|
پرستاری، فقط یک شغل نیست؛ قصه آدمهایی است که در سختترین لحظههای زندگی، چراغ امید را روشن نگه میدارند.
گاهی تمام دارایی یک انسان در یک جمله خلاصه میشود: «نگران نباشید، من کنار شما هستم.» جملهای ساده که برای بیماری خسته، خانوادهای چشمانتظار یا انسانی گرفتار در هراس بیماری، میتواند به اندازه یک دنیا آرامش داشته باشد. این همان معجزه آرام دستانی است که زخم را پانسمان میکنند، تب را میسنجند، درد را میفهمند و پیش از آنکه دارویی تجویز کنند، با مهربانی مرهم جان میشوند.
روز پرستار، بهانهای است برای مکث کردن در برابر انسانهایی که گاه خستگی خود را پشت لبخندی پنهان میکنند تا بیمارانشان نگران نباشند؛ شبهایی که به صبح میرسند، لحظههایی که میان امید و اضطراب میگذرند و روزهایی که پرستار، دور از آسودگیهای معمول زندگی، دل به آرامش دیگری میسپارد.
این مناسبت فرخنده با میلاد حضرت زینب کبری (س)، بانوی صبر و استقامت و نماد شکیبایی در سختترین آزمونهای زندگی، پیوند خورده است؛ بانویی که نامش یادآور ایستادگی، ایمان و رسالتی بزرگ در پاسداری از حقیقت است. اما پشت هر لباس سفید، داستانی نهفته است؛ داستانی که شاید در آمارها و گزارشهای رسمی جایی نداشته باشد، اما در حافظه بیماران و خانوادههایشان برای همیشه باقی میماند. برای شناخت این داستانها، پای صحبت 3پرستار نشستهایم؛ 3روایت از دل یک حرفه مشترک، اما با تجربهها و نگاههایی متفاوت.
در میان این 3 روایت، داستان یک زوج پرستار نیز شنیدنی است؛ زن و شوهری که زندگی مشترکشان با تجربههای مشترک کاری گره خورده و معنای مراقبت و همراهی را هم در خانه و هم در محیط درمان لمس کردهاند. در کنار آنها، روایت پرستاری از شهرستان ملایر قرار میگیرد؛ روایتی از تلاش، مسئولیت و روزهایی که عشق به حرفه، معنای خدمت به مردم را روشنتر میکند.
زوجی که درد بیماران را میشناسند
سمانه شهابی، کارشناس اتاق عمل و کارشناس ارشد پرستاری داخلی ـ جراحی، با ۱۶ سال سابقه فعالیت حرفهای، در اتاق عمل بیمارستان بعثت مشغول خدمت است. همسر او، محمدحسین کرمی، کارشناس ارشد روانپرستاری است که تمرکز حرفهایاش بر سلامت روان پرستاران، بهبود ارتباط درمانی با بیماران و کاهش فشار روانی در محیطهای درمانی قرار دارد.
این زوج، پرستاری را فراتر از یک حرفه درمانی میدانند؛ مسئولیتی انسانی که در آن، مراقبت از جسم بیمار بدون توجه به روان، احساسات و نیازهای او کامل نمیشود.
پرستاری فقط یک شغل است یا نوعی تعهد انسانی؟
شهابی: به نظر من، پرستاری هم یک شغل تخصصی است و هم یک تعهد انسانی. در کنار دانش و مهارت، صبر، مسئولیتپذیری و توجه به درد و نگرانی بیمار اهمیت زیادی دارد. بعد از ۱۶ سال فعالیت در این حرفه، باور دارم پرستاری یعنی در کنار انجام درست وظایف تخصصی، با وجدان و احترام با بیمار برخورد کنیم و حفظ جان و سلامت او را در اولویت قرار دهیم.
کرمی: اگر پرستاری فقط شغل باشد، ناقص است. شغل را میتوان با ساعت کار و حقوق سنجید، اما پرستاری با میزان همراهی، همدلی و مسئولیتپذیری در برابر جان و روان انسان معنا پیدا میکند. پرستاری حرفهای است که ماهیت آن با تعهد انسانی گره خورده است. کسی که تنها برای گذران زندگی وارد این مسیر شود، ممکن است بهمرور فرسوده شود؛ اما کسی که تعهد انسانی را در کنار مهارت حرفهای قرار دهد، میتواند در این مسیر ماندگار و اثرگذار باشد.
اگر پرستاران فقط یک خواسته از جامعه داشته باشند، آن خواسته چیست؟
شهابی: اگر قرار باشد یک خواسته داشته باشیم، آن خواسته دیده شدن واقعی ارزش پرستاری است؛ هم از نظر حقوق و مزایای متناسب با سختی کار، هم از نظر احترام و منزلت اجتماعی و هم فراهم شدن رفاه و شرایط کاری مناسب. پرستاران مسئولیت سنگینی در قبال جان انسانها دارند و شایستهاند زحماتشان نه فقط در حرف، بلکه در عمل و در تصمیمگیریها دیده و جبران شود.
کرمی: خواسته ما ساده، اما عمیق است: دیده شدن. پرستاران نمیخواهند فقط زمانی که بیمار به خدماتشان نیاز دارد به یاد آورده شوند؛ انتظار دارند جامعه، سیاستگذاران و نظام سلامت، ارزش، جایگاه و حقوق واقعی آنان را به رسمیت بشناسند. دیده شدن یعنی امنیت شغلی، حمایت روانی، حقوق منصفانه و احترام اجتماعی. اینها امتیاز ویژه نیست، بلکه حق طبیعی کسانی است که بخش مهمی از مسئولیت نظام سلامت را بر دوش دارند.
چرا گاهی ارزش واقعی زحمات پرستاران زمانی درک میشود که به آنها نیاز پیدا میکنیم؟
شهابی: بخش زیادی از زحمات پرستاران در سکوت و پشت صحنه انجام میشود. تا زمانی که فرد یا خانوادهاش با بیماری و نگرانی روبهرو نشوند، شاید نتوانند سختی و مسئولیت این حرفه را بهطور کامل درک کنند. پرستاری فقط انجام وظایف درمانی نیست؛ حضور مداوم، دقت، صبر و مسئولیتپذیری در برابر جان انسانهاست.
کرمی: انسانها اغلب زمانی قدر سلامتی را میدانند که آن را از دست میدهند. پرستاران بخشی از سلامت روزمره جامعهاند؛ مانند هوایی که تا زمانی که تنفس دشوار نشده، کمتر به آن توجه میکنیم. تا زمانی که کسی بیمار نشود، شاید شببیداری، فشار روانی و همراهی بیوقفه پرستار را نبیند. این نگاه باید با آگاهیبخشی، رسانه و آموزش عمومی اصلاح شود. ارزش پرستار را نباید فقط هنگام بحران شناخت؛ باید پیش از بحران به جایگاه او توجه کرد.
برای تربیت پرستارانی توانمندتر، آموزش دانشگاهی باید چه تغییراتی کند؟
شهابی: به نظر من، آموزش دانشگاهی پرستاری باید بیشتر بر مهارتهای عملی، حضور مؤثر در محیط بالینی و تصمیمگیری در شرایط واقعی تمرکز کند. در کنار دانش علمی، آموزش ارتباط مؤثر با بیمار، کار تیمی و مدیریت شرایط بحرانی ضروری است. همچنین باید از تجربه و دانش مربیان باتجربه و توانمند بیشتر استفاده شود تا دانشجویان برای مواجهه با واقعیتهای محیط درمان آمادهتر باشند.
کرمی: آموزش پرستاری باید از حفظمحوری به سمت مهارتمحوری و انسانمحوری حرکت کند. تقویت مهارتهای ارتباطی و همدلی در کنار مهارتهای بالینی، آموزش سلامت روان و مدیریت استرس، کارآموزیهای واقعیتر، شبیهسازی موقعیتهای بحرانی و آشنایی با اخلاق حرفهای و حقوق بیمار و پرستار از ضرورتهای این مسیر است.
پشت درهای بیمارستان، پرستاران با چه واقعیتهایی روبهرو هستند؟
شهابی: فشار کاری بالا، کمبود نیرو، خستگی جسمی و روحی، مواجهه با درد و رنج بیماران و گاهی از دست دادن آنها، بخشی از واقعیت روزمره پرستاری است. این شرایط بهویژه زمانی دشوارتر میشود که خود پرستار نیز خسته باشد یا با مشکلات شخصی روبهرو شود. پرستاران در چنین شرایطی به حمایت، امکانات کافی و قدردانی واقعی نیاز دارند.
کرمی: واقعیتهایی وجود دارد که کمتر درباره آنها صحبت میشود؛ از کمبود نیرو و شیفتهای طولانی گرفته تا فشار روانی ناشی از مرگ بیماران، تعارض با همکاران یا همراهان بیمار، حقوق نامناسب و فرسودگی شغلی. پرستار پشت درهای بیمارستان همزمان با جان بیمار، روان خودش، انتظارات خانواده و محدودیتهای سیستم دستوپنجه نرم میکند.
اگر پرستاران یک روز دست از کار بکشند، چه اتفاقی برای نظام سلامت میافتد؟
شهابی: اگر پرستاران حتی یک روز دست از کار بکشند، بخش بزرگی از فعالیت بیمارستانها مختل میشود. پرستاران حلقه اتصال میان بیمار، پزشک و دیگر اعضای تیم درمان هستند. از مراقبتهای روزمره تا شرایط بحرانی و اتاق عمل، حضور آنها برای حفظ حیات و ایمنی بیمار ضروری است. پرستاری یکی از ستونهای اصلی نظام سلامت است.
کرمی: نظام سلامت بدون پرستار عملا با اختلالی جدی مواجه میشود. مراقبت بالینی، تجویز و اجرای بهموقع برنامههای درمانی و احساس امنیت بیماران، همگی به حضور پرستاران وابستهاند. این موضوع نشان میدهد که پرستاران از ستونهای اصلی نظام سلامتاند؛ ستونی که گاهی کمتر دیده میشود. البته مطالبهگری باید به شیوهای سازمانیافته و مسئولانه دنبال شود تا ضمن پیگیری حقوق پرستاران، سلامت و ایمنی بیماران نیز حفظ شود.
برای کاهش فرسودگی شغلی پرستاران چه اقداماتی ضروری است؟
شهابی: تأمین نیروی کافی، پرداخت حقوق و مزایای متناسب با سختی کار و تنظیم عادلانه شیفتها، از مهمترین راهکارهای کاهش فرسودگی شغلی است. همچنین باید به حقوق پرستارانی که در روزهای تعطیل و مناسبتهای خاص مشغول خدمت هستند توجه شود. متأسفانه پنجشنبهها و برخی تعطیلات غیرتقویمی که در سطح کشور تعطیل اعلام میشوند، برای پرستاران شاغل نه امتیاز مشخصی دارند و نه در اضافهکار محاسبه میشوند. انتظار داریم سختی این شرایط در پرداختها و قوانین به رسمیت شناخته شود؛ زیرا بیمارستان تعطیل نمیشود و پرستاران همواره در حال خدمترسانی هستند.
کرمی: کاهش فرسودگی شغلی به مجموعهای از اصلاحات نیاز دارد؛ از اصلاح نسبت پرستار به بیمار و کاهش شیفتهای طولانی و نامنظم گرفته تا فراهم کردن حمایت روانی مستمر و دسترسی به مشاور. حقوق و مزایای منصفانه، مشارکت دادن پرستاران در تصمیمگیریهای بالینی، حمایت مدیران و ایجاد فرصتهای آموزشی و رشد شغلی نیز اهمیت زیادی دارد. فرسودگی شغلی را نباید صرفا ضعف فردی دانست؛ شرایط و فشارهای محیط کار نیز در شکلگیری آن نقش دارند. بنابراین باید ساختار را اصلاح کرد، نه اینکه تنها از پرستار انتظار سازگاری داشت.
چه اقداماتی میتواند انگیزه و ماندگاری پرستاران را افزایش دهد؟
شهابی: برای افزایش انگیزه و ماندگاری پرستاران، حقوق و مزایا باید متناسب با مسئولیت و سختی کار باشد. اضافهکاری و فعالیت در روزهای تعطیل باید عادلانه محاسبه شود و کمبود نیرو و فشار کاری کاهش یابد. احترام به جایگاه حرفهای پرستاران، فراهم کردن فرصت پیشرفت شغلی و توجه به رفاه و امنیت شغلی نیز ضروری است.
کرمی: انگیزه فقط با پول ساخته نمیشود، هرچند حقوق منصفانه پایهای ضروری برای آن است. احساس ارزشمند بودن، امنیت شغلی، مسیر روشن ارتقا، حمایت مدیران و همکاران، تعادل میان کار و زندگی و فرصت یادگیری و تخصصی شدن، همگی در ماندگاری پرستاران نقش دارند. مهمتر از همه، باید صدای پرستاران در تصمیمگیریها شنیده شود.
آیا جامعه صدای پرستاران را میشنود یا فقط به حضورشان نیاز دارد؟
شهابی: به نظر من، جامعه بیش از آنکه صدای پرستاران را بشنود، به حضور و خدمات آنها نیاز دارد. در بسیاری از مواقع، در حق پرستاران کملطفی میشود و زحمات و مسئولیت سنگینشان آنطور که شایسته است، دیده نمیشود. پرستاران شبانهروز در کنار بیمارانی هستند که گاهی خانواده و عزیزانشان نیز از مراقبت و نگهداری آنها خسته و ناتوان میشوند؛ اما پرستار با وجود خستگی جسمی و روحی به مسئولیت خود ادامه میدهد. انتظار داریم این فداکاریها فقط در روز پرستار مورد تقدیر قرار نگیرد و توجه به حقوق و شرایط کاری آنان در تمام طول سال ادامه داشته باشد.
کرمی: متأسفانه در بسیاری از مواقع، جامعه بیشتر به حضور پرستار نیاز دارد تا به صدای او. زمانی که بیمار روی تخت است، انتظار میرود پرستار حاضر باشد؛ اما وقتی پرستار از خستگی، فشار روانی یا مشکلات معیشتی سخن میگوید، کمتر شنیده میشود. این فاصله باید با کمک رسانهها، تشکلهای صنفی، پژوهش و گفتوگوی عمومی کاهش یابد. شنیدن صدای پرستار نه لطف است و نه شعار؛ بلکه یکی از ضرورتهای سلامت پایدار جامعه است.
وقتی دو پرستار شریک زندگی یکدیگرند، چه کسی مرهم خستگیهایشان میشود؟ آیا شناخت درد بیماران به درک دردهای ناگفته یکدیگر کمک میکند؟
شهابی: من و همسرم هر دو پرستاریم و بهخوبی سختیها، خستگیها و فشارهای این حرفه را درک میکنیم. شاید یکی از مزیتهای زندگی ما این باشد که بدون توضیح زیاد، حال همدیگر را میفهمیم؛ چون هر دو شرایط سخت بیمارستان را تجربه کردهایم.
البته وقتی هر دو خسته از شیفت کاری به خانه برمیگردیم، مسئولیت زندگی و مراقبت از فرزندان نیز بر عهده ماست و باید میان کار، استراحت و رسیدگی به بچهها تعادل برقرار کنیم. گاهی این شرایط واقعا خستهکننده است، اما درک متقابل و همراهی یکدیگر کمک میکند این مسیر را بهتر طی کنیم.
کرمی: وقتی دو پرستار شریک زندگی هم میشوند، میتوانند مرهم خستگیهای یکدیگر باشند؛ چون زبان خستگی، شببیداری، اضطراب و همراهی را بیواسطه میفهمند. شناخت درد بیماران به آنها یاد میدهد که درد همیشه با کلمات بیان نمیشود؛ گاهی در سکوت، نگاه خسته یا بیحوصلگی پس از یک شیفت سنگین پنهان است.
مهمترین دغدغههای شما و همکارانتان چیست؟
شهابی: مهمترین دغدغه پرستاران، حقوق و مزایای پایین در مقایسه با حجم مسئولیت و سختی کار است. رفاهیات در نظر گرفتهشده برای پرستاران نیز در بسیاری از موارد آنقدر محدود است که تأثیر قابلتوجهی در بهبود شرایط معیشتی آنان ندارد.
از سوی دیگر، فشار کاری بالا، کمبود نیرو، شیفتهای سنگین و استفاده از امکانات و تجهیزات قدیمی در برخی محیطهای درمانی، شرایط کار را دشوارتر میکند.
کرمی: خواسته ما امتیاز ویژه نیست؛ خواسته ما عدالت در پرداخت، رفاه متناسب با سختی کار، تجهیزات استاندارد، نیروی کافی و حمایت عملی مسئولان و وزارت بهداشت است. پرستاران برای انجام مسئولیت خود به محیط کاری ایمن، امکانات مناسب و حمایت حرفهای نیاز دارند. نمیتوان از پرستار انتظار داشت در همه شرایط بهترین خدمات را ارائه دهد، اما در تأمین نیازهای اولیه محیط کار و سلامت روان او کوتاهی کرد.
اگر قرار باشد پیام شما به مناسبت روز پرستار در یک جمله خلاصه شود، چه میگویید؟
شهابی: امیدوارم پرستاران در تمام روزهای سال، نه فقط در روز پرستار، دیده شوند و زحمات، مسئولیتها و سختیهای کارشان به رسمیت شناخته شود.
کرمی: پرستاری، پیوند دانش و مهربانی است؛ اما برای تداوم این پیوند، باید از خود پرستار نیز مراقبت کرد.
پرستار جوان ملایری:
پرستاری، هنر تلاقی علم و انسانیت است
با محمد فرزادپور، پرستاری جوان و پرتلاش از ملایر است، کسی که باور دارد پرستاری فقط اجرای دستور پزشک نیست، بلکه ترکیبی از علم دقیق، تصمیمگیری سریع، و همدلی عمیق با بیماران است. او در سالهای فعالیت حرفهای خود در بخشهای مختلف درمانی، با تجربههای انسانی و علمی گوناگونی روبهرو شده و امروز از دیدگاه خود درباره تحولات پرستاری، چالشهای پنهان این حرفه، و امیدها و انگیزههای درونیاش سخن میگوید.
لطفا خودتون رو معرفی کنید و چند ساله مشغول شغل پرستاری هستید؟
من محمد فرزادپور هستم و ۳ سال است که در زمینه پرستاری مشغول به کارم. در این مدت در بخشهای مختلف تجربه کسب کردهام و هر روز سعی میکنم با دانش و مهارت خود، بهترین مراقبت را از بیماران ارائه کنم.
با توجه به تجربیات ارزشمند شما، به نظر میرسد پرستاری امروز نیازمند ترکیبی از تخصص پزشکی و مهارتهای ارتباطی پیشرفته است. چگونه این 2جنبه را در عملکرد حرفهای خود تلفیق میکنید؟
برای من پرستاری فقط اجرای دستور پزشک نیست؛ هر روز با بیماران و خانوادههایشان روبهرو میشوم و اینجاست که مهارتهای ارتباطی اهمیت پیدا میکنند. تجربه و دانش پزشکی من کمک میکند تصمیمهای بالینی سریع و دقیق بگیرم، علائم و تغییرات وضعیت بیمار را درست تشخیص دهم و اقدامات لازم را بهموقع انجام دهم. اما این کافی نیست؛ وقتی یک بیمار نگران آزمایش یا درمان است، توضیح علمی بهتنهایی کافی نیست، بلکه باید بتوانم با زبان ساده، صبورانه و همراه با همدلی، نگرانی او را کاهش دهم.
سیستم سلامت در حال تحولات گستردهای است. به عنوان یک پرستار متخصص، چه چشماندازی برای آینده این حرفه دارید و چگونه خود را برای این تحولات آماده میکنید؟
سیستم سلامت هر روز در حال تحول است و حرفه پرستاری نیز باید خود را با این تغییرات سازگار نماید. پرستاری آینده نه تنها نیازمند مهارتهای بالینی قوی است، بلکه توانایی بهرهگیری از فناوریهای نوین، مدیریت اطلاعات و همکاری مؤثر با سایر اعضای تیم درمان نیز اهمیت فراوان دارد. فناوریهایی مانند تلهمدیسین برای پایش و مشاوره بیماران از راه دور، دارودهیهای رباتیک برای افزایش دقت و کاهش خطای انسانی، و سیستمهای الکترونیک پروندههای بیمار، نمونههایی از این تحولات هستند که پرستاران را قادر میسازند مراقبتهای دقیقتر و ایمنتری ارائه دهند.
مدیریت بحران و شرایط اضطراری از الزامات کار پرستاری است.تجربهای خاص در این زمینه را که بر رشد حرفهای شما تاثیرگذار بوده، دارید؟
یک تجربه بهیادماندنی در زمینه مدیریت بحران، روزی بود که همزمان چند بیمار بدحال داشتیم و شرایط بسیار فشرده بود. یکی از بیماران دچار مسمومیت با قرص برنج شده بود و حتی ایست قلبی هم کرده بود و در حال احیا بودیم. در همین حال، یک بیمار دیگر با مشکل قلبی نیاز فوری به اعزام به بیمارستان دیگر داشت و تعداد بیماران سرپایی نیز بسیار زیاد بود. همراهان بیماران عصبی و نگران بودند و پرسنل به دلیل فشار کاری و خستگی، کمی کلافه شده بودند. پزشک نیز تنها حضور داشت و نمیتوانست همزمان بر همه امور نظارت کند.
همچنین فهمیدم که بودن کنار بیمار، شنیدن حرفهایش، درک ترس و دردش، و نشان دادن همدلی واقعی، گاهی مؤثرتر از تمام اقدامات بالینی است.
با توجه به چالشهای نوین در حوزه سلامت، چه راهکارهای مبتکرانهای برای ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران پیشنهاد میدهید؟
با توجه به پیچیدگیهای روزافزون حوزه سلامت، ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران نیازمند راهکارهای نوآورانه و چندجانبه است. یکی از این راهکارها، بهرهگیری از سیستمهای پایش علائم بیماران به صورت دیجیتال است که امکان تشخیص سریع تغییرات وضعیت بالینی و مداخله به موقع را فراهم میکند. علاوه بر آن، طراحی تیمهای پرستاری کوچک با نقشهای تخصصی در بخشهای پرترافیک و تدوین پروتکلهای انعطافپذیر برای مدیریت شرایط اضطراری، موجب افزایش سرعت و دقت مراقبتها میشود.
به عنوان یکی از ستونهای نظام سلامت، چه توصیهای به پرستاران جوان دارید که بتوانند در این مسیر پرچالش موفق و تاثیرگذار باشند؟
به پرستاران جوان توصیه میکنم پرستاری را فراتر از یک شغل ببینند و آن را یک مسیر یادگیری و رشد مداوم بدانند. دانش و مهارت بالینی پایه کار است، اما موفقیت واقعی وقتی حاصل میشود که مهارتهای انسانی، همدلی و توانایی ارتباط مؤثر با بیماران و تیم درمان نیز همراه آن باشد.
پرستاری نیازمند تابآوری و مدیریت فشار است؛ یادگیری حفظ آرامش در شرایط بحرانی و توانایی تصمیمگیری سریع تجربه و تمرین میخواهد. پرستاران جوان باید از فرصتهای یادگیری نوآورانه مثل کار با فناوریهای جدید، مشارکت در تحقیقات بالینی یا مدیریت پروژههای کوچک استفاده کنند و خلاقیت خود را در حل مشکلات به کار بگیرند.
همچنین، خودشناسی و مراقبت از سلامت روان بسیار مهم است. کسی که خودش را میشناسد، میتواند استرس را بهتر مدیریت کند و انرژی خود را درست مصرف کند؛ چنین پرستاری بیشترین اثرگذاری را بر بیماران و جامعه دارد.
کدام لحظه در کار پرستاری بود که با خود گفتید: این دقیقا جایگاهی است که باید باشم؟
یکی از لحظاتی که مطمئن شدم پرستاری دقیقا جایگاهی است که باید باشم، وقتی بود که نوزاد دهماههای به علت سوءرفتار والدین دچار مسمومیت با مخدر شده بود و با علایم حیاتی بسیار ناپایدار به اورژانس آورده شد. در اتاق احیا، نوزاد دچار ایست تنفسی شد و هر ثانیه اهمیت حیاتی داشت.
در آن لحظه، با تمرکز کامل روی اقدامات بالینی، همکاری نزدیک با همکاران و اجرای دقیق پروتکلهای احیا، توانستیم جان او را نجات دهیم و نوزاد دوباره به زندگی بازگشت. تجربه آن لحظه، شدت مسئولیت و اهمیت حضور پرستار در لحظات حساس را به من نشان داد. احساس کردم که نقش ما فراتر از یک شغل است؛ هر تصمیم، هر اقدام و هر لحظه توجه ما میتواند تفاوت میان زندگی و مرگ باشد. همانجا بود که با تمام وجودم حس کردم این دقیقا جایگاهی است که باید باشم و هیچ چیز دیگری به اندازه نجات یک زندگی و دیدن لبخند دوباره یک کودک، انگیزهبخش و ارزشمند نیست.
چه درسهای زندگی از بیماران یاد گرفتید که در هیچ کتابی پیدا نمیشود؟
بیشتر از هر چیزی، بیماران به من یاد دادند که زندگی همیشه غیرقابل پیشبینی است و ارزش هر لحظه چقدر بالاست. بعضی وقتها یک کودک یا سالمندی که در ظاهر ضعیف و ناتوان است، به من نشان میدهد چطور امید میتواند حتی در تاریکترین شرایط روشنایی بیاورد. از آنها یاد گرفتم که صبر، شجاعت و حتی لبخند ساده، قدرتی دارد که هیچ کتاب و کلاس آموزشی نمیتواند منتقل کند.
امروز پرستاران با چه چالشهایی مواجهند که مردم عادی از آن بیخبرند؟
خیلیها فکر میکنند کار پرستاری فقط تزریق و چک کردن علایم حیاتی است، اما واقعیت خیلی پیچیدهتر است. بعضی روزها با چند بیمار بدحال همزمان سروکار داریم، همراهان نگران و مضطرب، و حتی وقتی همه تلاش میکنیم، همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
یکی از چالشهای بزرگ، هماهنگ شدن با بخشهای مختلف بیمارستان است، وقتی نیرو و تجهیزات کافی در دسترس نیست و زمان برای مراقبت از همه بیماران محدود است. علاوه بر این، کنترل استرس و حفظ تمرکز خودمان در همین شرایط پراسترس، بخش دیگری از سختی کار است که کمتر دیده میشود، اما تاثیر مستقیم بر کیفیت مراقبت دارد.
اگر برای یک روز رئیس بیمارستان بودید، چه تغییر خاصی برای بهبود زندگی پرستاران ایجاد میکردید؟
اگر یک روز رئیس بیمارستان بودم، نخستین چیزی که انجام میدادم این بود که شرایطی بسازم که پرستاران واقعا نفس بکشند و بتوانند تمرکز کنند. نه فقط با نیرو و تجهیزات کافی، بلکه با ایجاد فضایی که بتوانند فشار کار و استرس را مدیریت کنند، بدون اینکه احساس کنند همیشه در حال دویدن و عقب ماندن هستند.
به طور مثال، فضایی برای استراحت کوتاه ولی واقعی، جایی که بتوانند چند دقیقه دور از سر و صدا باشند، یا دسترسی به پشتیبانی روانی و جلسات کوتاه برای مدیریت استرس. سیستم چرخشی بهتر برای شیفتها و تقسیم کار هوشمندانه هم باعث میشود هیچ کس غرق کار نشود و انرژی و انگیزه بیشتری برای مراقبت از بیماران داشته باشد.
همچنین به معیشت و مسائل مالی پرستاران اهمیت ویژه میدادم؛ حقوق منصفانه، مزایای واقعی و توجه به رفاهیات، باعث میشود پرستاران با آرامش و انگیزه بیشتری کار کنند و حس کنند تلاششان دیده میشود.
|