|
جامعه ایران سختترین دوران حیات سیاسی و اجتماعی در تاریخ چند هزار ساله خویش را میگذراند.
شاید این باور در ذهنیت تاریخی مردم کشورمان وجود داشته باشد که این ملت بزرگ فجایع انسانی بزرگی از جمله حمله اقوام تاتار تا کشتار آقامحمدخان قاجار، قحطیهای بنیانکن و سیاهترین دوران پادشاهی و حکومتهای وابسته و بیگانه را تجربه و تحمل کرده و پشت سرگذاشته است ولیکن واقعیت این است که تمام مشکلات و گرفتاریهای جامعه امروز در دنیای مدرن و دست یافته به پیشرفتهترین علوم انسانی و پزشکی و صنعتی و ارتباطات و حتی مبادلات تجاری اتفاق میافتد و با حوادث مقاطع غارنشینی و وحشیگری و قتل و تاراج در تاریخ بشریت هزاران سال فاصله دارد، اما باید بپذیریم که تمام پیشرفتها و ادعاهایی که برای رفاه و آسایش و خدمت به بشریت وجود دارد، مزید بر علت شده و گرفتاریهای امروز جامعه ایرانی را چند برابر ساخته است!
صبح روز گذشته اخبار مربوط به تاخت و تاز ویروس کرونا و از سویی هم نتایج انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی از طریق شبکه خبری تلویزیون خودمان را دنبال میکردم که زیرنویسها رفت روی خبرهای فوری و خبرآمد که زلزله 6/5 ریشتری در عمق 6 کیلومتری زمین بخشهای وسیعی از استانهای آذربایجان غربی و شرقی را تکان داد و خبرهای لحظهای هم حکایت از آن داشت که سازمانهای امدادرسان برای مقابله با این زلزله بسیج شدند!
چنین خبرهایی قلب نهتنها هر ایرانی باشرف بلکه هر انسان باوجدان در هر گوشه دنیا را به تکان وامیدارد و قطعاً هر هموطن ایرانی که با نگرانیهای شدیدی اخبار مربوط به ویروس کرونا را دنبال میکند و اینکه چگونه تمام نهادهای دولتی و جامعه پزشکی و مردم برای ایستادگی در مقابل این بلای وحشتناک آماده میشوند، با شنیدن خبر بلای ناگهانی دیگری در چنین سوز سرما و هوای آلوده از بیماری مرگبار در بخش بزرگی از کشور که هموطنان آذریزبان را تهدید میکند، متأثر و ناراحت خواهد شد.
این حوادث و چنین بلایای طبیعی ناخواسته در این برهه زمانی در حالی اتفاق میافتد که وضعیت عمومی کشور متأثر از تحریمهای شدید اقتصادی است.
در همین حال بیشترین حوادث طبیعی و قهری از سیلهای ویرانگر نوروز گذشته تا زلزلههای پی در پی و مخرب در شمال و جنوب و شرق کشور و در کنار آن بارشهای 2 متری برف در بخشهای وسیعی از استانهای شمال و شمال غرب، در همین یکسال گذشته روی داده و میتوان گفت، ملت و دولت ایران سراسر امسال را در سیل، زلزله، طوفان و بیماریهای سخت فصلی گذراند و واقعاً چنین بلایای همزمان در تاریخ کشورمان کمسابقه است. اگرچه ریشه بیشتر گرفتاریهای اجتماعی جامعه ایران در سالهای گذشته دشمنیهای آمریکا و تحریم شدید اقتصادی و هزاران نقشه شوم و غیرانسانی برای تغییر نقشههای جغرافیایی کشورهای کل منطقه خاورمیانه و یکهتازی ابر قدرت شیطانی آمریکا میباشد، ولیکن برخی نقصانها و برنامههای تربیتی دولتها بدون پشتوانههای تضمینی نیز نتوانست پاسخگوی مطالبات جامعه باشد و شاید هم نقشههای راه برای مقابله با بسیاری دشواریها و بحرانهای قابل پیشبینی در نزد دولتها در مرحله اجرا با بسیاری واقعیتهای فرهنگی و با ذهنیتهای مردمی جفت و جور نشده و جواب تعیینکننده نداده است. در هر صورت بیشترین فشارهای بینالمللی و مشکلات داخلی دهههای گذشته در تاریخ ایران خواسته یا ناخواسته بر دوش دولت دوازدهم افتاد و بدشانسیهای زیادی گریبانگیر این دولت گردید و متأسفانه ردیف حوادث و مشکلات برای مردم و دولت کنونی بهگونهای است که همگان باور دارند، «هر دم از این باغ بری میرسد و تازهتر از تازهتری میرسد» و یا آن اصطلاح عامیانه که حکایت آدم گرفتاری است که در اوج درماندگی، بدهکاری، نداری و دستتنگی، صاحب یک نوازد تازهای میشود و برای هزینهها و مخارج سنگین این اتفاق مانده است که چند میهمان غریبه هم بر او وارد میشوند و بقیه ماجرا و آن مثل که «سه پشت آید و زن زاید و میهمان برسد!»
اما حرف و چاره آخر اینکه در چنین شرایطی بهویژه در مقابله با ویروس مرگبار ویروس و هجوم مردم به مراکز درمانی و داروخانهها برای تهیه دارو و وسایل بهداشتی، بیشتر از هر زمان دیگر یار و یاور هم باشیم و فکر سود و زیانها را از سر بیرون کنیم و دستگیر هم باشیم، تا خدا هم دستگیر همه ما باشد.
|