|
همزمان با سالروز ولادت حضرت معصومه(س) در تقویم کشور روز دختر نامگذاری شده است. به همین مناسبت در این فرصت مختصر میکوشیم از دریچه آموزههای اسلامی نگاهی به این مناسبت داشته باشیم. برای تبیین بهتر نگاه آموزههای قرآنی و اسلامی نسبت به جنس مؤنث، میتوان نگاهی به وضعیت سرزمین حجاز بهعنوان خاستگاه دین اسلام داشت. به شهادت آیات قرآن کریم تولد فرزند دختر در خانواده بسیاری از مردم آن روزگار موجب خشم و نفرت آنان میشد: «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ»(نحل، 58) (درحالیکه هرگاه به يكى از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش از فرط ناراحتى سياه مىشود؛ و بهشدت خشمگين مىگردد) ایشان بهصرف خشمناک شدن بسنده نکرده بلکه از فرط غضب و به جهت شدت ننگ این حادثه شوم، میخواستند از قوم و قبیله خود فرار کنند! فرار کردن اینان در اثر فشار افکار عمومی بود و میخواستند که دور از چشم مردم با خود فکر کنند که ذلت و خوارى دخترداری را تحمل كنند و يا زندهزنده در خاك پنهانش کنند! مفسران دلایل گوناگونی برای تنفر از فرزند دختر بیان کردهاند که برخی از آنان عبارتنداز:
الف) دختر نقش اقتصادى و توليدى نداشته و بار زندگى بوده است
ب) در جنگ كه سرنوشت قبيله وابسته به آن بوده، دختر قدرت جنگيدن و دفاع نداشته است
ج) در جنگها، دختران به اسارت رفته و مورد تجاوز دشمن قرار مىگرفتند
همانطور که مشخص است مورد الف و ب نگاه کاملاً ابزارگرایانه به دختر را نشان میدهد، یعنی ازنظر آنان چون دختر نمیتواند نقش مهمی در فعالیتهای اصلی خانواده آن روزگار ایفا کند، پس بنابراین نهتنها به آن نیازی نیست بلکه حتی بودن آنهم مایه سرافکندگی و بهعنوان سرباری برای جامعه است. مورد سوم نیز اگرچه در بادی نظر، برآمده از حس غیرت و حساس بودن نسبت به عفت و پاکدامنی زنان جامعه است اما حتی اگر چنین باشد بههیچوجه نمیتواند جوازی برای تنفر از جنس دختر باشد، چه رسد به اینکه فکر کشتن و از میان برداشتن دختر نیز به ذهن خطور کند.
آموزههای اسلامی در مقابل نگاه تنفرآمیز جامعه آن روزگار نسبت به دختران چه واکنشی نشان داد؟ نگاه انسانی قرآن نمیتوانست نسبت به رویکرد جامعه آن زمان تأیید کند یا حتی سکوت اختیار نماید. در آیه 49 سوره مبارکه شوری آمده است: «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ» (مالكيت و حاکمیت آسمانها و زمين از آن خداست؛ هرچه را بخواهد مىآفريند؛ به هر كس اراده كند دختر مىبخشد و به هر كس بخواهد پسر) خدای سبحان در آیه مذکور در اين آيات، دختران را بر پسران مقدم داشته تا از یکسو بيانگر اهميتى باشد كه اسلام به احياى شخصيت زن مىدهد و از سوى ديگر به آنها كه به خاطر پندارهای غلط از تولد دختر كراهت داشتند بگويد او برخلاف خواسته شما آنچه را كه به آن تمايل نداريد مىدهد و اين دليل بر اين است كه انتخاب به دست شما نيست.
در روایات حضرات معصومین نیز جایگاه والایی برای دختران ذکرشده است. از پیامبر اسلام(ص) چنین روایت شده که فرمود: «دختران چه فرزندان خوبى هستند. خداوند نيز نسل پيامبر را از دخترش فاطمه زهرا قرار داده است».
امام صادق(ع) به مردى كه از تولد دخترش ناراحت بود، فرمود: آيا تو بهتر مىدانى يا خدا؟ گفت: خدا، امام فرمود: خداوند نيز آنچه را براى تو بهتر بوده، انتخاب كرده و به تو دختر داده است.
عمق فاجعه در این است که هنوز پس از گذشت قرنها از جامعه جاهلی آن روزگار، اما در همین جامعه اسلامی خودمان نیز با نهایت تأسف کم نیست خبرهایی که از آسیب شدید و آزار و حتی قتل دختران و زنان میشنویم که به دلایل گوناگونی رخ میدهد. قرآن کریم به ما میآموزد که تحقير و پست شمردنِ دختر، فكر جاهلى و خرافى است. با آنکه اصلِ تولد فرزند، بشارت است، ا ما خرافات، بشارت را مايه ذلت مىشمرد.
خرافات و عقاید باطل، مايه تهديد خانوادههاست.
نکته شایان توجه این است که گاهى بزرگترين جنايتها، زير پوشش مقدسترین شعارها صورت مىگيرد؛ بنابراین بر همه آگاهان جامعه در هر پست و جایگاهی که هستند، لازم است که هریک بهنوبه خود با کجرویها و افکار انحرافی جامعه کنونی مبارزه کنند. مشخص است که جامعه نیز از قانونگذاران و مسئولان امر چشم امید دارد بیشازپیش به فکر صیانت از حریم دختران و زنان باشد.
منابع:
قرائتی، تفسیر نور
مکارم شیرازی، تفسیر نمونه
|