|
در این ماه و سال، روزگار سخت و دلهرهآوری تجربه میکنیم و هموطنان ایرانی درگیر ویروس بیماری خطرناکی هستند که چند هفتهای بلای جان مردمان کشورهای بسیاری از جهان شده است. تمام حوادث دشوار و دسیسههای شیطانی دشمنان خارجی در 40 سال گذشته به کنار اما در همین سالی که رو به پایان است، سختی برای مردم ایران به نهایت رسید، سختیها و حوادثی که شاید هر یک به تنهایی مردم و دولت یک کشور را از پا بیندازد!
از نوروز گذشته که با سیلابهای مهیب و ویرانگر در شمال، جنوب و مناطق دیگری از کشورمان شروع شد و زلزلههای متعددی که اتفاق افتاد تا حوادث تلخی که به شهادت بهترین فرزندان این آب و خاک انجامید، خاطرات بدی را برایمان به یادگار گذاشت تا همین بلای ناگهانی بهنام ویروس کرونا که به خودی خود عواقب بسیار بد و آسیبهای جانی و مالی غیرقابل جبران و سنگینتر از آوار چند جنگ خانمانسوز برای هر کشوری دارد!
با وجود تمام تلاش شبانهروزی و بدون وقفه توسط جامعه پزشکی با پشتیبانی کامل دولت و قوای نظام کشورمان که به عمل میآید و بیشتر مردم هم با جان و دل بسیج شدهاند، معلوم نیست شر این بیماری ناشناخته و مرموز کِی از سر ملت ایران کنده شود و البته این خطر آنچنان بزرگ و جدی است که هر آدم عاقل و متعهد میداند اگر خودش نخواهد و در بسیج عمومی شرکت نداشته باشد، بهزودیزود روی زیبای آسایش نخواهیم دید و به راستی که هر کس بیخیال و بیتفاوت باشد، خیانت غیرقابل بخشش در حق نهتنها مردم کشورش، بلکه در حق نوع بشر در هر نقطهای از این جهان بیانتها مرتکب شده است.
یکی از بدیها و گوشتتلخیهای ویروس کرونا برای هموطنان ایرانی این است که از لحاظ زمان در بدترین موقع ممکن پای شومش را به این آب و خاک گذاشته است. ما ایرانیها بهدلیل شرایط دشوار اقتصادی و تحریمهای غیرانسانی آمریکا علیه جان مال و آسایش مردم در تمام مدت یکسال گذشته در مضیقه بودهایم، اکثریت کسبه و صاحبان مشاغل آزاد بهقول ایرانیها منتظر بازار پررونق شب عیدی بودهاند تا بلکه کمی جبران مافات کرده و بخشی از چالهوچولههای اقتصادی خود را پر کنند که این کرونای لعنتی هم ناغافل مزید بر علت شد و تمام کاسه و کوزههایمان را بهم ریخت.
از سوی دیگر بیشتر ایرانیان که یکسال آزگار در تلاش، کار و خدمت بودهاند، انتظار تعطیلیهای نوروزی را کشیدهاند تا مگر با گشتوگذار و سیاحتی چند روزه کمی از خستگیهای تن و جان خویش را بکاهند که آن هم نشد و کاری غیرعقلانی است اگر عهدشکنی کنیم و با جابهجایی خودمان بین شهرها و حتی مکانهای عمومی شهری و دورهمیهای فامیلی، هیزمبیار معرکه کرونا بشویم!
با این حال چندان بعید نیست که هموطنان بخواهند با رعایت تمام جوانب در هوای خوش بهاری یک گشتوگذاری کوچک در شهر خودشان بزنند.
شاید به همین منظور و از خوشقدمی بهار باشد که شهرداری همدان طبق یک سنت دیرینه در آستانه بهار و عید نوروز به خانهتکانی شهر از گردوغبار همت کرده است. گلکاری، شهرآرایی، مبلمان و اجرای طرحهایی برای زیبایی بصری به بهانه ایام تعطیل و گشتوگذار، کار بدی نیست اما چون زمان به سود مردم دلتنگ و خستهجان عقربه نمیچرخاند، بعید نیست چنین کارها خوشایند قشرهایی که آنهم دغدغه مسئولیت و امنیت جان و سلامت مردم را دارند، نباشد!
حال باز هم بر عهده خود مردم است که همت کنند و بهگونهای عمل نمایند تا مگر نه سیخ بسوزد و نه کباب! شاید اگر خدا هم کمک کند و مردم در روزهای دلتنگی اول بهار مثل آدمهای خوب، عاقل و حرفگوشکن فقط به قصد هواخوری مختصر با رعایت احتیاط و درک مسئولیتهای فردی و اجتماعی چند قدم دورتر از خانه حظی از بهار ببرند، برای تقویت روحیه و اعصاب هم بد نباشد!
این را گفتم و نوشتم چون پرواضح است که سنگ و کلوخ هم از آسمان ببارد، برخی از این مخلوق دوپا طاقت خانهنشینی ندارند و دم و بازدم نفسشان در گروی خودنماییها و جلوهگریهای طبیعت است و به نوازش نسیم بهاری و صدای جیکجیک گنجشکها بر شاخسارها به وجد میآیند.
شاید بهار با آمدنش مجالی با خود بیاورد و این تندباد مسموم هم از نفس بیفتد. امید داشته باشیم که «بگذرد این روزگار تلختر از زهر، بار دگر روزگار چون شکر آید!».
|