|
پروسه آلودگی جهانی به ویروس کرونا بیشتر از تمام انتظارات دارد به طول میانجامد و در این مدت نسبتا طولانی و رو شدن بسیاری ماهیتهای پنهان کرونا ثابت میشود. خیلی حدس و گمان و نظریهپردازیهای علمی درباره کرونا، فاصلههای زیادی با واقعیتهای آن دارد. اکنون دنیا دارد متوجه میشود کنترل جریانهای صعودی و نزولی آمارهای جهانی دست خود ویروس کرونا است و پژوهشگران از یکسو و مردمان عادی نیز از سویی هریک بهنوعی توسط کرونا گیج شدهاند!
از زمان آغاز کرونا درجهان که بهتازگی تاریخ دقیق آن نیز مورد مناقشههای جدیدی بین رسانهها و دولتها شده است، صدها نکته و یافتههای احتمالی درباره آن در جهان پیچیده است و هر نظریه جدید هم نقض کننده پیشبینیهای قبلی است. همین اختلافنظرها و تناقضگوییهاست که دنیا راگیج میکند و به تردید میاندازد که با کرونا چه باید کرد؟!
اوایل شیوع کرونا و جهانی شدن خطر این بلای عجیب و غریب، پزشکان دنیا اتفاقنظر داشته و دارند که سرفه خشک، تب، لرز و کوفتگی بدن، عرق کردن و تنگی نفس علامتهای اصلی ابتلای قطعی به مرض کروناست و اگر غیر از این باشد ارتباطی با کرونا ندارد بههمین علت اغلب مردم از ترس کرونای احتمالی جرأت نکردند حتی به سرماخوردگی معمولی دچار شوند و در چنین مواردی بهسختی و زور سرفه و عطسه و سستی جسمی خود را از اطرافیان پنهان میکردند که مبادا متهم به کرونایی بشوند. پزشکان و داروخانهداران نیز چوب چنین جبر و زور سلامتیهای مصلحتی را بسیار خوردند و در دوران آغاز کرونا کممراجعهکنندهترین روزهای سال را تجربه کردند! این روزها اما کرونا پرده تازهای از واقعیتهای پیدا و پنهان خود را بهنمایش میگذارد و پزشکان را مجاب میسازد که ممکن است 80 درصد مردم مبتلا به کووید 19 بدون اینکه هیچگونه علایم اولیه این بیماری را از خود بروز دهند بیمار میباشند و خودشان هم خبر ندارند ناقل ویروس هستند و مثل بمب متحرک عمل میکنند یا همان قاتل زنجیرهایاند و باید ترمزشان را گرفت.
همین رفتار نامتعارف کرونا است که مردم عادی را هم گیج میکند، زیرا در باور عوام بهراحتی نمیگنجد ویروس کرونا باتمام بیرحمی و غیرقابل مهار بودن در وجود کسی رخنه کند و از درون بگزد اما فرد مبتلا مانند تمام آدمهای زنده و سالم، راستراست توی بازار و انظار راه برود! چنین عارضهای از جانب کرونا است که وقتی با آمارهای نسبتاً نزولی از بیماری همزمان میشود، به گیجی مردم میافزاید و وقتی از آنان سؤال میشود و یا با دوربین گزارشگر روبهرو میشوند که در این شرایط کرونایی چرا فاصله اجتماعی ندارید یا چرا بهداشت شخصی رعایت نمیکنی، به لنز دوربین زل میزند و میگوید، دیگر کرونا کجا بود!
از یکی این سؤال را پرسیدم، او پس از آه بلند و سردی پاسخ داد، شاید من هم همان کرونایی بینشان و علامت باشم که با مردههای بیعلامت برابری میکنم. میپرسم مگر مرده بیعلامت هم وجود دارد؟ میگوید، وقتی هیچ نشانی از زندگی واقعی نداری و از دنیا و بودن خودت لذت نبری درواقع همان مردهای که ادای زندهها را در میآوری! میپرسم توضیح بیشتری داری؟ بازهم میگوید، بیمار بیعلامت چه صیغه مندرآوردی از کروناست! مگر میشود ویروس کرونا در جانت باشد و تو بیهیچ احساس درد و رنجی زندگی کنی، اما مردههای زندهنما فارغ از آلودگی به ویروس کرونا، واقعیت بسیاری از انسانهای دنیای پیچیده و پرفراز و نشیب امروز جهان است که از انسانهای گرفتار و محروم مردگانی بهظاهر زنده ساخته است! البته کیفیت زندگی اغلب آدمهای جامعه، معلول زاویه نگاه و دامنه شناخت آنان از طول و عرض حیات فردی و اجتماعی است. انسانها اگر علت و چون و چرای حوادث و پیشامدها و بیماریها را بدانند، قطعاً کمتر رنج خواهند برد و کمتر دچار سردرگمی و نگرانی و بیماری استرس خواهند بود. آن پیر دانا و نکتهسنج خوب گفته است که «از ماست که بر ماست!»
|