ttttt1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

کد خبر : 142990
 
با چنین سرگشتگی و بی‌خبری، به کجا چنین شتابان؟!
تاریخ خبر : 1404-02-23
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
 
 
     
متن خبر :


 جامعه امروز ما درگیر مسائل و مشکلات فراوان و پیچیده‌ای است که ریشه در بی‌توجهی‌ها و فقدان برنامه‌ریزی‌های اصولی برای هدایت این کشتی طوفان‌زده به سمت و سوی ساحل نجات و رستگاری دارد. در چنین مقطع بغرنجی از تاریخ اجتماعی کشورمان، ای کاش درد جامعه فقط دغدغه آب و نان و دسترسی یکسان مردم به حداقل‌های زندگی بود که البته مردم ما ثابت کرده‌اند می‌توانند با کم و بیش‌های معیشتی و کیفیت نیم‌سوز و نیمه‌پخت قوت لایموت خود بسازند. در این شرایط، یکی از انبوه مشکلات جامعه امروز ما وضعیت اسف‌بار و عنان‌گسیخته فرهنگی است که این نیز معلول برنامه‌ریزی‌های ناکوک و بی‌اساس و چاره‌جویی‌های انفعالی است که متأسفانه تا کنون هیچ دستاورد ثمربخشی نداشته است.

در آشفته بازار ساختار فرهنگ دگرگون‌شده امروز، این جوان‌ها و نوجوان‌های ما هستند که بی‌خبرانه و گاهی خوشدلانه در حال قربانی‌شدن هستند و به بیراهه‌ها افتاده‌اند و در سنگلاخ ندانم‌کاری‌های خود و اولیای خویش و متولیان خام‌دست در محورهای فرهنگی حتی به ترکستان هم نخواهند رسید، چه رسد به اینکه بتوانند در آینده سکان امور کشور را در دست بگیرند و بخواهند برای نسل‌های خود و آیندگان جامعه‌ای امن و مدینه فاضله ترسیم نمایند و بسازند!

بسیار شنیده و در اخبار رسانه‌ها خوانده‌ایم که سن اعتیاد به قد و قامت جوان‌ها و نوجوان‌هایمان رسیده است و جوان و نوجوان دیگر از این ابایی ندارند که راست، راست راه بروند و در انظار عمومی سیگار در دست بگیرند و سرشان را هم بالا بگیرند و هر کس هم متعجبانه به این صحنه‌های ناخوشایند نگاه کند، با نیشخندی تمسخرآمیز جواب او را بدهند.

شنیده بودم دسته، دسته جوان‌ها و نوجوان‌ها در حاشیه امن بوستان‌ها و مکان‌های عمومی خلوت می‌نشینند و سیگارهای آغشته به مواد افیونی به هم تعارف می‌کنند. البته باید این واقعیت تلخ را هم بپذیریم که سیگار و حشیش و چنین زهرمارهایی دود کردن در بوستان‌ها و پشت دیوارها فقط مختص اغلب نوجوان‌هایی است که یا از مدرسه جیم می‌شوند و یا از همان ابتدای صبحی که به قصد مدرسه از خانه خارج می‌شوند، راه کج کرده در میعادگاه‌های همیشگی خود را به دیگر دوستان عاصی می‌رسانند، و الا و متأسفانه گروه‌های دیگری از نوجوان‌ها و نیمچه جوان‌هایی که دیگر کار از کارشان گذشته است و سیگار را مزه سایر مواد افیونی خود می‌سازند، چون از بیخ اهل درس و مدرسه هم نیستند، اغلب نیازی به گوشه بوستان و قرارگاه‌های بیرون از خانه ندارند و این دسته به طور معمول پاتوق‌های مخصوصی را برای تلف‌کردن عمر و زندگی نداشته خویش دارند که نیازی به گوشه پارک و بوستان نباشد.

به طور قطع مقصر بدبختی چنین سرمایه‌های انسانی سوخته و هدر رفته، خود پدر و مادرهای معتاد هستند. حال موضوع تلخ و دردناک یادداشت امروز نگارنده چیز دیگری است و حقیقتی بسیار گزنده‌تر و فاجعه‌بارتر از تمام شنیده‌ها و اخبار تأسف‌باری است که تاکنون آگاه شده‌ایم. نگارنده بارها خانم‌های بسیاری را مشاهده کرده‌ام که در معابر و اماکن عمومی سیگار روشنی در دست دارند و به آرامی پک می‌زنند که متأسفانه چنین خانم‌ها و دختران اغلب هم به‌ظاهر از قشر دانشجویان هستند و دور از چشم خانواده‌های خود در شهری غریب مشغول درس و دانشگاه شده‌اند. با این حال، عصر یکی از روزهای میانه اردیبهشت هنگام تعطیلی یکی از مدارس راهنمایی دخترانه (نام این مدرسه راهنمایی را نمی‌برم چون برای چنین نام مقدسی احترام قائلم و تأسف می‌خورم)، صحنه‌ای را شاهد بودم که چشمانم را به آتش کشید و لرزه به جانم انداخت.

درواقع زخم فاجعه تا کجای جامعه پاک ایرانی با تمام ارزش‌های دینی و انسان‌ساز آن باید نفوذ کرده باشد که شاهد این همه نزول اخلاقی و ارزشی آن هم بین دخترکان ۱۲ یا ۱۳ ساله خود باشیم.

نوجوان‌هایی که پدر و مادرهای بی‌خبر و شاید هم خدای ناکرده باخبر آنان، چشم به قد و بالایشان دوخته‌اند تا روز به روز بیشتر شگفت‌زده شوند، راه صحیح آینده خویش را تشخیص دهند و روزی مادران و پایه‌گذاران رشد و تعالی جامعه خود باشند. آیا چنین خانواده‌ها و پدر و مادرهای خوش‌خیال خبر ندارند که میوه‌های در حال رشد زندگی آنان به محض اینکه زنگ پایان درس مدرسه به صدا در می‌آید و پا به بیرون از مدرسه می‌گذارند، بدون هیچ ملاحظه و محابا و در بین دیگر همکلاسی‌ها و هم مدرسه‌ای‌های خود، سیگارهای الکترونیکی خود را روشن می‌کنند و با ولع چندش‌آوری دود می‌کنند؟!

متأسفانه ۳ تن از این دختران نیم‌قد را دیدم و ای کاش هرگز نمی‌دیدم که در میان آن جمع پرهیجان و کنجکاو سیگار الکترونیکی به هم تعارف می‌کنند و بی‌خبر و بی‌اعتنا به تمام هنجارهای پاکی که تا گذشته‌هایی نه‌چندان دور مایه افتخار و هویت ایرانی بوده است، سرنوشت خود را به دود و هیجان ویرانگر می‌سپارند. آن شاعر آزاده و شوریده چه عاقلانه و با حسرت در فراز پایانی شعر زیبای خود سروده است که: “چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفه‌ها به باران برسان سلام ما را.”


در همین راستا، روزنامه همدان‌پیام گفت‌وگویی با حجت‌ا... حاتمی، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی و عضو دفتر مبارزه با مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل (UNODC) داشته است که در ادامه می‌خوانید:

 به نظر شما در گرایش به سیگار و مواد مخدر نوجوانان و جوانان چه عوامل روانی-اجتماعی مؤثر است؟ (مثل فشار همسالان، خانواده، مشکلات هویتی، یا تأثیر شبکه‌های اجتماعی)
اعتیاد موضوعی چندعاملی است و نمی‌توان آن را به یک علت خاص محدود کرد. در بحث نوجوانان، این دوره سنی همراه با بحران‌های ویژه خود است. نوجوان می‌خواهد همه چیز را تجربه کند، ببیند و با محیط ارتباط برقرار کند. او در این فرآیند، با مسائل جدید مواجه می‌شود که ممکن است آنها را بپذیرد، رد کند یا تعدیل کند. در هر صورت نوجوانان ناگریز با مسائل مختلف برخورد خواهند داشت، اما مسأله اینجاست که والدین اغلب آگاهی و آموزش کافی ندارند و نسبت به محیط اطراف و خطراتی مانند اعتیاد، اطلاعات درستی ندارند. متأسفانه فضای مجازی هم منبع قابل اعتماد و متقنی برای آگاه‌سازی نیست.
والدین نوجوانان را اغلب با سنین گذشته خود مقایسه می‌کنند که اشتباه است. از دید روانشناختی، مقدار محرک‌ها و تنوع آنها نسبت به دوره‌های قبل متفاوت است و نوجوانان درگیر بمب اطلاعات هستند.

 نقش خانواده‌ها در پیشگیری از اعتیاد نوجوانان چیست؟
والدین مسئول فرزندان خود هستند و باید فرصت شناخت زندگی و تعامل سازنده با نوجوان را از دست ندهند. متأسفانه بسیاری از والدین مهارت‌های لازم را ندارند و حتی نمی‌دانند چگونه با فرزندشان درباره خطرات اعتیاد صحبت کنند. پول خرج کردن و فراهم آوردن امکانات مادی کافی نیست. نوجوانان امروز در معرض بمباران اطلاعاتی هستند، اما آگاهی لازم را ندارند. ما به آنها “سلامت زندگی کردن” را نیاموخته‌ایم.

 به نظر شما چرا سن اعتیاد در حال کاهش است و چه تغییراتی در الگوی مصرف مواد ایجاد شده است؟
امروزه دسترسی به مواد مخدر بسیار آسان شده و تنوع مواد و روش‌های مصرف نیز تغییر کرده است. زنگ خطر اینجاست که حتی شاهد تغییر جنسیتی در مصرف‌کنندگان هستیم و مصرف مواد مخدر به دختران نوجوان رسیده است. نوجوانان به دلیل آموزش‌ندیدن، تحت تأثیر همسالان قرار می‌گیرند و بلد نیستند چگونه “نه” بگویند. این مهارت را به راحتی می‌توان آموزش داد، اما خانواده‌ها غافل هستند.

 نقش جامعه و مدارس در پیشگیری از اعتیاد چیست؟
نوجوانان بیش از ۶۰ درصد از همسالان خود تأثیر می‌پذیرند، اما خانواده و مدرسه نیز نقش کلیدی دارند. متأسفانه در مدارس، معلمان تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی هستند و گاهی وقت و حوصله کافی برای دانش‌آموزان ندارند. از سوی دیگر، اعتماد عمومی به سیستم آموزش و پرورش کاهش یافته است. معلمان باید آموزش‌های لازم درباره تغییرات رفتاری نوجوانان را ببینند تا بتوانند نقش مؤثری در پیشگیری از اعتیاد داشته باشند.

 راهکار نهایی شما برای مقابله با این معضل چیست؟
اعتیاد پدیده‌ای چندعاملی است و مقابله با آن نیازمند عزم اجتماعی است. باید به زندگی جمعی و ارزش‌های فراموش‌شده بازگردیم. همسایه‌ها باید نسبت به یکدیگر حساس باشند، مدارس باید تقویت شوند و خانواده‌ها زمان بیشتری را با فرزندان خود بگذرانند.

مقوله‌ای فراموش‌شده به نام 
“walking together” (قدم زدن با فرزندان) داریم که والدین باید انجام دهند و باید با فرزندان خود همراه باشند و این یک راه ساده اما مؤثر برای ایجاد ارتباط است. اگر همه با هم همکاری کنند، می‌توانیم جامعه‌ای سالم‌تر بسازیم.


 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.