|
قرن جدید هجری خورشیدی از جهات مختلف برای کشورمان حائز اهمیت است. در این میان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم موجب شده تا 1400 بهلحاظ سیاسی به سالی خاص تبدیل شود؛ سالی که میتواند نقطه آغاز روندهای جدید و تحولات تازه در حوزه سیاست داخلی و بهتبع آن سیاست خارجی باشد.
در شرایط فعلی که به جهت شیوع کرونا بسیاری از روندها متأثر از نوعی زیستبوم جدید شده است، مباحث مربوط به 2 انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا عمدتا در فضای مجازی دنبال میشود و بهطور طبیعی بخش قابل توجهی از این مباحث تحتالشعاع چنین شرایطی است.
با این تفاسیر در فاصله بیش از 5 ماه مانده تا موعد برگزاری این 2 انتخابات، در فضای سیاسی جامعه شاهد رفتارها و حرکتهایی هستیم که بیش از آنکه جنبه برنامهریزی برای انتخابات آتی داشته باشند، از نوعی امکان و انتظار در بین احزاب سیاسی حکایت دارد.
البته مانند همیشه همه نگاهها به 2 جناح عمده سیاسی دوخته شده و در فضای رسانهای نیز بهرغم دیدگاههایی که درباره کمرنگ شدن این تقسیمبندیها وجود دارد، تحلیلها بیشتر درباره تلاشها و اقدامات این روزهای اصولگرایان و اصلاحطلبان برای چگونگی ورود به انتخابات خرداد 1400 و البته نتیجهگیری از آن شکل گرفته است. هرچند شرایط کرونایی از یکسو و چالشهای موجود موجب شده تا نوع و شکل رفتار فعالان سیاسی متفاوت جلوه کند، اما هدفگذاری همان است که در دورههای گذشته بوده و از این جهت در مسیر انتخابات شاهد حرکتهای بسیار جدی و هدفمندی هستیم که مقصد همه آنها موفقیت در انتخابات است.
درحالحاضر با توجه به اهمیت و حساسیت انتخابات ریاست جمهوری از یکسو و سرنوشت و آینده کشور در حوزههای مختلف سیاست داخلی و خارجی از سوی دیگر 2 نکته اساسی مورد توجه جریانهای سیاسی باید باشد. یکی برنامههای دولت آتی برای کشور که بهطور طبیعی انتظار افکار عمومی مشخص کردن این برنامهها از سوی احزاب و گروههای سیاسی است؛ بنابراین هر جریانی باید با برنامه مشخص و قابل اجرا وارد عرصه شود.
نکته دوم، مصادیق هستند که باز انتظار افکار عمومی ارائه گزینههای قوی و کارآمد برای انتخاب مردم از سوی جریانهای سیاسی است.
هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان فعلا نتوانستهاند برنامه مشخصی تنظیم و برای عرضه به افکار عمومی آماده کنند، هرچند زمان کافی برای این مهم وجود دارد اما اینکه کارشناسان 2 جناح با رصد دقیق اوضاع و تشکیل اتاقهای فکر بهدنبال طراحی چنین برنامهای باشند، حداقل تاکنون دیده نشده است.
البته در اظهارات و گفتههای جسته و گریخته تعدادی از چهرههای شاخص هر 2 جناح مباحثی بهویژه در حوزههای سیاسی و اقتصادی مطرح شده است، اما این مباحث بیش از آنکه ارائه طریق باشند، تنها جنبه انتقادی داشتهاند. یعنی انتقاد از وضع موجود بدون ارائه چشمانداز روشنی از وضع مطلوبتر که باید در آینده شکل بگیرد.
در همین راستا اصولگرایان با برجسته کردن نقاط ضعف و مشکلات موجود بهویژه در بخشهای اقتصادی و به باد انتقاد گرفتن دولت مستقر، تلاش دارند نقطه روشنی را پیش روی افکار عمومی قرار دهند که رسیدن به آن فقط با سپردن زمام امور به آنها امکانپذیر است.
در هیمن زمینه اصلاحطلبان بهگونه دیگری مسائل را دنبال میکنند. آنها نیز منتقد جدی وضع موجود هستند با این تفاوت که از یکسو دولت را در بسیاری از زمینهها موفق میدانند و از طرف دیگر در پرداختن به مشکلات، عوامل مختلف داخلی و خارجی را باهم مورد تأکید قرار میدهند.
شاید نقطه اشتراک هر 2 جریان نداشتن برنامهای مشخص برای آینده باشد که تاکنون دیده شده است و ما تنها انتقاد از وضع موجود را میبینیم بدون اینکه شرایط مطلوب بهخوبی ترسیم و تبیین شود.
درباره مصادیق اما شرایط بهگونه دیگری است. این روزها هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان در جلسات و محافل خصوصی خود در مورد گزینههای احتمالی ریاست جمهوری سخت مشغول بحث و رایزنی هستند و گاه بخشی از این جلسات در فضای رسانهای نیز نمود داشته است.
اصولگرایان با توجه به تجربه انتخابات مجلس یازدهم در اسفندماه سال گذشته امیدوارند که دولت آتی را هم در اختیار بگیرند، اما آنها با چالشهایی نیز مواجه هستند. یکی از این چالشها تشتت و اختلافات درونی است که مانع از دستیابی به کاندیدای واحد میشود. درحال حاضر گروهها و جبهههای مختلفی درون این جریان فعال هستند؛ از سنتیها گرفته تا پایداریها و البته نواصولگرایانی که مجلس یازدهم را ازآن خود کردهاند. این تشتت البته در انتخابات سال گذشته نیز وجود داشت، اما با ورود برخی از بزرگان اصولگرا در روزهای منتهی به انتخابات بهطور موقت دفع شد و وحدتی هرچند ظاهری بین اصولگرایان شکل گرفت. وحدتی که شکننده بود و در جریان انتخابات هیأت رئیسه مجلس بار دیگر شاهد اختلاف آنها بودیم.
حال اینکه چنین وحدت و اجماعی حتی به ضرورت و ناگزیر بین اصولگرایان شکل بگیرد، در هالهای از ابهام وجود دارد؛ زیرا نه شرایط انتخابات ریاست جمهوری با مجلس یکسان خواهد بود و نه مسیر رسیدن به یک کاندیدای واحد و کنارهگیری دیگران به این راحتی است.
در سوی دیگر اما اصلاحطلبان هدفگذاری خود در زمینه مصادیق را بر کاندیدای واحد قرار دادهاند، با این تفاوت که دیگر به کاندیدای حداقلی اکتفا نکنند و تنها نامزد واقعی اصلاحطلبان به جامعه معرفی شود. در این راستا سازوکارهایی نیز درنظر گرفته شده و تلاشهایی در بین گروههای اصلاحطلب در جریان است، اما هنوز مشخص نیست سرانجام این تلاشها چه خواهد شد.
اصلاحطلبان در شرایطی مجلس یازدهم را به رقیب واگذار کردند که از یکسو کاندیداهای اصلی آنها ردصلاحیت شده بودند و از سوی دیگر انتخابات با مشارکت حداقلی برگزار شد.
حال آنها امیدوارند این 2 مشکل در انتخابات آتی تکرار نشود تا بتوانند هم در ریاست جمهوری و هم شوراهای اسلامی شهر و روستا موفقیت کسب کنند.
اینکه در هر 2 زمینه برنامهریزی و معرفی مصادیق و رسیدن به کاندیدای مشخص چه اتفاقاتی برای جریانهای سیاسی خواهد افتاد و فعالان سیاسی چه رفتاری از خود نشان خواهند داد، هنوز مشخص نسیت اما در ماههای آتی بهویژه اواخر سالجاری یا حداکثر اوایل سال آتی شاهد تلاشهای جدیتری را در فضای سیاسی کشور برای ورود به انتخابات همراه با معرفی گزینههای ریاستجمهوری خواهیم بود.
|