|
هر آنچه در فرهنگ و تاریخ یک ملت بنام آیین ملی ثبت شده باشد سندی معتبر بر هویت و سیر تمدنی آن ملت در نزد جهانیان است و ضامن بقای هویتهای ملی خود مردم صاحب هویت هستند که باید مانع زوال و بی اعتباری آیینهای ملی خود باشند.
به عبارتی دیگر نیز آن ملتی نزد ملل جهان سربلند و مدعی است که ریشه در فرهنگ و ادبیاتی کهن و سالم مانده از حوادث تاریخی داشته باشد. امروزه خیلی از کشورهای تازه بدوران رسیده ای هستند که بفکر افتادهاند با توسل به چند حادثه اتفاقی و مربوط به عصرهای جدید برای خود هویت و ریشه تاریخی بسازند و در راه رسیدن به چنین هدفی از هیچ سندسازی و سرمایهگذاریهای سنگین دریغ ندارند و میبینیم که با سناریو نویسیهای جذاب و عامه پسند نیز فیلمهای سینمایی و سریالهای طولانی میسازند و برای فرهنگسازی کاذب به کشورهای دیگر صادر و یا حتی رایگان ارسال میکنند.
خوشبختانه و در کمال افتخار و مباهات مردم ایران ملتی هستند که به اتکای تاریخ و تمدن چند هزار ساله خود، دغدغه هویت ملی برای خود ندارد و هویتسازی بلد نیستند، چون در طول تمام ادوار تاریخی انفاق نیفتاده است ایران و حکومتهای ایرانی از بیگانگان تأییدیه هویت تاریخی برای خود طلب کنند و این بیگانگان بودهاند که جهت چسباندن ماهیت خود به هویتهای ملی و فرهنگ و ادب چند هزار ساله ایرانیان به توطئههای گوناگون و لشگر کشیهای متعدد و غصب مناطق آبادی از پیکره ایران متوسل شدهاند.
آیینهای معتبر ملی ایرانیان و آداب و رسوم اقوام مختلف این سرزمین پر افتخار آنقدر فراوان و متنوع است که اگر قصد معرفی اجمالی هم باشد، به چند صفحه کامل روزنامه نیاز است، اما یکی از این آیینهای ملی و معتبر، چهارشنبهسوری است که بهخودی خود آداب و رسوم چندی را شامل میشود و یکی از شیرینترین قرار و مدار تاریخی چهارشنبهسوری نزد اجداد و نیاکان ایرانی این بوده است که در چنین شبی اکثریت اهالی شهرها و روستاها با رسم قاشقزنی و فالگوش و شالاندازی از دریچه ( باجه) یا همان دودکشهای تعبیه شده در پشت بامها، خانه به خانه میگشتند و نقل و شیرینی و تنقلات زمستانی مانند گردو و بادام و مویز و سنجد و تخممرغهای رنگی بین هم بده و بستان میکردند و آخر سری هم در تاریکی شبانه اهالی محل همراه اقوام و فامیل، چند ردیف بوتههای خشک آتیش میزدند و طبق رسم قدیمی خود از روی شعلههای نرم و ملایم آتش که خطری برای کسی نداشت میپریدند و با شادی و هلهله شعرهای قدیمی را باهم میخواندند و شبی خاطره انگیز را به یادگار میگذاشتند و کسی هم از کسی دلخور و رنجیده خاطر و وحشت زده نمیشد.
اما نسلهای امروزی چه میکنند، چه بروز آیین دلنشین شب چهارشنبهسوری آوردهاند ؟!، چرا چندین سال است که وقتی اسم چهارشنبهسوری میآید، اغلب میترسند و بسیاری خانوادهها که جوان و نوجوان دارند، به وحشت میافتند که نکند خدای ناکرده براثر آتشبازیهای وحشیانه و انفجار بمبهای دستساز در معابر و سر راه مردم، بلایی سر فرزندانمان بیاید.
نسلهای امروزی ما با رفتارهای غیر قابل کنترل خود، چهارشنبهسوریها را به قرارگاههایی برای رقابتهای دور از اندیشه و تعقل و عقدهگشاییهای نوجوانانه با آتش بازی و ایجاد وحشت برای مردم تبدیل کردهاند.
چهارشنبهسوریهای کنونی هیچ شباهت و نسبتی با آن آیینهای دلنشین و خاطرهانگیز دوران اجداد و نیاکان ما ندارد و متأسفانه افراط و زیادهرویهای خطرآفرین در چنین شبهای وحشت، باعث شده است تا رسم کهن چهارشنبهسوری نه به تدریج ، بلکه یکباره از اعتبار و مفهوم واقعی خود در نزد بسیاری مردم و خانوادههای که مخالف آتش افروزی و انفجارهای دلهرهآور به بهانه چهار شنبه سوری میباشند ساقط شود.
بیشتر خانوادهها در شبهای چهارشنبهسوری ترجیح میدهند در خانه بمانند و در خانهها را بروی فرزندان خود ببندند، تا بلکه از خطر و حادثههای مرگ آفرین در امان بمانند.
متأسفانه به علت رفتارهای غیر اصولی و سنت داریهای افراطی و دور از شأن فرهنگ و ادب ایران ، آیین کهن چهارشنبهسوری میرود تا برای همیشه از ذهن مردمان اصیل ایرانی پاک شود و اعتبار هویت ایرانی به علت چنین سنتداری غلط نزد مردم جهان مخدوش شود.
|