ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 5 مهر 1405

کد خبر : 106408
 
بازارکرونا زده!
تاریخ خبر : 1398-12-08
نویسنده : غزل اسلامي
     
 
 
     
متن خبر :


 تا يک روز مانده به اعلام وجود کرونا در همدان، بازار شلوغ بود و حضور تعداد بالاي جمعيت تردد را سخت کرده بود. اما از روزي که مردم متوجه وجود ويروس کرونا در همدان شدند ترددهاي خود را در بازار به حداقل رساندند و اغلب مردم خريدهاي عيد و غيرضروري خود را به پس از بحران کرونا موکول کردند.
هرچند که ويروس کرونا براي اغلب مردم که سالم هستند و بيماري خاصي ندارند خطر بزرگي به‌حساب نمي‌آيد اما اغلب آنها به‌خاطر پدر و مادر، کودکان و اطرافيان بيمار خود مراعات مي‌کنند. با اين حال استرسي که مردم از ويروس کرونا به خود وارد مي‌کنند به بحراني تبديل شده که بخش بزرگي از زندگي آنها را تحت تأثير قرار داده است، آنقدر که هم تنش رواني پيدا کرده‌اند و هم بخشي از کار و کاسبي خود را از دست داده‌اند.
يکي از لباس‌فروشي‌هاي شهر مي‌گفت: اقتصاد درست و حسابي نداريم و مردم در طول سال توان خريد زياد ندارند حالا هم که دم عيد است و مردم مي‌خواهند خريد کنند کرونا آمد و کسي بازار نمي‌آيد. اين ويروس معلوم نيست تا چه زماني بماند ولي هرچي که هست چين يک ماه است که درگير آن است.
يکي از مس‌فروش‌هاي داخل بازار هم مي‌گفت: در 4 روز گذشته هر روز از تعداد مشتري‌هاي ما کم شده و تا ظهر روز گذشته ديگر مشتري از ما خريد نکرده است.
خانم ديگري هم که معلم است، مي‌گفت: ما براي عيد به هيچ وجه آجيل و شيريني و شکلات نمي‌خريم فقط ميوه مي‌خريم. چون ميوه را مي‌توانم ضدعفوني کنم اما بقيه را نمي‌شود.
زن خانه‌داري هم مي‌گفت: مي‌خواستم فرش‌هايم را بدهم قاليشويي اما مي‌ترسم کارگران بيايند و به وسايل ديگر خانه‌ام دست بزنند و بچه‌هايم کرونا بگيرند. هرچند که 2 سال است فرش‌ها را نداده‌ام به قاليشويي و خيلي کثيف هستند اما مي‌گذارم پس از عيد مي‌دهم براي شستشو ببرند.
خانم ديگري هم مي‌گفت: روز شنبه کمي طلا خريده‌ام خيلي نگرانم که آلوده به اين ويروس بوده باشند. آن زمان از کرونا خبر نداشتم و هرچه خريدم بدون اينکه بشورم از خودم آويزان کردم، حالا خيلي نگرانم.
مرد جوان ديگري که کارخانه‌دار است، مي‌گفت: نمي‌شود خريد نکنيم اما سعي مي‌کنم کمتر خريد کنم و خيلي از اقلام را کلا نمي‌خرم. اما وقتي ميوه مي‌خرم همسرم لگن ميوه را مي‌آورد جلوي در و همه ميوه و سبزي‌ها را داخل آن خالي مي‌کنم و پلاستيک‌ها را مي‌گذارم داخل سطل آشغال. همسرم همه ميوه‌ها را ضدعفوني مي‌کند و با خيال راحت استفاده مي‌کنيم.
اما يک سوپر مارکتي مي‌گفت: ما که مجبوريم مدام با مردم صحبت کنيم و پول و کالا رد و بدل کنيم کرونا گرفتنمان هم با خداست. مي‌گويند هر چقدر هم بهداشت را رعايت کنيد باز هم مي‌گيريد. نمي‌دانم، من که خودم و خانواده‌ام را به خدا سپرده‌ام، فقط ديگر به‌هيچ وجه غذاي بيرون نمي‌خريم.
خانمي هم مي‌گفت: براي بچه‌هايم مي‌خواستم لباس عيد بخرم اما فکر مي‌کنم امسال اصلا نتوانيم بازار برويم.
مرد جواني هم مي‌گفت: ما 11 تا بچه‌ايم که 3 نفرمان همدان نيست، مادرمان هم پير و مريض است. در اين مدت که متوجه کرونا شده‌ايم ديگر به خانه مادرم نرفته‌ايم چون همه ما شاغل هستيم و با افراد زيادي ارتباط داريم. مادرم هم چون حتي يک دقيقه نمي‌تواند تنهايي را تحمل کند تقسيم‌بندي کرده‌ايم هر کداممان در ساعتي به مادرم زنگ مي‌زنيم و حدود يک ساعت صحبت مي‌کنيم که احساس تنهايي نکند. نوه‌ها هم زنگ مي‌زنند و تا زماني‌که مادرم احساس خستگي نکند با او تلفني حرف مي‌زنيم تا خوابش ببرد.
در کل تقريبا تمام ساعت‌هايي که بيدار است و دوست دارد با ما حرف مي‌زند. خريدهايي هم که لازم دارد را مي‌خريم مي‌گذاريم دم در و خودش هم تمام نکات شست‌وشو را رعايت مي‌کند. اما اقلامي مانند مرغ و گوشت با اينکه احتياج دارد نخريديم و از فريزر خودمان برايش برديم.
زن جواني هم مي‌گفت: هر کسي بهداشتش را رعايت کند و دستش را زياد بشورد و کمتر به خارج از خانه تردد کند کافي ا‌ست، چون استرس داشتن خود نوعي بيماري است و احتمال کرونا گرفتن را هم بالا مي‌برد.
همه اين رفتارها ممکن است درست باشد و يا غلط باشد اما داشتن ذهني منطقي موجب مي‌شود تا مردم برخی اقلام را بي‌رويه خريد نکنند و برخي کالاها را هم تا زمان وجود کرونا در شهر، بي‌دليل از سبد خريد خود حذف نکنند. چون چنين رفتارهايي ويروس کرونا را به بحراني جدي در اقتصاد و روان مردم تبديل مي‌کند.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.