|
۱- سالها در استان درباره دلیل سرعت کم توسعه بحث شده است و هرکس از منظر خود دلایلی را مطرح کرده است.
در این زمینه حتی برخی استانداران از طرحهای پژوهشی برای آسیبشناسی این موضوع سخن گفته و در این زمینه اقدام کردهاند.
هرچند از نتایج این پژوهشها و استفاده شدن یا نشدن از آنها، مدیری سخن نگفته است.
۲- برخی مردم همدان را تحتتأثیر سبک زندگی برگرفته شده از ضربالمثل، خوب بخور و کز بگرد! میدانند.
در این سبک زندگی همدانیها از بهترین امکانات استفاده میکنند اما ظهوری از آن در زندگی آنها دیده نمیشود.
بد نشان دادن وضعیت مالی با سوار شدن به ماشینهای ارزان، استفاده از لباسهای ارزان و... توسط پولداران در همدان و سوار شدن به خودرو آخرین مدل و اقداماتی اینچنین در بیرون از استان را دلیلی بر درستی این نظر میدانند.
۳- برخی مردم همدان را بدون همت، تحتتأثیر سبک زندگی برگرفته شده از فرهنگ آخرش که شی؟ و میشه شی؟ میدانند.
درنظر اینها، مردم همدان قادر به انجام کارهای بزرگ نخواهند بود زیرا پس از بحث و بررسی با یک جمله میشه شی؟ همه کارها تعطیل میشود و درنهایت نخود، نخود هر که رود خانه خود، رخ خواهد داد.
۴- برخی هم مردم همدان را به غلط، تنگنظر میدانند که چشم دیدن پیشرفت یکدیگر را ندارند.
در این نظر دلیل مشکلات افرادی که درحال پیشرفت هستند، تنگنظری حاکم بر فضای استان معرفی میکنند.
۵- برخی نیز همزیستی همدانیها با برخی اقوام و پیروان ادیان پیش از اسلام را دلیل رفتارهای اقتصادی پنهانی و فرهنگهای نادرست اقتصادی در همدان میدانند.
درنظر آنها همزیستی با یهودیها فرهنگ همدان را تحتتأثیر قرار داده و اقتصاد استان تحتتأثیر فرهنگ اقتصادی یهودیان با مشخصات آن قرار گرفته است.
۶- تمامی این نظریهها امروز و با رصد علمی قابل رد است و اینها تنها نظریاتی برای سرکار گذاشتن اهل فن است.
حتی اگر این نظریات را بپذیریم، باید بدانیم که امروز نه یهودیها در همدان نفوذی دارند و نه تنگنظری به مردم همدان میچسبد و میشه شی؟ هم فرهنگ تغییر یافته مردم همدان است و آنها به پیشرفت بیش از هر دورهای فکر میکنند و از طرفی دیگر کارآفرینان بزرگ و سرمایهگذاران همدانی بارها برای فعالیت در استان اظهار تمایل کردهاند.
اما با همه این اتفاقات، کار در همدان سخت است و تجربه روشن و قابل مشاهده مرحوم علاقبندیان و مرحوم فضلی در ورود به همدان و سرمایهگذاری که ناکام ماند و آنها بهرغم علاقه به همدان با همت خود استانهای دیگر را آباد کردند، نشان از سختی کار در همدان میدهد.
۷- در همدان برخی کارآفرینان و تولیدکنندههای بزرگ هم با سختی و ایثار در همدان ماندهاند و از استان خارج نشدهاند اما این دسته در توسعه نتوانستهاند پیشرفت داشته باشند و اگر در استان دیگری فعال بودند، پیشرفت آنها چندین برابر بود.
این موضوع نشان میدهد که برای همدان سقف کاذبی ایجاد شده تا سر هیچکس از این سقف بالاتر نرود و این مانع، هیچ ارتباطی به فرهنگ و مسائل دیگر استان و مردم ندارد.
اینکه بخش خصوصی همواره وامدار بخش دولتی باشد و این بخش نتواند در استان از حدی جلوتر برود، همان سقف کاذب بر آسمان همدان است.
این سقف باید برداشته شود تا سقف آسمان همدان به بلندی همت و اراده همدانیها هر روز بالاتر رود و توسعه استان دستیافتنیتر و در سطحی بالاتر تعریف شود.
|