|
هفته کارآفرینی را میگذرانیم. این هفته برای نشان دادن و تجلیل کردن از سازوکار تشکلهای کارآفرینی بهخاطر به حرکت درآوردن بسترهای راکد در این اوضاع و احوال نابسامان اقتصاد کشورمان، اختصاص داده شده است. در همین ابتدای سخن باید اشاره کنیم، چنانچه از مقوله کارآفرینی در کشور حمایت نشود و عزم و همت کارآفرینان که از بین جماعتی باانگیزه و تحصیلکرده و سختکوش برای تولید و خدمت و ایجاد اشتغال و کمک به حیات بیرمق اقتصاد جامعه ایران کمر همت بستهاند، دیده نشود، همان بلایی به سر این جریان خواهد آمد که در ساختار اقتصادی دچار بخش تعاون شد.
برای من خبرنگار و نویسنده که از همان سالهای نخست انقلاب با شوق و شور شیرینی طرحها و برنامههای اقتصادی در بخش تعاون را در هر کجای میهن عزیزمان پوشش خبری میدادم، ولیکن پس از گذشت حدود 40 سال ملاحظه میکنم که کمتر نشانهای از سرنوشت آنهمه تکاپو و شعار و عضویت میلیونها فعال و علاقهمند اقتصادی در تشکلهای تعاونیهای تولیدی و خدماتی عینیت یافته است، تأسف میخورم، چون اطمینان دارم بخش تعاون در قانون اقتصادی کشورمان آنچنان که حق او میبود، در عمل ادا نشد و هرگز جدی تلقی نگردید چون از همان ابتدا نگاه خلاقانه و برنامهدار در این بخش وسیع که میتوانست از سویی موجب تثبیت واحدهای تولیدی و صنایع تبدیلی در روستاهای کشورمان بوده و مانع روند مخرب مهاجرت روستانشینان به شهرها باشد، وجود نداشت و این بخش بسیار سازنده و مفید در ساختار اقتصادی جامعه ایرانی که همیشه گرفتار واسطههای زالوصفت بوده است، قربانی مدیریتهای ضعیف و ناتوان و خودخواه شد.
اینک در این برهه بغرنج از تاریخ اقتصادی کشور، جریان کارآفرینی نیز که بهدلیل تعاریف جدید از موجودیتهای اقتصادی و جهتگیریهای اجتماعی، امری خودجوش مینماید و از سویی نیز بیشتر تابع برنامهریزیهای شخصی در بخش اقتصاد غیردولتی است، ناخواسته به سمتوسویی کشانده میشود که تجربه تلخ آن را پیشتر از اینها، تعاونیها چشیدهاند و البته که در چنین فرایندسازیهای غلط، این نظام خودمحور بانکی کشورمان است که آدرسهای منتهی به ترکستان در اختیار کارآفرینان میگذارد! پیشتر در یادداشتی اشاره کرده بودم که عناصر و تشکلهای کارآفرین بیشتر به خلاقیتها و نوآوری در تولید و تبدیل و همچنین تحصیلات عالی و شور و شوق و انگیزههای بالای خود متکی هستند، و الا چنانچه این جماعت توانمند صاحب دستمایههای آنچنانی و به عبارتی سرمایههای کلان بودند که میرفتند و همان سرمایهدار میشدند و نقدینگیهای خود را به بخش تولید و کارآفرینی و ایجاد اشتغال پایدار نمیآوردند!
در این مقال جای این پیشنهاد وجود دارد که تا بخش تعاون در قانون اقتصاد و میدان عمل اقتصاد تعاونی بهطور کامل محو نشده است، راه آن با کارآفرینی همسو شود و تجربهبخش تعاون در اختیار کارآفرینان قرار گیرد و طرحها و برنامه و پروژههای نیمهتمام و حتی انگیزه و اهداف مشترک یککاسه شده و افقهای اقتصادی 2 طرف مشترک و متحد شده به سمت پویاسازی استعدادهای بالقوه بیشتر در بخشهای تولید روستایی، کشاورزی و دامداری صنعتی، صنایع تبدیلی و مهندسی خدمات هدایت شود.
|