|
بی مقدمه برویم سر اصل مطلب؛ علیرغم تأکیدات فراوان اهل علم و فرهنگ وعقلا بر فرهنگ و نقش زیربنایی آن در زندگی اجتماعی و فردی بشر و همچنین وجود تشکیلات گوناگون به عنوان متولیان فرهنگ، واقعاً مشخص نیست وضعیت فرهنگ در جامعه ی ما چگونه است ؟ یا بهتر بگویم نبض آن چگونه می زند ؟
به بیان دیگر به نظر میرسد بازخوردی از تلاش های فرهنگی و اینکه حال فرهنگ ما در حال حاضر چگونه است و اینکه در کدام ابعاد آن پیشرفت و یا پسرفت داشته ایم وجود ندارد و یا اگر هم وجود دارد اطلاع رسانی به منظور تقویت فرهنگ با بهره مندی از ظرفیت های اجتماعی صورت نگرفته است .
پرواضح است وجود یک نقشه فرهنگی و اندازه گیری اینکه وضعیت فرهنگی جامعه و البته شهر ما چگونه است یکی از الزامات رشد فرهنگی است.
در نظر گرفتن بودجه های فرهنگی قابل توجه و همچنین تعریف و راه اندازی تشکیلات گسترده ی فرهنگی فارغ از اندازه گیری میزان رشد در ابعاد گوناگون آن ، خلأ قابل توجه فرهنگی ماست که لازم است متولیان امر با بهره گیری از نظر اهل فن و نیز تکنولوژیهای جدید آن را پر نمایند.
اندازه گیری میزان پیشرفت و پسرفت در هر کدام از ابعاد و به دنبال آن اطلاع رسانی لازم ، لازمه ی کمک گرفتن از جامعه ی هدف جهت تقویت فرهنگ و در نتیجه ی آن بهره مندی از خروجی های آن است . شاید بعضی مواقع لازم باشد هشدارهایی در این خصوص به عموم مردم داده شود تا از تولد و رشد یک فرهنگ غلط جلوگیری و یا اینکه از تضعیف یک فرهنگ صحیح جلوگیری گردد. به نظر می رسد داشتن یک خط کش جهت اندازه گیری فرهنگ در ابعاد گوناگونش لازمه ی رشد فرهنگی در بعد کلان آن باشد.
ما نمی توانیم بدون بازخورد گرفتن از اقدامات و برنامه های خود ، انتظار نتیجهی قابل قبولی از عملکردمان داشته باشیم. باید دقیقاً مشخص شود : 1-تمرکز تشکیلات فرهنگی ما بر کدام ابعاد فرهنگ است 2- میزان هزینه های فرهنگی صورت گرفته در هر بعد تاچه میزان است و دیگر اینکه در هر بخش میزان پیشرفت و پسرفت چه میزان بوده و اینکه احیاناً دچار رکود هست یا خیر ؟ توضیح آنکه همچنین بهتر است این اندازه گیری در هر منطقه و محله و همچنین در گروه های مختلف جامعه به صورت جداگانه اندازه گیری شود . باید خروجی این اندازه گیری به طور مستمر به جامعه ی هدف اطلاع رسانی شده و از آنها به منظور حرکت در جهت تقویت فرهنگ کمک گرفته شود .
صرف تعریف و اجرای برنامه های فرهنگی فارغ از حال فرهنگی جامعه و بدون ارسال بازخورد آن به مردم شبیه آن است که بدون در نظر گرفتن نوع خون یک بیمار ، به او خونهای گوناگون تزریق کرد.
واقع بینی وضعیت فرهنگی جامعه ی ما می طلبد این مهم اتفاق بیافتد.
به طور کلی می توان ادعا کرد حال فرهنگی جامعه خوب نیست . اگر فرهنگ را به عنوان مجموعه ارزشهای یک جامعه که بین عموم مردم آن مشترک است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد در نظر بگیریم به نظر می رسد امروز نبض فرهنگی جامعه ی مان خوب نمی زند .
فارغ از استثنائات ، به نظر می رسد عدم رعایت حق و حقوق همدیگر در اجتماع ، توسل به انواع دروغ و فریب ، پنهان کاری ، فردگرایی ، توجیه ، بد قولی ، تهمت و عدم رعایت ادب در گفتگوها ، اذیت و آزار ، راحت طلبی ، فرافکنی ، مادیگرایی و انواع دیگر بی اخلاقی روز به روز در جامعه رو به گسترش است و سنجه هایی برای ارزیابی میزان آلودگی های فرهنگی و بالطبع اصلاح آن یا وجود ندارد و یا اینکه اگر وجود هم دارد ، در منظر عموم نیست . به وفور امروز شاهد انواع بد اخلاقی ها و بی اخلاقی ها هستیم بدون اینکه واقعاً بدانیم تا چه اندازه از ارزشها فاصله گرفته ایم و برای بازگشت به ارزشهای اصیل چه کسی چه کاری باید انجام دهد ؟
تحقق ایده آل فرهنگی زمانی رخ خواهد داد که در بخش های گوناگون و در ابعاد مختلف این مهم رخ دهد . به عنوان مثال باید مشخص شود در موضوع آپارتمان نشینی امروز وضعیت فرهنگی چگونه است ؟ در محیط کار ادارات به چه صورت است ؟ در محیط کار بخش خصوص وضعیت به چه ترتیب است ؟ در بازار وضعیت فرهنگ در چه وضعیتی است ؟ اگر در هر بخش ایرادی وجود دارد واقعاً آن ایراد متوجه چه کسی یا کسانی است؟و در طرف دیگر وضعیت کلی فرهنگی چگونه است؟ آیا همه دین خود را به فرهنگ اداء می کنند یا خیر ؟ برندگان و بازندگان چه کسانی اند ؟ کجا وضعیت فرهنگ بهتر است و کجا بدتر ؟ و چرا ؟ آیا واقعاً ما یک جامعه ی فرهنگی هستیم و یا اینکه این موضوع صرفا در حد یک شعار و ادعا است ؟ بافرهنگ کیست ؟ بی فرهنگ کدام است ؟ اگر حال فرهنگی مان خوب نیست ، مسئولیتش با چه کسی است ؟
آیا چهار راه فرهنگ چراغ دارد ؟ چراغ ها به درستی کار می کنند ؟ کسی از چراغ قرمز عبور کند کسی هست جریمه اش کند ؟ آیا کسی هست بگوید بافرهنگ کیست و بی فرهنگ کدام است ؟ چه کسی متولی با فرهنگ کردن بی فرهنگ هاست ؟! اگه تعداد بی فرهنگ ها از تعداد با فرهنگ ها بیشتر شود چه کسی باید پاسخگو باشد ؟ آیا باسوادها همان با فرهنگ ها هستند ؟! فرق فرهنگ با پست و مقام ، بالای شهر نشینی ، لباس شیک پوشیدن و عطر خوش بو زدن و ماشین گران قیمت سوار شدن ، مدرک تحصیلی بالا و تخصص و ثروت چیست ؟ اگر فرهنگ از همه ی اینها مهمتر است و بدون فرهنگ اینها ارزشی ندارند چرا اینگونه است ؟
تمام اینها سئوالاتی است که به نظر میرسد باید به درستی پاسخ داده شوند تا حال فرهنگی مان بهتر شود و گر نه در بر همین پاشنه خواهد چرخید .
راهی طولانی تا تحقق جامعه ی فرهنگی داریم .
به امید آن روز .
|