|
تورم مزمن، نوسانات شدید نرخ ارز، افزایش هزینههای تولید، دشواری تأمین مواد اولیه، قطعیهای برق و گاز، مشکلات تأمین مالی و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد، سبب شده است بخشی از سرمایهها به جای ورود به چرخه تولید، روانه بازارهایی مانند طلا، ارز و حتی داراییهای غیرمولد شود.
گفتوگو با فعالان اقتصادی همدان نشان میدهد بسیاری از صاحبان سرمایه، تولید را دیگر یک فعالیت کمریسک نمیدانند. آنان معتقدند راهاندازی یا توسعه یک واحد تولیدی نیازمند سرمایهگذاری سنگین، اخذ مجوزهای متعدد، پرداخت مالیات، بیمه، هزینههای انرژی، حقوق نیروی انسانی و تحمل ریسکهای مختلف است. در حالی که خرید طلا یا ارز، با دردسر بسیار کمتر و نقدشوندگی بالاتر، در بسیاری از دورهها توانسته ارزش سرمایه را حفظ کند.
یکی از تولیدکنندگان صنایع غذایی همدان در گفتوگو با خبرنگار همدانپیام میگوید: «اگر امروز 10میلیارد تومان سرمایه داشته باشم، برای توسعه کارخانه با تردید تصمیم میگیرم. زیرا هر روز قیمت مواد اولیه، بستهبندی و حملونقل تغییر میکند و معلوم نیست چند ماه بعد بتوان محصول را با سود مناسب فروخت. اما همان سرمایه اگر به طلا تبدیل شود، حداقل نگرانی از کاهش ارزش پول وجود ندارد.»
یک فعال حوزه صنعت نیز معتقد است: «مهمترین مشکل، نبود ثبات در فضای اقتصادی است.»
به گفته او، «سرمایهگذار زمانی وارد تولید میشود که بتواند برای چند سال آینده برنامهریزی کند، اما وقتی نرخ ارز، هزینه انرژی، قوانین و مقررات یا حتی دسترسی به مواد اولیه و قوانین صادرات و واردات دائما تغییر میکند، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری بلندمدت دشوار میشود.»
کارشناسان اقتصادی نیز بر این باورند که سرمایه ذاتا به دنبال امنیت و بازدهی است. هرگاه اقتصاد با تورم بالا، نوسان شدید و نااطمینانی روبهرو باشد، سرمایه از فعالیتهای مولد فاصله گرفته و به سمت داراییهایی حرکت میکند که نقدشوندگی بیشتری دارند و ارزش پول را حفظ میکنند. در چنین شرایطی، حتی سرمایهگذارانی که علاقهمند به تولید هستند نیز برای جلوگیری از کاهش ارزش دارایی خود، بخشی از سرمایه را وارد بازار طلا و ارز میکنند.
از سوی دیگر، فعالان بخش خصوصی تأکید میکنند که کاهش سرمایهگذاری در تولید تنها به زیان صاحبان صنایع نیست، بلکه پیامدهای گستردهای برای اقتصاد کشور دارد. هر واحد تولیدی که توسعه پیدا نکند، به معنای فرصتهای شغلی کمتر، کاهش تولید داخلی، افت درآمدهای مالیاتی و افزایش وابستگی به واردات است. در مقابل، گردش سرمایه در بازارهای غیرمولد، اگرچه ممکن است برای برخی افراد سودآور باشد، اما نقشی در افزایش تولید، اشتغال و رشد اقتصادی ایفا نمیکند.
برخی اقتصاددانان معتقدند بازگشت سرمایه به بخش تولید، بیش از هر چیز به ایجاد ثبات اقتصادی وابسته است. کنترل تورم، پیشبینیپذیر شدن بازار ارز، کاهش موانع اداری، تسهیل دسترسی به تسهیلات بانکی، ثبات قوانین، حمایت مؤثر از تولیدکنندگان و کاهش هزینههای سربار میتواند انگیزه سرمایهگذاران را برای ورود دوباره به فعالیتهای مولد افزایش دهد.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازگرداندن اعتماد به فضای کسبوکار است. سرمایه زمانی از گاوصندوق خارج شده و وارد کارخانه میشود که سرمایهگذار مطمئن باشد سود حاصل از تولید، دستکم با ریسک آن متناسب است. در غیر این صورت، طلا و ارز همچنان برای بسیاری از صاحبان سرمایه، مقصدی امنتر از خطوط تولید خواهند بود.
|