|
انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و نحوه مشارکت مردم در انتخابات دربردارنده پیامهای بسیاری برای مسئولان بود.
بخشی که مربوط به حضور و مشارکت مردم به رغم تبلیغات دشمنان در انتخابات و شکست دشمنان در این توطئه است، کار را برای توجه به قسمت دوم که نیامدن یا رأی باطله دادن است، آسان میکند.
زیرا در یک فضای پیروزی بهتر میتوان برای آینده برنامهریزی کرد تا در یک فضای شکست که آیندهای برای آن متصور نیست.
حال در این فضای پیروزی که دموکراسی در ایران را در حال تنفس و پویا نشان میدهد میتوان دلایل کاهش مشارکت و رأی باطله را بهتر بررسی کرد زیرا بررسی این موضوع و رفع مشکلات برای شکست دادن دشمنان در توطئه بعدی انتخاباتی ضروری است.
به هر حال دشمن بر اساس ذات خود باید دشمنی کند و این دشمنی پایانی ندارد.
فلسفه وجود دولتها اجرای خواست مردم و ایجاد رضایتمندی حداکثری در جامعه است در واقع دولتها در صورت وجود رضایتمندی بالا در جامعه تداوم مییابند و به همین دلیل همواره باید به شاخص رضایتمندی و نوسانات آن توجه جدی کنند.
بر این اساس اقدام جمعی از مردم در مشارکت نکردن در انتخابات یا رأی باطله را میتوان شاخصی برای اعلام نارضایتی از عملکردها در نظر گرفت.
درست است که مردم از گرانی، تورم، تبعیض و بیعدالتی و ناترازیها ناراحت هستند اما در مرحله اول از مدیرانی که این وضعیت را ایجاد کردهاند ناراضی هستند و اقدام آنها در انتخابات در کنار رأی معنا دار افرادی که رای صحیح دادهاند همه از رأی به تغییر و تحول حکایت دارد.
دولت سیزدهم برای تغییر و تحول به میدان آمد و امیدهایی را در مردم زنده کرد اما به نظر میرسد هنوز نتوانسته وعده خود را به صورت کامل و رضایتبخش عملیاتی کند.
به همین دلیل بررسی انتصابات انجام شده در این دولت و تغییر در انتصاباتی که نتوانسته رضایت مردم را به دنبال داشته باشد میتواند آغاز حرکت به سمت ارتقا شاخص رضایتمندی باشد.
در استان نیز با درنظر گرفتن شرایط و پیامهای انتخابات در این زمینه میتوان انتظار آغاز اقدامات عملی را داشت تا مدیرانی که در افزایش مشارکت ضعیف عمل کردهاند یا عملکرد آنها عامل کاهش مشارکت بوده تغییر کنند و استاندار نیز در راستای سیاستهای دولت مردمی در توجه به خواستههای به حق مردم تا تحقق این خواسته در استان نظارت کند.
|