|
بالابردن استانداردها به تنهایی مشکلی را در صنعت خودرو حل نمیکند، کما اینکه در این ۴، ۵ سال گذشته استانداردها را بالا بردهایم و از ۶۵ به ۸۵ رساندیم. مشکل اصلی ما اقتصادی است و برای رفع مشکل کیفیت خودرو و بهروز شدن خودروسازان باید ساختارهای اقتصادی درست شود.
پویش “نه به تصادف” کار خوبی بود و به مردم هشدار میداد که مواظب خودشان باشند و طبق آمارها مقداری از حجم تصادفات با این پویش کاسته شده است.
متأسفانه در کشور ما مسئولین همواره مشکلات را به جای دیگری پاس میدهند و اطلاعات غلط به مردم میدهند و در نتیجه این نگرش ما همیشه دور خودمان میگردیم. اینکه ما میگوییم خودروی ما استاندارد نیست جمله درستی نیست؛ استاندارد نسبی است و خودروهای ما استاندارد هستند و اگر مشکلی در خودروهای تولید داخل میبینیم، کمبود کیفیت است و نه استاندارد. این دو جمله متفاوت است. یک بخشی از اتفاقاتی که مشاهده میکنیم نتیجه وجود زیاد خودروهای فرسوده و نبود نظارت بر بازار لوازم یدکی است.
چکار کنیم که کیفیت خودروهایمان بهتر شود؟
اگرچه تولید پراید متوقف شده ولی همین الان ۵ میلیون خودروی پراید در کشور وجود دارد. پراید حذف شد، ولی نتیجه حذف این ارابه مرگ برای مردم چه شد؟ آیا مردمی که میتوانستند پراید بخرند حالا میروند و یک خودرو آنچنانی میخرند یا با یک تغییر کوچکی نظیر همان پراید را با استاندارد بهروزتری میخرند؟
خودروسازان در ۲ سال گذشته خودروی برقی وارد کردند، ولی وقتی مردم این خودروها را نمیخرند و برایشان صرفه ندارد، باز هم مشکل حل نمیشود. یعنی مهم این نیست که خودروساز خودروی بهتر بسازد، مهم این است که بتواند خودروی ارزان ارائه دهد تا مردم هم بتوانند بخرند.
در کشور ۲۶ میلیون خودروی در حال تردد داریم و حداکثر حدود ۵ میلیون از این خودروها عمر ۴تا ۵ سال دارند. ضمن اینکه ما حدود ۵ تا ۶ میلیون خودروی فرسوده داریم که تکلیف آنها نیز باید روشن شود و بدانیم خودرو از چه زمانی فرسوده حساب میشود و فرسودگی یعنی چه. به طور مثال خودروی با عمر ۲۰ سال علیرغم ظاهر تمیز آیا حق تردد دارد؟ که البته ریشه اصلی این معضل نیز اقتصاد است و دولت نمیتواند به مردم فشار بیاورد که از خودروی بالای ۲۰ سال استفاده نکنند.
یکی دیگر از بزرگترین مشکلات ما در صنعت خودرو عدم نظارت بر کیفیت قطعات و خدمات پس از فروش در شبکه عمومی است. متأسفانه در این سالها، علیرغم فشار به خودروسازها، این مشکل مرتفع نشده است. در بحث تصادف، ترمز و تایر و... دخیل هستند و متأسفانه در بحث خدمات پس از فروش این مشکل رها شده است و حتی خود مسئولان هم میفرمایند که تا چه حد قطعات تقلبی و بیکیفیت داریم. بهعلاوه اینکه بهجز داستان قطعات تقلبی، نبود تخصص شبکه خدمات پس از فروش، بهخصوص در مورد خودروهای جدیدتر، یک معضل بزرگ است؛ زیرا بخش مهمی از این خودروهای ترددی خودروهایی هستند که از این شبکه سرویس میگیرند.
به نظر میرسد برخلاف آن چیزی که برخی میگویند، خودروسازان در چارچوب تحریمهای فعلی که سنگینترین تحریمهای دنیا است، تمام تلاش خود را برای توسعه صنعت خودرو و افزایش کیفیت انجام دادهاند و این قیمتگذاری دستوری متأسفانه یک سری مشکلات ایجاد کرده است. مشکل بعدی سرمایهگذاری نکردن در بخشهای مهم صنعت خودرو است که میتوانستیم انجام دهیم.
مورد مصداقی سرمایهگذاری در مورد ورق فولاد است که در برخی خودروها کیفیت ورق خوب است و در برخی دیگر خوب نیست. این ناشی از کیفیت ورق است که بخشی از آن مربوط به تحریم است، ولی واقعیت این است که در حال حاضر ما توان این را داریم که به طور مثال فولاد مبارکه سرمایهگذاری کند و فولاد بهتری ارائه دهد که متأسفانه به لحاظ شرایط اقتصادی موجود، سرمایهگذاری لازم انجام نمیشود و در نتیجه اتفاقی که میافتد این است که علیرغم اینکه در طراحی خودرو پیشرفت کردهایم و ادعا میکنیم که خودروی استاندارد داریم، ولی بهطور رندوم این وسط کیفیت بعضی از خودروها بد درمیآید و در نتیجه خطرآفرین هستند. فراموش نکنیم موضوع کیفیت در فرآیند تولید مهمتر از فرآیند طراحی است.
امیرحسن کاکایی
کارشناس صنعت خودرو
|