ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

کد خبر : 110398
 
کنار غسالخانه و سرنا؟
تاریخ خبر : 1399-04-31
نویسنده : ابوعطا
     
   
     
متن خبر :



 چندی پیش یکی از دوستان گرمابه و گلستان که از قضا مسئولیت‌هایی در یک جاهایی دارد به منزل ما آمده بود؛ خلاصه پس از آن که حسابی بنده خدا را غذاتَپان و نمک‌گیر کردیم، اصل حرف را به میان آوردم و گفتم فلانی؛ تسهیلات و بسته حمایتی چی تو چنته داری؟ اون بنده خدا هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: الان دست به نقد فقط چند تا قبر در قطعه هنرمندان موجود دارم حالا مطمئن نیستم تو مشمول بشی ولی اگه سریع درخواست بدهی و پر نشود حتماً بررسی می‌کنیم.
از آن جا که دانشمندان کشف کرده‌اند آدم بی‌پول مثل آدم مست، گیج و گنگ است، قدر این هدیه از دوست رسیده را ندانستم و حتی از حرف بنده خدا ناراحت هم شدم که یعنی چه؟ مرد حسابی قبر می‌خواهم چه‌کار؟
اما حالا پس از سخنان رئیس سازمان مدیریت بحران مبنی بر کمبود قبر در زمان زلزله، به این صرافت افتاده‌ام که کباب غازی از آن سنخ که مرحوم جمال‌زاده تدارک دیده بود برای اون بنده خدای موصوف تدارک ببینم که اگر به لیست اموات اضافه شدیم اهل و عیال مجبور نشوند کل زندگی را برای تهیه 2 متر جا به حراج بگذارند اگر هم به لیست اموات اضافه نشدیم انشاا... در زمان دلار 30 هزار تومانی قبر را به 3 یا 4 برابر قیمت آب کنیم برود و به زخم زندگی بزنیم.
به‌هرحال از قدیم و ندیم گفته‌اند میت بر زمین نمی‌ماند، همدانی‌ها هم ضرب‌المثلی دارند بدین مضمون که «پای پتی و حنا؛ لب غسرخانه و زرنا» حالا این دو تا مثل چه ربطی به هم داشت خودتان از سلول‌های خاکستری مغزتان کار بکشید و بفهمید تا در ایام پیری دچار آلزایمر و زوال مغزی نشوید.
می‌گویند از یکی از صالحان پرسیدند چرا برای خود خانه‌ای نمی‌سازی؟ پاسخ داد: «الامر اعجل من هذا» یعنی شتاب داستان عمر خیلی بیشتر از آن است که شما گمان می‌کنید، همچنین عرفا گفته‌اند: «آن‌که در گورستان نان بخورد منافق است» بااین‌حال شما این حرف‌ها را رها کن، دوست عزیز، لطفاً سهمیه قبر ما را بده داداش، ما همان نسلی هستیم که نان داغ و تازه را روی کاپوت ماشین مردم و لب دیوارهای کنار خیابان خنک می‌کردیم و با همه گونه ویروس و میکروب و مرگ‌ومیر همزیستی مسالمت‌آمیز داشتیم به قول سعدی شیرازی: «مرده از خاک لحد رقص‌کنان برخیزد/ گر تو بالای عظامش گذری».
بعد‌التحریر: رفتم سراغ آن بنده خدا و گفتم آن قبری که چند ماه پیش گفتی را بده؛ همه‌چیز را منکر شد و گفت: چه قبری؟ چه کشکی؟ برداشتی کلی مزخرف نوشتی و تشویش را فرو کردی در اذهان عمومی؟ زیاد دور برندار، دوری که برداشته‌ای را هم بگذار سر جایش وگرنه وسط همین اتاق چنان ترتیب اثری به کارَت می‌دهم که دیگر هوس قبرخواری نکنی!

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.