ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 120359
 
کی بود، کی بود؟ من نبودم!
تاریخ خبر : 1400-08-10
     
   
     
متن خبر :

عموماً پس از هر رخداد ناگواری، همه دنبال مقصرند. رسانه‌ها بیشتر از همه. مثلاً تیمِ فوتبالی اگر ببازد، یا تقصیر فلان بازیکن است که آن پاس را نداد؛ یا مربی که به موقع تعویض نکرد؛ زمین چمن، نور ورزشگاه، تماشاگر و یا حتی توپ جمع‌کن بازی!
به ندرت دربارۀ روندها و فرایندهای رخداد آن اتفاق بحث می‌شود. درواقع راحت‌ترین و دل‌چسب‌ترین کار پیدا کردن یک مقصر واحد و برچسب‌زنی‌ست. آخر می‌شود روی آن جنجال کرد، برای چند روز خوراک رسانه‌ای داشت و یا حتی یک تسویه‌حساب قدیمی انجام داد.
متأسفانه این داستانِ تکرار شونده‌ همه‌ رخدادهای نامطلوب در جامعه است.
در طرف مقابل، کسانی هم که در این بزنگاه‌ها به درست یا غلط مقصر شناخته می‌شوند؛ همواره رفتار ثابتی از خود نشان می‌دهند. من نبودم! تقصیر فلانی بود. اصلاً زمین کج بود! حالا در این میانه اگر بتوانند هنر کافی به خرج دهند و مشکل را به دشمن خارجی هم ربط بدهند که دیگر می‌شوند گل نهایی.
البته مخاطب هم بسته به سلیقه، پیش‌فرض‌ها و سو‌گیری‌های ذهنی خود، با دیدن این سردرگمی‌ها، تحلیل خودش را می‌کند و آنچه دوست دارد بشنود را به عنوان حقیقت قطعی باور می‌کند(جمله معروف کار خودشونه) و درنهایت اصل موضوع تا باخت یا اشکال بعدی به فراموشی سپرده می‌شود.
البته دسته‌ای از افراد که من «زرنگ‌های حادثه‌» صدایشان می‌کنم؛ شروع می‌کنند به بافتن قصه‌های خیالی! که ما رستم دستانیم و اگر «ما» بودیم چه‌ها که نمی‌کردیم و همه‌ ماجرا این‌ است که مسئولان فعلی بی‌کفایتند. زرنگ‌های حادثه، همواره تلاش‌شان این است که در نقش یک مهاجم زهردار از هر فرصتی برای گل زدن به حریف و عقده‌گشایی استفاده کنند. غافل از اینکه زمین متأسفانه یا خوشبختانه گرد است و این شتری است که بالأخره در خانه آن‌ها هم خواهد خوابید.
حال هرچه این آش شورتر یا آب گل‌آلودتر، فرصت ماهی‌گیری بیشتر!
در این شرایط، آنچه مغفول می‌ماند ریشه‌های وقوع حوادث نامطلوب و چگونگی جلوگیری از تکرار همواره‌ آن‌هاست. بحث دربارۀ فرایندها، ریشه‌های اصلی اتفاق و درست کردن چرخه‌های معیوب، در هیاهوی جماعت برچسب به دست و مهاجم‌های فرصت‌طلب گم می‌شود.
و باز ما می‌مانیم و فرایندهای غلط و چرخه‌های تکرار شونده...
هر کسی که عملکرد یک سیستم را  بشناسد؛ به خوبی می‌داند که نتایج، عملکردِ فرایندهاست. خطای شخصی را نفی نمی‌کنم، اما تجربه‌ شخصی‌ام این است که عمده‌ بحران‌های تکرارشونده، ماحصل فرایندهای ناقص، ناسالم و کج و معوج است.
این فرایندهای پراشتباه، در زمان رخدادهای نامطلوب، همواره خود را پشت حب و بغض‌ها پنهان می‌کنند و به جای اینکه فرایندها با فشار و قضاوت افکارعمومی اصلاح شوند؛ در پس این حب و بغض‌ها فرد یا افراد را قربانی می‌کنند.
فارغ از فرایندها و سیستمی که منجر به بروز یک رخداد نامطلوب شده؛ هرگاه من رخداد نامطلوبی را مشاهده می‌کنم که در آن سیلی از اظهارنظرهای مختلف فردی را مقصر آن رخداد قلمداد می‌کنند؛ یک پرسش اساسی در ذهنم شکل می‌گیرد؛ آیا کسی‌که مقصر جلوه داده می‌شود؛ در قبال مسؤلیتی که بر عهده‌ او بوده، اختیارات متناسبی هم داشته است یا خیر؟ آیا اگر فرد دیگری جایگزین او بود، فرایندها نتیجه دیگری حاصل می‌کردند یا خیر؟
در بسیاری از مواقع، پاسخ، خیر است. چرا؟ چون اساساً آنچه در امور اجرایی کشور ما ایراد دارد، فرایندهاست. یک فرایند مهم هم در این میان، تناسب نداشتن اختیارات و مسئولیت‌هاست. این فرایند اشتباه و این تناسب نداشتن، ریشه‌ بسیاری از اشکالات است. ریشه‌ای که تا حل نشود، چرخه‌ «کی بود، کی بود؟ من نبودم» حل نخواهد شد.
مسئولی که اختیارات لازم برای انجام وظایفش را ندارد، پیشاپیش قربانی فرایندهای پر اشکال و پراشتباه است.
*محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر سابق ارتباطات

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.