ttttt1405-06-091405-06-19bool(false) 1405-06-091405-06-19bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 19 شهريور 1405

کد خبر : 149212
 
عنوان جهانی لالجین با امکانات محلی فعلی سازگار نیست

جاده؛ نخستین ویترین پرچالش برای لالجین
تاریخ خبر : 1405-06-18
نویسنده : مریم مقدم
     
 
 
     
متن خبر :

گردشگری هنوز در قد و قامت استاندارد به لالجین جهانی نرسیده است،  اما از آنجا که عنوان جهانی شدن بر پیشانی این شهر نشسته است در همان قدم نخست، هر تحلیل گر و هر گردشگری نخستین قضاوت خود را درباره شهر جهانی سفال به محض ورود به لالجین آغاز می‌کند.
این تحلیل قضاوتی است که نه از پشت ویترین سفال‌فروشی‌ها، بلکه از جاده دسترسی، تابلوهای مسیر، ورودی شهر و سیمای نخستین خیابان‌ها شکل می‌گیرد. لالجین سال‌هاست با عنوان شهر جهانی سفال شناخته می‌شود، اما آنچه گردشگر در مسیر ورود و در فضای شهری با آن مواجه می‌شود، هنوز با تصویری که از یک مقصد جهانی که انتظار می‌رود، فاصله دارد.
لالجین یکی از شناخته‌شده‌ترین شهرهای ایران در حوزه صنایع‌دستی است؛ شهری که سفال نه فقط یک محصول، بلکه بخشی از هویت، اقتصاد و زندگی اجتماعی آن محسوب می‌شود. با این حال، توسعه شهرت جهانی این شهر با توسعه متناسب زیرساخت‌های گردشگری و شهری همراه نشده و همین موضوع، امروز به یکی از چالش‌های جدی پیش روی لالجین تبدیل شده است.
 جاده؛ نخستین ویترین لالجین
تجربه گردشگر از لالجین، پیش از ورود به شهر آغاز می‌شود. مسیر دسترسی باید نخستین نشانه از مقصدی باشد که گردشگر در حال نزدیک شدن به آن است؛ اما ضعف در نشانه‌گذاری، تابلوهای راهنما، عناصر هویتی و کیفیت برخی زیرساخت‌های مسیر، موجب شده این فرصت برای معرفی لالجین به‌عنوان یک مقصد شاخص گردشگری به‌طور کامل مورد استفاده قرار نگیرد.
در مقاصد گردشگری حرفه‌ای، مسیر دسترسی صرفا یک راه ارتباطی نیست؛ بخشی از محصول گردشگری است. تابلوها، ورودی‌ها، المان‌های شهری و حتی نحوه معرفی مقصد در مسیر، باید به گردشگر بگوید که وارد چه شهری می‌شود و چه تجربه‌ای در انتظار اوست. در مورد لالجین، این پرسش جدی مطرح است که آیا مسیر ورود به شهر، هویت  شهر جهانی سفال را به گردشگر منتقل می‌کند یا او تنها با یک مسیر معمولی شهری مواجه می‌شود؟
پاسخ به این پرسش، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند وقتی بدانیم بخش قابل توجهی از اقتصاد شهر با تولید و فروش سفال و حضور گردشگران پیوند خورده است.
 جهانی بودن باید در سیمای شهر 
دیده شود

مشکل لالجین تنها به جاده دسترسی محدود نمی‌شود. گردشگر پس از ورود به شهر نیز باید بتواند نشانه‌های هویت جهانی آن را در سیمای شهری مشاهده کند.پیاده‌روها، معابر، مبلمان شهری، نورپردازی، تابلوهای راهنما، المان‌های شهری، فضاهای مکث، پارکینگ‌ها، سرویس‌های بهداشتی، نظم بصری فروشگاه‌ها و نحوه دسترسی گردشگران به کارگاه‌های سفال، همه بخشی از تجربه سفر هستند. لالجین نمی‌تواند تنها با سفال‌های زیبا، یک مقصد گردشگری جهانی باشد. خود شهر نیز باید بخشی از این روایت باشد.
گردشگری امروز تنها خرید یک محصول نیست. گردشگر به دنبال تجربه است؛ می‌خواهد شهر را ببیند، در آن قدم بزند، عکس بگیرد، با هنرمندان ارتباط برقرار کند، فرآیند تولید صنایع‌دستی را ببیند و با خاطره‌ای متفاوت از مقصد بازگردد. اگر فضای شهری نتواند این تجربه را تکمیل کند، بخشی از ظرفیت اقتصادی و گردشگری شهر از دست می‌رود.
 از شهر تولید به مقصد گردشگری 
یکی از مسائل مهم لالجین این است که توسعه صنعتی و تجاری سفال در این شهر، سریع‌تر از توسعه زیرساخت‌های گردشگری پیش رفته است. لالجین در تولید سفال، برند خود را ساخته؛ اما اکنون باید بتواند این برند را به یک تجربه گردشگری تبدیل کند.
کارگاه‌های سفال می‌توانند به جاذبه گردشگری تبدیل شوند. مسیرهای پیاده می‌توانند با روایت سفال و تاریخ شهر پیوند بخورند. المان‌های شهری می‌توانند داستان سفال لالجین را روایت کنند. ورودی شهر می‌تواند به یک نشانه شاخص گردشگری تبدیل شود و حتی خیابان‌های اصلی شهر می‌توانند با طراحی هویت‌مند، بخشی از برند جهانی لالجین باشند. این اقدامات البته زمانی نتیجه می‌دهد که یک نگاه یکپارچه بر شهر حاکم باشد.
 مرزهای اداری نباید تجربه گردشگر را متوقف کند
یکی دیگر از چالش‌هایی که در پیرامون لالجین دیده می‌شود، تعدد متولیان در برخی نقاط و فضاهای پیرامونی است؛ موضوعی که در نقاطی مانند میدان انصارالامام، خود را بیشتر نشان می‌دهد.برای گردشگری که وارد منطقه می‌شود، تفاوتی ندارد یک میدان در محدوده کدام شهرداری قرار گرفته یا مسئولیت ساماندهی آن میان کدام دستگاه‌ها تقسیم شده است. او یک مقصد واحد را می‌بیند و آن مقصد، در ذهن او «لالجین» است.بنابراین، اختلاف یا ابهام در محدوده مسئولیت دستگاه‌ها نباید به بلاتکلیفی یک فضای شهری منجر شود.
راهکار، ایجاد سازوکار هماهنگ میان مدیریت شهری، دستگاه‌های خدمات‌رسان و متولیان گردشگری است؛ سازوکاری که در آن نقاط ورودی و پیرامونی لالجین از منظر «مدیریت مقصد گردشگری» دیده شوند، نه صرفا براساس مرزبندی‌های اداری.
 گردشگر، کیفیت مقصد را 
یکجا ارزیابی می‌کند

یک اصل مهم در گردشگری وجود دارد: گردشگر خدمات یک مقصد را به‌صورت جداگانه ارزیابی نمی‌کند. او مجموعه‌ای از تجربه‌ها را در ذهن خود ثبت می‌کند. اگر سفال باکیفیت باشد اما مسیر دسترسی نامناسب باشد، تجربه آسیب می‌بیند.
اگر فروشگاه‌ها جذاب باشند اما پیاده‌راه و فضای شهری کیفیت لازم را نداشته باشد، تجربه آسیب می‌بیند.اگر شهر جهانی باشد اما تابلوهای راهنمای کافی وجود نداشته باشد، تجربه آسیب می‌بیند.اگر جاذبه‌های فرهنگی و کارگاه‌های تولیدی وجود داشته باشند اما گردشگر نتواند به‌راحتی آنها را پیدا کند، بخشی از ظرفیت مقصد بلااستفاده می‌ماند.به همین دلیل، لالجین بیش از آنکه به یک پروژه منفرد نیاز داشته باشد، به یک برنامه جامع ارتقای مقصد گردشگری نیاز دارد؛ برنامه‌ای که از جاده ورودی آغاز شود و تا قلب شهر و حتی تجربه خروج گردشگر از لالجین ادامه پیدا کند.
لالجین برای جهانی شدن مسیر دشواری را پشت سر گذاشته است و مهم‌ترین سرمایه آن نیز همچنان هنرمندان و سفالگران این شهر هستند. اما حفظ و تقویت این جایگاه، تنها با برگزاری جشنواره، تبلیغات یا نصب عنوان «شهر جهانی سفال» محقق نمی‌شود.
عنوان جهانی باید در کیفیت شهر دیده شود. لالجین باید به نقطه‌ای برسد که گردشگر از لحظه ورود، بدون آنکه نیازی به توضیح داشته باشد، احساس کند وارد شهری متفاوت شده است؛ شهری که هویت آن با سفال، هنر و گردشگری گره خورده و همه اجزای محیط برای تقویت همین هویت طراحی شده‌اند.
مسأله امروز لالجین، نبود ظرفیت نیست؛ نبود تناسب میان ظرفیت و زیرساخت است.شهری که توانسته نام خود را در سطح جهانی مطرح کند، اکنون باید زیرساخت‌هایش را با همان مقیاس بازتعریف کند. جاده دسترسی، ورودی شهر، میدان‌ها، معابر، تابلوها، مبلمان شهری، خدمات گردشگری و سیمای بصری، دیگر موضوعات فرعی و صرفا عمرانی نیستند؛ اینها بخشی از اقتصاد گردشگری لالجین‌اند.
اگر قرار است لالجین شهر جهانی سفال باقی بماند، باید از نگاه جزیره‌ای به مدیریت شهر عبور کرد و یک نقشه راه مشخص برای توسعه یکپارچه گردشگری، زیرساخت و سیمای شهری تدوین کرد.جهانی بودن لالجین نباید فقط در عنوان‌ها و اسناد دیده شود؛ باید در نخستین کیلومتر جاده، در نخستین میدان، در نخستین خیابان و در تجربه تک‌تک گردشگرانی که وارد شهر می‌شوند، قابل مشاهده باشد.
در غیر این صورت، فاصله میان «لالجین جهانی» و «لالجین واقعی» هر روز بیشتر خواهد شد؛ فاصله‌ای که اگر امروز برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، فردا هزینه آن را نه فقط مدیریت شهری، بلکه اقتصاد گردشگری و سفالگران لالجین خواهند پرداخت.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.