|
بازار ارز روزهای پرنوسانی را پشت سر میگذارد. آخرین آمارهای رسمی از منفی شدن رشد اقتصادی در 3ماهه نخست امسال خبر میدهند. اتفاقی که پس از 4سال دوباره رکود را بر کشور حاکم خواهد کرد و گزارش مربوط به تورم هم از بازگشت تورم نقطه به نقطه به نرخ بیش از ۴۰درصدی و حتی نزدیک شدن آن به ۵۰ درصد خبر میدهند. این مهم نشان میدهد سال ۱۴۰۴ سالی دشوار محسوب خواهد شد. قیمت ارز از جمله شاخصهایی که در اقتصاد ایران به شدت تحت تأثیر شاخصهای سیاسی قرار دارد.
کمااینکه وقتی در ابتدای سال خبر آمد که خبری از مذاکره نخواهد بود قیمت هر دلار آمریکا به ۱۰۵ هزار تومان رسید اما با آغاز مذاکرات غیرمستقیم نرخ دلار به ۸۰ هزار تومان کاهش یافت. حالا هم به نظر میرسد از ارزش پول ملی در ادامه سال باز هم کمتر شود، البته به این شرط که وضعیت و سیاستگذاریها تغییری نکنند.
در همین رابطه کامران سلطانیزاده دبیر سابق کانون صرافان ارز در گفتوگو با خبرآنلاین توضیحاتی درباره شرایط کنونی بازار داد. سلطانیزاده هر چند نخواست رقمی را به عنوان نرخ دلار برای آخر سال پیشبینی کند اما پذیرفته که مسیر قیمت ارز و طلا در ایران صعودی خواهد بود و از نظر وی دولت میتواند با مدیریت انتظارات روانی و استفاده از یکسری مکانیسمهای کم هزینه تا حدی به مدیریت بازار هم دست بزند.
خلاصه مصاحبه در ادامه آمده است.
بهنظر شما بازار ارز به کدام سو خواهد رفت و آیا میشود ابزاری برای کنترل بازار ارز و نرخ ارز در اقتصادی مثل اقتصاد ایران در نظر گرفت یا خیر؟
بازار ارز تابع متغیرهای بسیار زیاد و پیچیدهای است. متأسفانه اقتصاد ما به دلیل تحریمهای پیشین و مشکلات هفتههای اخیر شاهد افزایش تنش و نوسان بوده است. ماهیت این بازار به گونهای است که همواره از متغیرهای سیاسی تأثیر میپذیرد؛ این تأثیر میتواند مثبت یا منفی باشد.
به عنوان مثال، زمانی که مذاکرات در جریان بود شاهد کاهش قیمت ارز بودیم و خوشبینیها نسبت به بهتر شدن وضعیت اقتصادی افزایش یافت.
اما پس از آن متأسفانه ما با جنگ تحمیلی 12روزه روبهرو شدیم که این جنگ اثر منفی شدیدی روی بازار ارز گذاشت. همچنان ترکشهای این درگیری تا امروز ادامه یافته است. پس از آن هم اتفاقات دیگری رخ داد؛ از جمله بحثهای مرتبط با آژانس بینالمللی انرژی هستهای و قطعنامهای که علیه ایران صادر شد و بازگشت مکانیسم ماشه. این مسائل از نظر روانی میتواند در ذهن مردم احساس ناامنی ایجاد کند. در این شرایط خرید ارز افزایش مییابد. زمانی که مردم برای خرید ارز به بازار هجوم میآورند، هر مقدار ارزی هم که از هر منبع تزریق شود، پاسخگو نخواهد بود. این تنشها باعث افزایش تقاضای خرید ارز در بین هموطنان میشود. مردم به سمت این میروند که ریال خود را تبدیل به ارز یا طلا و سکه کنند تا به نوعی جلوی کاهش ارزش پولشان را بگیرند و این واکنش طبیعی است.
ما در 2، 3ماه گذشته هم شاهد بودیم که نرخ ارز در یک برهه کوتاه زمانی متأسفانه افزایشی شد. به طور کلی میبینیم که سالهاست یک اقدام تکراری انجام میدهیم: تعیین نرخ ارز ترجیحی در کنار نرخ ارز آزاد. اما در واقع، سیگنال اصلی بازار همان نرخ آزاد است. اصولا دولتها با کسری بودجه مواجه میشوند و ترجیح میدهند منابع ارزی خود را گرانتر بفروشند. بهانه یا توجیهی هم که برای این کار میآورند، نه درآمدزایی از فروش ارز گرانتر، بلکه همان اصطلاح «شکاف 2نرخ» است.
فکر میکنم ما در 3 یا 4 مقطع در دورههای گذشته، از جمله در زمان همتی، صالحآبادی و آقای دکتر فرزین، شاهد بودیم که نرخ ارز ترجیحی و دولتی با نرخ آزاد خیلی نزدیک شد. مثلا در زمان همتی، زمانی بود که درهم آزاد حدود ۷۰۰۰ تومان بود و درهم نیمایی بین ۶۹۰۰ تا ۷۰۰۰تومان. یعنی اختلاف بسیار کمی بین نرخ آزاد و نرخ نیمایی وجود داشت و باید همان زمان این اختلاف را بهطور کامل از بین میبردیم اما در حال حاضر چه باید کرد؟
در حال حاضر، با توجه به اختلاف نزدیک به ۵۰ تا ۶۰ درصد بین نرخ ارز ترجیحی و نرخ ارز آزاد، انجام این کار بسیار پرریسک خواهد بود و آثار منفی زیادی در تأمین مایحتاج مردم خواهد داشت. فکر میکنم در روزهای گذشته هم چنین پیشنهادی مطرح شد که مورد مخالفت قرارگرفت. بنابراین باید زمان مناسبتری برای انجام این کار انتخاب شود؛ زمانی که اختلاف نرخ نزدیک شود و بتوان این ریسک را با کمترین تبعات انجام داد.
در شرایطی که ارزش پول ملی کاهش مییابد، طبیعی است کسی پولش را به ریال نگه ندارد. میخواهم بدانم در چنین شرایطی شما فکر میکنید سیاستگذار کجا میتواند یا باید وارد عمل میشد تا در این بحرانها با موج عظیم تقاضای دلار مواجه نشویم؟
من هم معتقدم خرید ارز و تبدیل ریال به ارز واکنشی طبیعی است که بسیاری از هموطنان انجام میدهند. ما باید در این مواقع آمادگی و پیشبینی لازم را داشته باشیم. این آمادگی مستلزم داشتن منابع ارزی کافی است تا بتوانیم با تزریق این منابع، حتی به مقدار زیاد، قیمت بازار را کنترل کنیم.
این کاری است که در دورههای قبل نیز انجام شده است. فکر میکنم در دوره فرزین، زمانی که جهش ارز داشتیم، دوباره بازار متشکل ارزی راهاندازی شد. ارز از صادرکنندگان با قیمت حاشیه بازار خریداری و از طریق شبکه سراسری صرافیها عرضه شد. در یک بازه زمانی کوتاه، شاهد کاهش شدید قیمت ارز بودیم.
به واسطه اجرای ماشه و حتی جنگ ۱۲ روزه نیز تشدید تنشها را به همراه داشت. پیشبینی شده است که هر دلار تا پایان امسال روند افزایشی را داشته باشد نظر شما چیست؟
در جلسات مختلف، همواره این نکته مطرح بوده که هرگز قیمت ارز اعلام نشود، به ویژه اگر این کار توسط نهادهای رسمی و مدیران عالیرتبه انجام شود، زیرا اعلام قیمت به اصطلاح تبدیل به قیمتگذاری یا قیمتسازی نرخ ارز میشود و سیگنال منفی به بازار میدهد. اگر تصمیمات اقتصادی صحیح گرفته نشود و فرمول مشخصی بر پایه شرایط اقتصادی خودمان نچینیم، به طور مطمئن قیمت ارز افزایش خواهدیافت.
|