|
وقتی نرخ تورم با معیارهای متعارف در جامعه متوازن نباشد و به بالای در صدهای مجاز برسد یعنی اینکه خیلی از ساختار اقتصادی جامعه خراب است و ارزش پول ملی فدای سیاستگذاریهای غلط شده است.
صادرات کالا از یک کشور قاعدتاً باید پشتوانه تولید و افزایش درآمد ملی باشد، به نحوی که ارزش افزوده حاصل از صادرات کالا از یکسو موجب قوام ارزش پول ملی و از سویی نیز به شکوفایی اقتصاد کشور و درنهایت رونق تولیدات داخلی و رفاه عمومی بینجامد.
تقریباً هر فرد عاقل و بالغ در جامعه امروز ایران میتواند درک کند که وضعیت اقتصادی کشور به علل گوناگون مناسبت نیست و تورم و گرانی قیمتها رهآورد همین اقتصاد نابسامان است که در همیشه تاریخ 2 قرن اخیر متکی به درآمدهای حاصل از صادرات نفت بوده است؛ ولیکن رئیسجمهور کشورمان بهطور رسمی اعلام میکند که در وضعیت دشوار فعلی حتی یک قطره نفت هم از کشور قابل صدور نیست و باید با صادرات محصولات غیرنفتی و جایگزین بتوانیم ارز موردنیاز خود را برای معاملات خارجی و تأمین مایحتاج ضروری تأمین کنیم.
صادرات کالا از یک کشور براساس سیاستگذاریهای کلان توسط دولتها تابع مصالح ملی است، شاید همان کاری که هماینک درحال انجام است اما همین مصلحتگرایی ایجاب میکند، کالاهایی قابل صادرات خواهد بود که در درجه نخست نیازهای داخلی را تأمین کرده باشد و صدور کالایی خاص موجب کمبود در بازار داخلی و به زحمت افتادن قشرهای مصرفکننده نشود؛ اما متأسفانه این روزها شاهدیم که روند صادرات کالا اگرچه درصدی هم در خدمت رونق تولید داخلی قرار دارد و درصدهایی از ارزآوریها نیز به صندوق ارزی دولت برمیگردد، اما فقط به سود جمعیت البته بسیار اندک در حوزه قاچاق کالا به خارج و عناصر فعال در حوزه فعالیتهای غیرقانونی در امر صادرات تمام میشود و درنهایت سودی به حال مردم و خیل عظیم قشرهای کمدرآمد ندارد و درواقع این مردم هستند که با تحمل ضربههای خردکننده گرانی کالا و هزینه خدمات، باید تاوان صادرات غیراصولی از کشور خود را بپردازند.
فصلهای تولید محصولات کشاورزی و باغی و جالیزی در کشورمان تقریباً رو به پایان است و بسیاری محصولات در سالی پرباران و پررونق به بار آمد و کشت و برداشت شد، اما کمتر مصرفکننده داخلی رنگ این محصولات را دید و اگر هم کسی و خانوادهای از هموطنان میوه یا ثمرهای از بوستان و باغ ایرانی نوبر کرد، به بهایی سنگین برایش تمام شد، چون تقریباً هر محصولی تمام و کمال از سر همان زمین و باغ مستقیم به مبادی صادرات ارسال شد! البته برخی کالا از جمله میوههای رنگارنگ اگر بهناچار کمتر هم به سبد مصرف خانوار برسد، ممکن است به جایی بر نخورد! و حتی ممکن است برخی تولیدات داخلی در هر زمینهای باب میل و مصرف و نیاز حیاتی جامعه مبدأ و مقصد نباشد و عقلاً باید به بازارهای جهانی راه پیدا کند، ولیکن آنجا که کالایی جزو قوت لایموت مردم یک کشور است و حکم چراغ واجب برای خانه را دارد، جفای بزرگی است جلوی صادرات و قاچاق آن را باز گذاشت و از دهان مردم برید!!!!
تخم مرغ کالایی است که علاوهبر نان قوت اصلی بیشترین خانوادههای کمدرآمد در جامعه ماست و خانوادههای محروم تخممرغ را جایگزین گوشت کیلویی 130هزار تومان و برنج قابل مصرف کیلویی 30 هزار تومان میکنند، علاوهبر این تخممرغ مصارف فراوان صنعتی و صنفی هم دارد که حاصل آن برای نیاز عمومی است.
این روزها قیمت تخممرغ در بازارهای داخلی کشورمان به قول معروف سر به فلک کشیده است و به شانهای حدود 38 هزار تومان در همین شهر و استان خودمان همدان رسیده و واقعاً باید گفت، مرغها تخم طلا شدهاند و برای صاحبان واقعی خود ثروت تولید میکنند که چه بسا این صاحبان واقعی همان قاچاقچیان و صادرکنندگان غیرمجاز باشند.
رئیس اتحادیه فروشندگان پرنده و ماهی کلانشهر تهران که ذکر نام او در این یادداشت ضرورتی ندارد، بهتازگی علت اصلی افزایش قیمت تخممرغ را صادرات مجاز و غیرمجاز این کالا به کشورهای همسایه میداند و چند دلیل هم آورده است که حتی اگر قیمت داخلی نهاده و دان مرغ هم گران شده باشد، دلیلی ندارد که قیمت فروش عمده و خرد این محصول در بازار خودمان چنین نامتعارف دچار افزایش شود. بسیاری مایحتاج عمومی مردم این چنین در طوفان صادرات غیراصولی و قاچاق دچار کمبود و گرانی است که میشود برای حل این مشکل تدبیر کرد، میشود!
|