ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 111237
 
کرونا چطور می‌تواند به فرهنگ همدان کمک کند؟

«زمان تمرین بی نیازی از دولت»
تاریخ خبر : 1399-06-02
نویسنده : حسین پارسا
     
   
     
متن خبر :


یک: دیگر باید زندگی کردن با کرونا را قبول کنیم. اگر اسفندماه سال گذشته زمان امید و شادی بود، حالا فقط باید تلخی حقیقت را بچشیم و دم نزنیم. اما این تلخی فقط مختص درآمد‌ها و اقتصاد و سفره و نان نیست. حقیقتِ 5 ماه گذشته نشان می‌دهد که فرهنگ به‌طور قطع و بی‌هیچ اغراق و تعارفی بیشتر از اقتصاد، از کرونا ضربه خورده است. اگرچه که پایِ اقتصاد کشور، این روزها بیشتر از همه این سال‌ها می‌لنگد، اما در قیاس با حوزه فرهنگ، به‌حق وضع اقتصاد چندان هم بد نیست. گرانی و کم شدن مشتری وجود دارد اما مغازه‌ها باز است و پول هم به هر حال در گردش. این وضعیت در دیگر حوزه‌ها، مانند ورزش هم نسبتا حاکم است. بسیاری از رشته‌های ورزشی و مشاغل مربوط به آن‌ها در شرایط ویژه‌ای فعالیت می‌کنند. به‌نظر می‌رسد اهالی اقتصاد و ورزش خودشان را با شرایط جدید بهتر وفق داده‌اند. فرهنگ اما - به‌ویژه در همدان - از بیخ و بن تعطیل است.
دوم: فرهنگ یعنی کتاب و فیلم و موسیقی و تئاتر و سینما و نقاشی، یا حداقل آنچه به‌عنوان نمادهای فرهنگ وجود دارد در این چند دسته جای می‌گیرد. با نگاهی به وضعیت هر یک از این موارد، در 5 ماه گذشته جز تعطیلی و بیکاری چیزی پیدا نخواهیم کرد. معادله ساده است: سینما‌ها و نمایش‌ها تعطیل هستند، مدتی هم که باز شدند اجرایی انجام نشد و کسی به دیدن فیلم نرفت. کنسرت برگزار نمی‌شود و آموزشگاه‌های موسیقی هم به‌سختی امورات می‌گذرانند. گالری و نمایشگاهی هم دیگر برپا نمی‌شود. وضعیت کتاب هم که نگفتنی است. همه این موارد را - شوربختانه - در همدان یکی دو درجه ناامیدانه‌تر ببینیم؛ دلایل‌اش را هم همه می‌دانیم.
سوم: راه‌حل چیست؟ اهالی هنر همدان راه‌حل‌هایشان مشخص است. تا حمایت دولت و ادارات فرهنگی وجود نداشته باشد، هیچ گره‌ای در این شرایط باز نمی‌شود. تئاتری‌ها منتظر حمایت هستند، اهالی موسیقی از اجرا نشدن کنسرت‌های آنلاین دلخورند، نویسندگان و روشنفکران هم مدت‌هاست عطای کار را به لقایش بخشیده‌اند یا مهاجر شده‌اند و یا گوشه‌نشین. دولت هم همین که برسد حقوق کارمندهایش را بدهد و جوابگوی مردمی باشد که بورس‌باز شده‌اند، خیلی هنر کرده است. واقعا نمی‌شود در این شرایط از مجموعه دولت انتظار خاصی - آن هم انتظار کمک به حوزه فرهنگ که برای آقایان درجه دوم محسوب می‌شود - داشت.
چهارم: توپ، سال‌هاست که در زمین دولت است؛ کمک نمی‌کند، سختگیر است، حامی نیست و برخی آدم‌هایش هم در کار هنرمند جماعت سنگ می‌اندازند. نتیجه آن شده که فرهنگ همدان حداقل 5 ماه است که تعطیل شده و احتمالا تا یکی‌دو سال دیگر هم همین‌طور باقی خواهد ماند. نتیجه مهمتر اما، بیکاری عده زیادی از جوانان، سرخوردگی‌شان از وضع موجود، رفتن از هنر به مشاغل دیگر و رفتن از همدان به شهرها یا حتی خروج از ایران است. همه این‌ها هم اگر اتفاق نیفتد، حداقلش آدم‌هایی را داریم که داشتند سازی می‌زدند، نمایشی اجرا می‌کردند، صدایی داشتند و یا قلم دستشان بود. حالا چه؟ همه رفته‌اند پی یک کار دیگر.
پنجم: کرونا از جهاتی، نه مصیبت که موهبت است. یک پدیده بسیار زیبا و جذاب که به مثابه «آینه چون نقش تو بنمود راست» دارد خودمان را نشان خودمان می‌دهد. مسئولان کاهل، هنرمندان ناراضی، مردم بی‌تفاوت. این‌ها 3 ضلع مثلث فاجعه‌باری هستند که فرهنگ را در همدان به یک طفل مهجور تبدیل کرده که هیچ‌کس اهمیتی برایش قائل نیست. گاهی وقت‌ها البته آدم‌هایی پیدا می‌شوند که دستی به سر این کودک یتیم می‌کشند و برایش آرزوی موفقیت می‌کنند! اما کرونا این حُسن را داشته که حداقل وضع موجود را خیلی رک و پوست کنده به رخمان بکشد و نشان بدهد که چطور در عرض 5 ماه می‌شود همه چیز را تعطیل کرد.
ششم: چرا در 5 ماه گذشته در موسیقی، کتاب، نمایش، سینما و نقاشی اتفاق خاصی در همدان رخ نداده است؟ حتما پاسخ می‌دهید مگر در جاهای دیگر کشور اتافقی افتاده که ما جامانده‌ایم؟ خیر. ما هم مانند بقیه شهرها هستیم.، در همان حد درب و داغان؛ تنها فرقش این است که آنچه ما روی آن پا گذاشته‌ایم تا به خودمان بگوییم «همدانی»، تاریخ و تمدنی بزرگ است و این با بسیاری از شهرها قابل مقایسه نیست. پس وقتی ما همدانی هستیم، لزومی ندارد خودمان را با شهرهای300-200 ساله مقایسه کنیم. این ادعا را وقتی پایِ خوشی در میان باشد، زیاد داریم، پس بهتر است پایِ ناخوشی‌هایمان هم ادعاهایمان را فراموش نکنیم.
هفتم: چه باید کرد؟ گمان می‌کنم هیچ کار برای فرهنگ و هنر همدان در این روزها نمی‌توان کرد. اما این «نتوانستن» پایان خط نیست که اتفاقا درک این عجز، از مواهب کرونا است. آنچه این ویروس موجبش شده باید به تغییر ذهنیت هنرمندان و اهالی فرهنگ همدان منجر شود. در حقیقت رابطه دولت، هنرمند، مردم دقیقا همین حالا نیاز به تغییر دارد. تا پیش از این، هنرمند می‌ساخت، دولت هم گاه حمایت می‌کرد تا مردم آن را ببینند. حالا هنرمند نمی‌سازد، دولت هم پول ندراد، برای مردم هم اصلا قضیه هنر کم لن یکن تلقی می‌شود. پس باید این ریتم ناکوک را عوض کنیم.
هشتم: به تاریخ نگاه کنیم! بزرگ‌ترین آثار ادبی، هنری و نمایشی در جهان و همین کشور خودمان در روزگار ناخوش مملکت ساخته شده است. داستایوفسکی «جنایت و مکافات» را پس از حبسی طاقت‌فرسا نوشت، شاملو در روزهای سخت شعر گفت و کیارستمی در تنگنا فیلم ساخت. حالا - دقیقا همین امروز -  اتفاقا زمانه خلق کردن است. همدان بیشتر از هر زمان به بازتولید فرهنگ و هنرش نیاز دارد. این ققنوس باید که از خاکسترش دوباره بلند شود. به جای گله از دولت، پاشنه‌مان را بکشیم و بیشتر کار کنیم. می‌دانم که بسیار سخت است ولی تمرین رهایی و بی‌نیازی از حمایت‌های دولت، وقتش همین حالا است.
نهم: هنرمندان، اهالی فرهنگ و روشنفکران همدانی باید از خانه‌هایشان بیرون بیایند و دست یکدیگر را بگیرند. وقتی دولت نمی‌تواند به هنرمند کمک کند، باید به فکر چاره بود. احیای انجمن‌های ادبی و هنری همدان و تشکیل اتاق فکرهایی منسجم برای کمک به هنرمندانی که می‌خواهند این روزها کار کنند باید سرلیست همه کارها باشد، اگر می‌خواهیم سال‌ها بعد شرمگینِ خودمان نباشیم.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.