|
قشر کارگری و بازاریان متوسط به پایین از رفاه اقتصادی و عمده مردم از رفاه اجتماعی که حق شهروندیشان است جا ماندهاند. در 42سال گذشته برنامهریزی عملی و خاصی برای بالا بردن رفاه عمومی و رونق تولید صورت نگرفته و اکنون مطالبه قشر متوسط به پایین از رفاه به معیشت نزول کرده است.
با روی کار آمدن دولت جدید انتظار میرود رفاه مردم و رونق تولید اولویت قرار بگیرد. در اهمیت رفاه و تأمیناجتماعی گفته شده است که اینها هدف توسعه نیستند، بلکه خود توسعه محسوب میشوند. یعنی دولت و جامعهای را میتوانیم توسعهیافته بدانیم که سطح یا متناسب زندگی را از جهات مسکن، آموزش، تغذیه و بهداشت و درمان برای یکایک آحاد و ساکنانش فراهم کرده باشد.
روشن است که هیچکس با اینکه مردم جامعه مرفه باشند مخالف نیست. لکن چگونه باید به این مهم دست یافت؟ مفاهیمی چون عدالت یا برابری که خودبهخود در این بحث مطرح میشوند چه معنایی دارند؟
آیا عدالت اجتماعی به این معناست که تمامی آحاد جامعه از نظر درآمد و سطح زندگی وضعیتی همانند داشته باشند؛ یا اینکه همه باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند و بعد هرکسی به تناسب استعداد و کوشایی خود، به مراتب بهتر و برتری دست یابد؟
امروز دغدغه مردم تا حد معیشت نزول کرده و بسیاری از آنها در تأمین حداقلهای زندگی خود دچار مشکل هستند. قشر کارگری بیش از 35سال است که برای واقعی شدن حقوق و دستمزد خود میجنگد، بخش تولید نیز برای به دست آوردن فرصت جهت رشد و توسعه مطالبات فراوانی دارد.
امروز طبقه کارگری و بسیاری از قشرهای جامعه بخش عمده درآمد خود را صرف هزینههای تأمین مسکن، خوراک و بهداشت میکنند و پولی برای به دست آوردن رفاه عمومی ندارند. این در حالی است که عمده تصمیمگیران از رفاه اقتصادی و حتی اجتماعی بالایی برخوردار هستند و درکی از تهیه نان شب برای فرزندان و خانواده خود ندارند. آنها گاهی باور نمیکنند ممکن است خانوادهای از روی نداری حتی یکبار برای خرید گوشت یا بسیاری اقلام دیگر اقدام نکرده است.
از اینرو بهنظر میرسد دولت جدید در برنامهریزی خود رفاه را اولویت خود قرار بدهد تا بتواند برنامههای درستی برای همه بخشهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی در نظر بگیرد و این مهم به جز کمک گرفتن از متخصصان کاربلدِ غیرسیاسی میسر نخواهد شد.
|