|
سال 94 و در آستانه انتخابات مجلس آن سال، یکی از نشریات اصلاحطلب تیتر زد: «فصل بازنشستگی ژنرالها» که سخن گوینده آن نقلقول تنها ناظر بر جناح مطبوع خودش و ژنرالهای اصلاحات بود اکنون اما با توجه به برآیند وقایع و جهتگیریها، شاید بتوان آن تیتر را به هر دو جریان اصلی کشور تعمیم داد و چهرههای ناشناختهتر را دارای شانس بیشتری برای مجلس یازدهم دانست.
در جریان اصلاحطلبی از همین اکنون دو نحله اصلی مبتنی بر دو رویکرد نسبت به انتخابات شکلگرفته که یک گروه به دنبال حضور با کاندیداهای حداکثری و کنار کشیدن در صورت عدم تائید افراد شاخص است، گروه دیگر اما حضور به هر قیمت و استفاده از فرصتهای موجود را مدنظر دارد.
در جریان اصولگرایی نیز دو نحله بر مبنای رویکرد به انتخابات قابلتشخیص است که یک نحله با توجه به تحلیلهای منطقهای و جهانی و مبتنی بر انگارههایی فراتر از دعواهای سیاسی، شرایط را بسیار حساس ارزیابی کرده و خواستار در دست گرفتن زمینبازی برای حداقل چهار پنج سال آتی است و بر مبنای این رویکرد ایدئولوژیک، طبعاً حساسیت کار بسیار بالاتر تصور شده و پیروزی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری امری راهبردی تلقی میشود، نحله دیگر اصولگرایان اما افرادی مانند باهنر و وحید جلیلی را در خود جای داده که با اشاره به «عادت اصولگرایان به دوپینگ»، حضور قویتر در دل جامعه برای بازسازی گفتمانی به نفع آرمانهای انقلاب را مهمتر از پیروزی سیاسی میدانند.
اصولگرایان قدیمیتر اما از این بخت تشکیلاتی برخوردارند که مبتنی بر اتمامحجت بزرگان و روحانیون شاخص جریان خود، اختلافات را به حیات خلوت ببرند و آن را علنی نکنند هرچند علنی نشدن اختلافات به معنای عمق نداشتن آن نیست چراکه برخلاف اصلاحطلبان، عمده اختلافات اصولگرایان مبنایی و بر محور عقاید است تا استراتژی و تاکتیک.
حضور یا عدم حضور؛ دعوای قدیمی اصلاحطلبان
در روزهای پاییز سرد امسال اما از همین اکنون فضای انتخاباتی داغ شده و افراد شاخص جریانات و احزاب اظهارنظرهایی در این زمینه میکنند، در جناح اصلاحات تشتت آراء بسیار بالاست به حدی که خردهگفتمانهای بوروکراتیک و عملگرای جریان اصلاحات از همین حالا حمله به شخصیتهایی همچون خاتمی و روحانی را آغاز کرده و از آنسو بخش رادیکالتر جریان اصلاحات خواهان واگذاری عرصه به اصولگرایان هستند با این توجیه که اگر بنا باشد آشتی با دنیا اتفاق بیفتد تنها به دست اصولگرایان ممکن است.
از آنسو کسانی مانند تاجزاده و گرامی مقدم حضور در انتخابات را تنها منوط به تائید کاندیداهای مدنظر میدانند، محمدرضا تاجیک با منفی دانستن عملکرد دولت، توصیه میکند اصلاحطلبان مسئولیت خود را بپذیرند و به تعطیلات سیاسی در بطن جامعه بروند در مقابل اما شخصی مانند اصغر زاده بازگشت به جامعه را بهمثابه نوشداروی بعد از مرگ سهراب دانسته و میگوید برای این کار دیر شده است.
نواصولگرایی امکان وقوع دارد
از آنسو ژنرالهای اصولگرا هم مانور اصلی خود را بر ناکارآمدی دولت و سهیم بودن اصلاحطلبان در روی کار آمدن دولت روحانی گذاشتهاند تا با یک تیر دو نشان را هدف گرفته، زمینه را برای پیروزی در دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بهطور توأمان مهیا کنند.
بخش جوانتر جریان اصولگرایی به استقبال سخنان مقام معظم رهبری در مورد «روی کار آمدن جوانان به دست مردم» رفته و با زیر سؤال بردن کارایی سالخوردگان هر دو جناح، خواستار حضور افرادی خارج از حلقه مرکزی احزاب با شاخصه جوانی و کارآمدی هستند.
قالیباف با مطرح کردن نظریه «نو اصولگرایی» بهنوعی خود را فراتر از جریانات اصولگرا تعریف کرده و جالب اینکه انتقادات وی از ژنرالهای اصولگرا بسیار شبیه به یکی از رئوس منتهیالیه جناح چپ یعنی زیدآبادی است که میگوید: «هر فردی میخواهد کاندیدا شود باید با این استدلال که من مدیر بهتری هستم به میدان بیاید نه اینکه به دنبال مطالبات سیاسی مسند مسئولیت را اشغال کند و درنهایت نه خدمتی انجام دهد نه بتواند پروژهای غیرممکن و بزرگتر از خود را به ثمر برساند».
کار انتخابات امسال اما احتمالاً تنها به دو جناح اصلی خلاصه نمیشود چنانکه هر انتخاباتی علاوه بر وجوه ثبوتی، وجوه سلبی هم دارد چنانکه ممکن است انتخاب کاندیداهایی نامحبوب، اجماعی را در بخشی از جامعه برای زیر کشیدن آنها رقم بزند همچنین در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آتی میتوان تشکیل جریان سومی در حاشیه اصلاحات و اعتدال متشکل از چهرههای جدید را محتمل دانست و حضور تکچهرههایی از جناح راست هم در پروسهای شبیه به پیروزی احمدینژاد احتمال وقوع دارد.
معادله چند مجهولی انتخابات مجلس یازدهم
تیرماه 94 رئیسجمهور در جمع استانداران، شورای نگهبان را به چشم و دولت را به دست تشبیه کرد تا در ذیل این تشبیه کار اجرایی اصلی در حوزه نظارت بر انتخابات را وظیفه دولت بداند، موج انتقادات اما وی را وادار کرد تا شهریورماه همان سال در همدان بگوید «هیچکس نباید از قانون ناراحت شود و همه باید به قانون متعهد باشند تا انتخاباتی شکوهمند برگزار شود».
بهمنماه همان سال و در جمع استانداران و فرمانداران روحانی منظور خود را واضحتر بیان کرد و گفت: «مجلس خانه ملت است نه یک جناح»، جوهره آن سخنان روحانی اگرچه در موارد دیگری هم تکرار شده بود بهنوعی انعکاسی از خواستههای شیوخ جریانات سیاسی حامی دولت بود امسال اما روحانی گویا ریل عوض کرده و اظهارات خود را نه بر خواستههای سایر احزاب بلکه بر تشریح خدمات دولت متمرکز کرده و درعینحال از «تحول بزرگی» سخن میگوید که همه باید اجازه دهند در کشور اتفاق بیفتد وی البته در این مورد تنها گراهایی در حوزه پیشرفت و توسعه میدهد و چیز بیشتری در مورد تحولی که مدنظرش است بیان نمیکند و باید منتظر ماند تا روند وقایع مسائل را شفافتر سازد.
با این تفاسیر معادله انتخابات امسال چند مجهولی است و صدالبته نباید فراموش کرد که فراتر از دعواهای سیاسی، انتخابات متعلق به ملت است و درنهایت باید به نفع مردم تمام شود و از این نظر خوب است همه جریانات و احزاب چپ و راست امکان گردش نخبگان و جوانگرایی را مدنظر خود قرار داده و افرادی کارآمد را بدون توجه به میزان رأیآوری معرفی کنند تا در نهایت نمایندگانی داناتر، متخصصتر و فعالتر در خانه ملت حضور پیدا کنند.
حذف کامل رقیب ممکن نیست
همچنین خوب است هر دو جریان اصلی کشور بار دیگر به خود یادآوری کنند که هر دو طرف دارای پایگاه اجتماعی بوده و حذف هیچیک بهطور کامل ممکن نیست و درنهایت باید با پرهیز از تندرویهای سیاسی ذیل پرچم مقدس جمهوری اسلامی و در سایه عنصر تعادلبخش و وزنه اتحاد کشور یعنی ولایتفقیه، بستری برای خدمترسانی به مردم و توسعه کشور فراهم آورد.
همانطور که مشهور است خوب است در انتخابات مجلس افرادی برگزیده شوند که حضور آنها به صندلیهای مجلس اعتبار و وزن ببخشد نه اینکه با تکیه زدن بر مسندهای سیاسی هویتی برای خود دستوپا کنند.
پیروزی سیاسی به معنای استیلای گفتمانی نیست
همه جریانات سیاسی کشور باید دقت کنند که بههرحال قاعده هرم جامعه با سرعت در حال تغییر است، مردم و جوانان به لحاظ فرهنگی، اندیشهای، سبک زندگی، آرزوها و آمال از مرزهای شیشهای جهان تأثیر میپذیرند و همچنین در ذیل رخدادها و وقایع داخلی تجربه کسب کرده و تحلیلهای خود را ارتقا میبخشند، مردم بسیار زیاد مسافرت میکنند، ارتباطات به طرز غولآسایی افزایشیافته، افزایش اقتدار و آرامش کشور نوع نگاه جوانان را تغییر داده و از این منظر استیلای گفتمانی در ساحت سیاسی به معنای تسلط بر ساحتهای اجتماعی و فرهنگی نیست و احزاب باید با پوستاندازی مداوم خود را با تغییرات جامعه و اقتضائات جدید کشور هماهنگ کنند و با توجه به این مسائل چه افراد شناختهشده در انتخابات اخیر پیروز شوند یا خیر، باید قول کرد که ما در آستانه فصلی جدید ایستادهایم، فصلی که میتوان آن را آغاز پایان ژنرالهای سیاسی دانست.
|