|
پانزدهم اسفندماه در ایران روز درختکاری بود و اگرچه فعالیتهای باغبانی و درختکاری تقریبا از اسفندماه در نقاط مستعد کشورمان به جریان میافتد اما روزی و هفتهای بهنام درختکاری مناسبت خوش و سبزی است که دوستداران طبیعت و محیط زیست را به تحرک وامیدارد.
امروزه با توسعه شهرها و افزایش سازههای صنعتی و بهکار گرفتن بسیاری از منابع طبیعی برای فراهم آوردن زیرساختهای رفاهی شهرنشینان، نظیر جادههای عریض و طویل ارتباطی، سدهای بزرگ و از سویی نیز توسعه معادن، عرصههای طبیعی، جنگلها و مراتع بهشدت در معرض نابودی و تخریب قرار گرفته است، بهطوریکه طبق آمارهای رسمی، همهساله سطحی بین حداقل 63 هزار هکتار از عرصههای جنگلی ایران و در سطح جهانی نیز سالانه 12 میلیون هکتار جنگل و علفزار قربانی طمعورزی انسانها به منابع طبیعی و آتشسوزیهای عمدی و غیرعمدی میشود.
با وجود تمام بیمهریها و طمعورزیهایی که از سوی آدمهای بیخرد متوجه طلای سبز یعنی ذخایر جنگلی و درخت میباشد، باز هم این دلسوزان و دوستداران طبیعت هستند که با شکستن هر شاخه از درختی، گویی که قلبشان میشکند و دچار افسردگی میشوند.
این دلسوزی و احساس مسئولیت برای این است که جوامع انسانی خوب میدانند ادامه حیات بشر با زنده ماندن و احیای جنگلها و فضای سبز ممکن است و به همین دلیل هفته درختکاری فرصتی است تا با مشارکت در امر درختکاری در هر فضای مناسب و مستعد، بخشی از بیخردی و جهالت متجاوزان به حریم جنگلها در کشورمان جبران شود.
ولی آیا با تمام این احساس مسئولیتها و مشارکتهای مردمی، البته با توجه به امکانات موجود، سالانه به چه میزان امکان درختکاری وجود دارد و با طرحهای سالانه وزارت جهاد کشاورزی و سازمان جنگلها و منابع طبیعی، چقدر سرمایه و بودجه فراهم است تا بتوان جبران مافات کرد و در مقابل تخریبهای حداقل 63 هزار هکتاری، به همین میزان نیز درختکاری و احیای جنگل کرد؟!
در اینباره میتوان گفت سوای نابودی عرصههای جنگلی و باغی بهعلت عوامل طبیعی و پایان عمر مفید انواع درخت و درختچه، این قاچاقچیان چوب و بهرهبرداران غیرمجاز و متخلف از حریم جنگلها هستند که بهقول معروف قیصریهای را به خاطر دستمالی به آتش میکشند و برای درآمدهای کم یا زیادی از محل قاچاق چوب، بهترین ذخایر طبیعی کشور و ملت را به نابودی میکشند. البته با توجه به قیمت گران چوب از انواع درختهای جنگلی برای مصارف سازههای چوبی که با استقبال زیاد و روبه افزایش مردم همراه است، موضوع حراست از عرصههای جنگلی به یک چالش اساسی تبدیل شده است و قاچاقچیان اصلی چوب برای دستیابی به منابع پلید خود، دارای تشکیلات مافیایی شدهاند و میرود تا به غدههای سرطانی تبدیل شود.
به هرصورت در چنین شرایطی، حفظ محیط زیست و منابع طبیعی و سرمایه اصلی این منشأ حیات بشری یعنی درخت و جنگل و فضای سبز، ارادهای محکم و جدی برای جلوگیری از دستیازی انسانها به طبیعت جهت تغیر کاربریهای ظالمانه، قاچاق چوب و جنگلزدایی و جنگلسوزیهای عمدی و دشمنانه لازم است.
بدون شک حفظ ذخایر موجود و جلوگیری از تخریب عرصههای جنگلی و منابع طبیعی بهمراتب عقلاییتر و باصرفهتر از سرمایهگذاریهای هنگفت برای اجرای طرحهای جدید جنگلکاری و توسعه فضای سبز است، حالا برای تفنن و دلمشغولی هم که شده به مناسبتی چون هفته درختکاری چندین هزار اصله درخت هم کاشته شود، جای دوری نخواهد رفت و موجب رضایت خداوندی هم هست. در غیر این صورت آن مصداق شیرین (دیگران کاشتند و ما خوردیم و ما میکاریم تا دیگران بخورند) در دنیای امروز ما خیلی مظلوم و مهجور واقع شده است «ما میکاریم تا معدودی نابخرد و سودجو و فرصتطلب اره کنند و یا جاهلانه بشکنند و بسوزانند!»
|