|
چند روزی است که ثبتنام برای انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده و در کنار آن رایزنی برای حضور داوطلبان احتمالی شدت یافته است.
در این فضا برخی جناحها نیز به دنبال شرطگذاری و در اصطلاح ناز و ادا هستند.
همچنین بیاخلاقیهای انتخاباتی هم آغاز شده و خطرات تداوم این بیاخلاقیها و بروز حوادث ناگوار را یادآوری میکند.
فضای مجازی هم توسط داوطلبان و اطرافیان آنها داغ شده و هر حرکتی با واکنش داوطلبان دیگر و اطرافیان آنها مواجه میشود.
تا اینجا هیچ اتفاق متفاوتی از انتخاباتهای گذشته رخ نداده و تنها تفاوت همان زودهنگام بودن انتخابات است.
در این فضا چهرههایی هم که تاکنون( صبح شنبه) وارد انتخابات شدهاند، چهرههایی تکراری با برنامهها و روشهای تکراری هستند.
چهرههایی که برخی از آنها رد صلاحیت خواهند شد، برخی پوششی هستند و با گرفتن دستمزد خوب کنار خواهند رفت و برخی هم که میمانند جاذبه لازم برای آوردن اکثریت به پای صندوق را ندارند.
تا اینجای کار، همه نکات داوطلبی تکراری است و داوطلبی با نگاه، شیوه و چهره جدید وارد انتخابات نشده است.
این وضعیت نشان می دهد که جناحها و فعالان سیاسی با واقعیت جامعه بسیار فاصله دارند و نمیدانند جامعه و اکثریت آن چه میخواهد و چرا در انتخابات مشارکت کمرنگ دارد.
درست است بخشی از کاهش مشارکت پیام به حاکمیت است اما بخش دیگر هم پیام به جناحها و فعالان سیاسی است که از جامعه عقب ماندهاید و مطالبات جامعه با آنچه شما دنبال میکنید متفاوت است و اگر میخواهید با اقبال عمومی مواجه شوید چارهای جز بازگشت به جامعه و مردم و پیگیری مطالبات مردمی ندارید.
روشن است تا زمانی که این پیام درک نشود جامعه نسبت به انتخابات واکنش مثبت و رویکرد حداکثری نخواهد داشت و اگر هم با موجسازی این رویکرد ایجاد شود موقتی خواهد بود زیرا باز هم فاصله و بیاعتمادی ایجاد شده کاهش نخواهد یافت.
در این فضا لازم است در فرصت باقیمانده جناحهای سیاسی و احزاب و تشکلها براساس واقعیات اجتماعی حرکت کرده و به دنبال جذب حداکثری در انتخابات برای فعالیت در دورانی متفاوت با تکیه بیشتر بر خواستههای واقعی جامعه و مردم باشند.
|