل است: چالشهای فنی و چالشهای اجتماعی. از یکسو، مدیریت حفاظت در دل شهری زنده، با بافت شهری توسعهیافته، ساختوسازهای مداخلهگر و نیازهای روزمره شهروندان، مسألهای پیچیده است. از سوی دیگر، انتظارات اجتماعی پس از جهانیشدن بهطور محسوسی افزایش یافتهاند؛ انتظار رونق گردشگری، توسعه پایدار محلی، فرصتهای اقتصادی جدید و هویتی بازشناسیشده است.
در این میان، برنامهریزی استراتژیک و مدیریت منسجم از سوی نهادهای مسئول، حلقه مفقودهای است که در بسیاری از آثار ثبتشده جهان دیده میشود. هگمتانه بهعنوان یک محوطه زنده در دل شهری پویا، بیش از هر چیز نیازمند تدوین و اجرای یک نقشهراه بلندمدت است؛ نقشهای که نه فقط بر مبنای حفاظت فیزیکی، بلکه با نگاهی جامع به میراث ناملموس، جامعه میزبان، آموزش عمومی و همگرایی فرهنگی تنظیم شده باشد.
هگمتانه بهمثابه روایت
آنچه هگمتانه را جهانی کرد، فقط خشتها و تپهها نبود؛ بلکه «روایتی» بود که این محوطه توانست از خود عرضه کند. روایتی از نخستین دولتشهر فلات ایران، از زیست مادی و معنوی یک ملت، از شاهراههای فرهنگی و اقتصادی و از تابآوری در برابر تحولات ۳هزار ساله تا امروز.
|