تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 15 مرداد 1405کد خبر : 148356
اثرات خطرناک ناامنی فراگیر شغلی
تاریخ خبر : 1405-05-15
متن خبر :
تحولات اخیر بازار کار ایران را نمیتوان صرفاً در قالب شاخصهای اقتصادی مانند نرخ بیکاری یا کاهش اشتغال تحلیل کرد، بلکه این وضعیت بیانگر بروز یک بحران ساختاری است که پیامدهای آن به حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی جامعه سرایت کرده است. در جامعهشناسی، اشتغال صرفاً منبع درآمد نیست، بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای هویت اجتماعی، امنیت روانی و احساس تعلق افراد به جامعه محسوب میشود. از اینرو، هرگونه اختلال در بازار کار، بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی شهروندان تأثیر میگذارد.
حمید حاجاسماعیلی کارشناس بازار کار در گفتگویی می گوید: برآوردها نشان میدهد بین یکونیم تا دو و نیم میلیون فرصت شغلی در یک سال گذشته از بین رفته است؛ در حالی که تنها حدود ۳۰۰ هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری مراجعه کردهاند. این گزاره از منظر جامعهشناسی کار، تنها به معنای کاهش فرصتهای شغلی نیست، بلکه بیانگر گسترش اشتغال غیررسمی و ناکارآمدی نظامهای حمایت اجتماعی است. در این شرایط ناامنی شغلی به یک وضعیت فراگیر تبدیل میشود و افراد حتی در صورت اشتغال نیز آینده اقتصادی خود را نامطمئن ارزیابی میکنند.از سوی دیگر، صحبت های این کارشناس مبنی بر اینکه ۴۹ ساعت کار در هفته نشانه رونق نیست؛ مردم به دلیل پایین بودن دستمزدها ناچارند فقط برای بقا بیشتر کار کنند، به روشنی بیانگر گسترش پدیده اشتغال فقیر است. در ادبیات جامعهشناسی، افزایش ساعات کار زمانی که ناشی از اجبار اقتصادی باشد، نهتنها نشانه رشد اقتصادی نیست، بلکه حکایت از کاهش کیفیت اشتغال و افت سطح رفاه دارد. در چنین شرایطی، اشتغال دیگر قادر به تأمین امنیت اقتصادی نیست و صرفاً به ابزاری برای ادامه بقا تبدیل میشود؛ وضعیتی که فرسودگی جسمی و روانی، کاهش مشارکت اجتماعی و تضعیف روابط خانوادگی را نیز به همراه دارد.
علاوه بر این کارشناسان بر این باورند که شکاف میان دستمزد و هزینه واقعی زندگی بیش از ۱۰ برابر شده و بسیاری از مردم میگویند حقوقشان تنها هزینه سه روز اول ماه را تأمین میکند... با تاکید بر این گزاره میتوان از تعمیق نابرابری ساختاری سخن گفت. در چنین وضعیتی، خانوارها ناچار به حذف تدریجی هزینههای آموزش، سلامت، فرهنگ و تفریح میشوند و فقر از یک پدیده صرفاً اقتصادی، به محرومیتی چندبعدی تبدیل میشود که فرصتهای رشد و تحرک اجتماعی را به شدت محدود میکند. از منظر جامعهشناسی توسعه، هشدار کارشناسان مبنی بر اینکه از هر دو نفر در ایران، یک نفر زیر خط فقر قرار گرفته باشد، زنگ خطری برای تضعیف طبقه متوسط و افزایش شکافهای اجتماعی است. کوچک شدن طبقه متوسط، کاهش امید به آینده، افزایش احساس محرومیت نسبی و افت اعتماد اجتماعی را به دنبال دارد؛ عواملی که میتوانند زمینهساز کاهش مشارکت مدنی و تضعیف سرمایه اجتماعی شوند. نکته قابل توجه دیگر، تأکید بر این است که بیش از ۷۰ درصد بحران بیکاری ریشه در ساختار بیمار اقتصاد ایران دارد. این دیدگاه با رویکردهای جامعهشناسی توسعه همخوانی دارد که مسائل بازار کار را نتیجه ناکارآمدی سیاستگذاری، کاهش سرمایهگذاری مولد و اختلال در سازوکارهای اقتصادی میدانند. بر این اساس، بیکاری صرفاً یک مسئله فردی نیست، بلکه محصول عملکرد ساختارهایی است که توان ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و حمایت مؤثر از نیروی کار را از دست دادهاند.
در مجموع، وضعیت کنونی بازار کار را باید بازتاب بحرانی دانست که ابعاد آن بسیار فراتر از اقتصاد است. تداوم بیکاری، گسترش فقر و کاهش قدرت خرید، نهتنها معیشت خانوارها را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه انسجام اجتماعی و حتی چشمانداز توسعه کشور را نیز با چالش مواجه میسازد. از این رو، عبور از این وضعیت مستلزم اصلاحات ساختاری در اقتصاد، تقویت نظام حمایت اجتماعی، ارتقای کیفیت مدیریت و اتخاذ سیاستهایی است که به جای تمرکز بر پیامدها، ریشههای نهادی و ساختاری بحران بازار کار را هدف قرار دهند.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.