لزوم بهرهگیری از برنامههای نامزدهای رد صلاحیت شده
نامزدهای تأیید نشده هم برنامه داشتند!
تاریخ خبر : 1400-03-11
متن خبر :
ثبتنام تعداد زیادی از شخصیتهای شناخته شده جهت نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم، به جز اولین دوره این انتخابات، بینظیر بود.
این شخصیتها که دارای گرایشهای سیاسی مختلفی هستند، هر یک با شعار و برنامهای خاص، وارد صحنه انتخابات شده بودند.
حال با تأیید صلاحیت 7 نامزد از جمع حدوداً 40 نفره نامزدهای شاخص، فقط برنامهها و شعارهای این 7 نامزد، در معرض قضاوت افکار عمومی قرار میگیرد؛ این در حالی است که در برنامهها و شعارهای نامزدهای تأیید نشده و انصرافی، موارد مهم و قابل توجهی وجود دارد که توجه به آنها توسط نامزدهای باقی مانده در عرصه رقابتها و به ویژه فرد منتخب از این جمع، حائز اهمیت است.
با این مقدمه، در این نوشتار، شعارها و اهم برنامههای نامزدهای رد صلاحیت شده و انصرافی، مورد بازخوانی قرار گرفته، به این امید که در آینده نیز، دولت بعدی با بهرهگیری از این برنامهها، بتواند خواستهها و مطالبات اقشار بیشتری از مردم که احتمالاً در حال حاضر، جزو حامیان دولت سیزدهم (بعدی) نیستند، را تأمین کند.
«لاریجانی» که عدم تأیید صلاحیتش، همه ناظران و فعالان سیاسی و رسانهای را غافلگیر کرد، بر این باور است که: «مسائل کشور، نه با اقدامات پوپولیستی، نه با کلید جادویی و نه با سوپرمن بازی، قابل حل نیست.» او همچنین «تسهیل روابط خارجی» در جهت «توسعه اقتصادی» و پرهیز از «روضهخانی سیاسی» و «شعارهای تند غریزی» را لازمه «مدیریت صحنه بینالمللی» دانسته و «انقلابی عمل کردن» در این مقطع را، «آزاد کردن وجوه بلوکه شده ملت ایران از دست دیگر کشورها» قلمداد نموده و تصریح کرده: «باید کشور در دست افراطیون و سازشکاران قرار نگیرد.»
«جهانگیری» هم که عدم تأیید صلاحیتش، مورد حیرت و سوال زیادی در جامعه شد، بر «تنشزدایی داخلی و خارجی، تشکیل دولت رفاه فراگیر، توانمندسازی توأمان نهادهای حکمرانی و نهادهای مدنی، صیانت از حقوق و آزادیهای اساسی همه شهروندان و جلوگیری از تخریبهای زیست محیطی» تأکید دارد.
«تشکیل دولتی ایرانی، برنامهریزی درست و مدیریت انقلابی، مردمی، عاقلانه و دانش محور با کار و تلاش خستگیناپذیر همه افراد کاردان و صالح و بازگرداندن نشاط و امید به جامعه» از جمله مواردی است که «احمدینژاد» قصد داشت در صورت بازگشت مجدد به پاستور، در کسوت «رئیس جمهور» به آنها بپردازد.
«حسین دهقان» معتقد به «برقراری عدالت و نظارت مردمی با استفاده از فضای مجازی و رسانهها» بود و بر «شفافیت دائمی» تأکید میکرد و قصد داشت «دولت شهروندان قدرتمند ایرانی» را تشکیل دهد که همه شهروندان در آن، فارغ از هر نوع تبعیض، برابر هستند.
«لزوم اتفاق افتادن تحول بزرگ در جامعه» شعار «سعید محمد» بود و «همه عرصههای نظام را نیازمند اصلاحات با تکیه بر اصول» میدانست. «محمدحسن نامی» هم «6 برنامه برای شش ماه اول دولتش، برای برقراری تعادل در وضعیت معیشتی مردم» تدارک دیده بود که جزو 64 برنامه کلی او به شمار میآمد.
«پزشکیان» برای استفاده از «ظرفیتهای» داخل و خارج کشور» تأکید داشت و تکیه بر «علم و دانش» را حلال مشکلات خواند که البته با «مشارکت مردم و تعامل با آنها» رهگشا است و «حذف و زندان کردن و جنگ و محروم کردن» را مزمت نمود و از پیاده کردن «FATF» داخلی جهت مبارزه با رانتخواران سخن گفت. «مردمی کردن صنعت نفت» برنامهای بود که «شمسالدین حسینی» قصد داشت آن را عملی کند و بدین ترتیب «همه مردم، سهامدار شرکت ملی نفت باشند تا از افزایش قیمت نفت، بهرهمند شوند» و همچنین او میخواست «صندوق ثروت ملی» را ایجاد کند.
«عباس آخوندی» میخواست «گلوگاههای تجاری ایران را باز کند» و در نظر داشت به جنگ «پدیده چند دولتی با بیدولتی» برود و از «ایستادن روبهروی باندها و شبکههای فساد» و «خلق ظرفیتهای جدید در درون و بیرون ایران» جهت «افزایش اعتبار اقتصادی ایران» سخن گفته بود. «ضرغامی» هم قصد داشت تا «حلقه اول مشاوران و دستیارانش، جوان باشند» و از «تبدیل همه موضوعات کشور به موضوعات دو قطبی»، گله داشت. او «دفع حداکثری» را به کوچک صفتانی که انقلاب را صرفاً به انحصار قبیله خود درآورده اند، نسبت داد و قرار بود زیر میز این وضعیت میرا و موهوم و جعلیِ بازماندگان تقاطع قدرت و ثروت که همه مقدسات را هزینه خود کردهاند، بزند تا «فرصت زندگی و مبارزه» ایجاد کند و راه حل اساسی در مورد تحریمها را «خنثی سازی تحریمها» میدانست.
«محسن هاشمی رفسنجانی» از «رفاه و عدالت» گفت و در کوتاه مدت، «حل مشکلات معیشتی» و در میان مدت «رشد اقتصادی» را در نظر داشت. «زریبافان» میخواست اگر رئیسجمهور شود، «کم حرف بزند و بیشتر عمل کند» و از مدیرانی استفاده کند که «ذینفع» نباشند. «علیرضا افشار» اعتقاد بیشتری به «دیپلماسی عمومی» داشت و از برنامههایش برای «ایجاد شغل» و «اینترنت رایگان» برای مردم گفته بود و به دنبال ایجاد دولتی «توانمند، جهادی و انقلابی» بود. «رستم قاسمی» هم «حل فوری مشکلات معیشتی» را وعده داده بود و میخواست دولتی «مقتدر و انقلابی» با ترکیبی از «جوانان» و «بانوان» تشکیل دهد.
«علی مطهری» خط قرمزش را ایجاد آشوب و بلوا خوانده و اظهار نظر را تا بینهایت، آزاد میخواست. او علاوه بر «زنان، بر استفاده از «اهل سنت» در کابینه هم تأکید داشت و با فیلترینگ فضای مجازی مخالف بود. «فریدون عباسی» قصد تشکیل «دولت نخبگان» را داشت تا با «بازطراحی سیستم و ساز و کار دولت»، «آزادی را از انحصار خارج کند» و عرصه را برای ورود بیشتر از گذشته همه علایق سیاسی در چارچوب نظام به منظور حل مشکلات، فراهم کند.
«مهمانپرست» برای کاهش فاصله طبقاتی، «طرح بنزینی» داشت و به دنبال برقراری عدالت در زمینه یارانه سوخت بود و برای ساخت یک و نیم میلیون مسکن و خرید اقساطی سربازی، برنامه داشت که این برنامهها بنا بود در دولت «وحدت ملی» با عضویت «همه دلسوزان کشور» به اجرا برسند.
«حسن سبحانی» به دنبال «اقتصاد بدون ربا» بود تا «طبقات پایین و متوسط» را از گرداب «فقر و محرومیت» نجات دهد. «محمد عباسی» نگران «معیشت مردم و اشتغال جوانان و از هم پاشیده شدن خانوادهها» بود و قرار بود تمام تلاشش را برای بهبود این اوضاع انجام دهد.
«کواکبیان» از «اختصاص کارت رفاهی به جای پرداخت مستقیم یارانهها» به منظور «مقابله با رشد نقدینگی» سخن گفته بود و حل مشکل کاهش ارزش پول، رشد نقدینگی و مبارزه با موازی کاریها و بنبستهای قانونی را دنبال میکرد. او همچنین به دنبال حل موضوعاتی نظیر «داوطلبی زنان در انتخابات ریاست جمهوری، حضور نظامیان در انتخابات، جوانگرایی، اختیارات رئیس جمهور و ایجاد رادیو و تلویزیون خصوصی» بود. «محسن رهامی» برای «درخشیدن نام ایران و ایرانی» با «دولت صلح و توسعه» آمده بود که دولتش، دولت «رانت، هزار دستان، هزار فامیل، وزرا و مدیران چند ده شرکتی» نباشد و مردم ایران از هر قوم و قبیله، «از حقوق مساوی و حمایت یکسان» برخوردار باشند.
دولت «تحول و عدالت» را «فیروزآبادی» در نظر داشت تا تشکیل دهد و مهمترین مشکل را عدم توجه به «شایسته سالاری» میدانست و بر استفاده از «اقتصاد دیجیتال» و «نوسازی صنعتی» تأکید داشت. او همچنین امیدوار بود «نوسازی در تأمین اجتماعی و بیمه آن» را عملی کند. «مصطفی تاجزاده» برای «رؤیای آزادی و عدالت» آمده بود و با قوانین تبعیضآمیز علیه زنان و سلب حقوق هر شهروندی با هر عقیده و مذهب و قومیت و زبان و نیز با «سیاست خارجی پرهزینه» مخالف بود.
«محمد شریعتمداری» آمده بود تا «امنیت شغلی کارگران» تضمین شود. او میخواست دولت «گفتگوی اجتماعی فراگیر، اصلاحگر و کارآفرین با توان حل منازعات» را تشکیل دهد: «زهرا شجاعی» به عنوان تنها نامزد شاخص زن این انتخابات، از «عدم یکپارچگی مدیریت سیاسی، دولت حجیم، نهادهای اضافی، عدم تناسب مسئولیتها و اختیارات در حکمرانی، وجود نهادهای موازی، نپذیرفتن مبانی و دستاوردهای دنیای مدرن و تمرکزگرایی شدید» انتقاد داشت و بر «کاهش فاصله ملت و دولت، رفع انواع تبعیضها، تقویت جامعه مدنی و عرصه عمومی، گردش آزاد اطلاعات، بالا بردن شاخصهای انتخاب آزاد، شفافیت و پاسخگویی مقابل مردم» تأکید میکرد.
«محمود صادقی» به دنبال بازیابی «سرمایه اجتماعی و اعتقاد عمومی» با تشکیل دولتی «مسئولیتپذیر و وفادار و خدمتگزار» بود. «حق شناس» هم به «حکومت مردم بر مردم برای مردم» تأکید نمود. و از «تولید ملی معطوف به صادرات و محدودسازی دولت و تنوع و تکثر و آزادیهای فرهنگی و تأمین عدالت اجتماعی» دفاع میکرد و به دنبال فراهم کردن امکانی جهت «جبران عقبماندگیها و رسیدن به پیشرفت و جایگائی جهانی در خور مردم ایران» بود. او همچنین پرهیز از ایجاد جو و فضای اطلاعاتی و امنیتی و انسدادهای سیاسی را خواستار بود.
اینها اهمِ شعارها و برنامههای نامزدهایی بود که مجال عرضه برنامههایشان به افکار عمومی و ارائه جزئیات این برنامهها را نیافتند، اما پرواضح است که در برنامههای این افراد، موارد مهم و مفیدی وجود دارد که به برخی از آنها، در برنامههای نامزدهای تأیید صلاحیت شده، اشاره شده اما بخشهای مهمی هم وجود دارد که تاکنون، مورد توجه نامزدهای حاضر در مرحله نهایی رقابتهای انتخاباتی نبوده است. بعید نیست چنین مواردی، در برنامههای داوطلبان گمنام یا کمتر شناخته شده هم، وجود داشته باشد.
از آنجا که برنامههای نامزدهای تأیید صلاحیت شده، همه آن چیزی نیست که عموم مردم و رأیدهندگان، انتظار دارند و این ایراد، حتی بر برنامههای نامزدی که پیروز انتخابات جاری شود، وارد خواهد بود، شایسته آن است که از همین الآن و در فرصت تبلیغات و رقابتهای انتخاباتی یا از فردای برگزاری انتخابات و مشخص شدن فرد پیروز انتخابات، برنامههای دیگر نامزدها شامل آنهایی که تأیید صلاحیت نشدند و نیز آنهایی که علیرغم حضور در دور پایانی انتخابات، مورد اقبال عمومی رأیدهندگان، قرار نگرفتند، مدنظر رئیس دولت آینده باشد تا ضمن استفاده از تجارب و نظرات دیگران، منافع و مطالبات تعداد بیشتری از مردم ایران را تأمین کند که در این صورت، هم رضایت عمومی افزایش خواهد یافت و هم انسجام و وحدت بیشتری را شاهد خواهیم بود.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.