|
نمیدانم آخرینباری که با دلوجان در بازار سنتی همدان قدم زدی کی بود؛ از همان گشتوگذارهایی که به قصد خرید نمیرفتی، ولی با دست پر برمیگشتی. بوی ادویهها، صدای پیرمردی که پشت دخل زرگری نشسته، زنانی که از حجره به حجره چانه میزنند، بچهای که دنبال مادرش در دالانها میدود. همه اینها حالا دارد آرامآرام جایش را به سبدهای خرید اینترنتی و پیجهای رنگووارنگ اینستاگرام میدهد.
دیگر کمتر کسی در خیابان اکباتان، بازار زرگرها یا سرای قلمدانی ایستاده میبینی که با دقت جنسها را وارسی کند. انگشتهای مردم دیگر روی پارچه نمیلغزند، بلکه روی صفحه موبایل بالا و پایین میروند تا عکسهای تکراری و فیلترشده یک مانتو را ببینند و با یک کلیک، خرید کنند.
تغییر بدی نیست. حتی لازم هم بوده. زندگی امروز سرعت خودش را دارد. مردم زمانشان را برای جستوجو در ترافیک و گرما و شلوغی بازار تلف نمیکنند. خرید اینترنتی، آسایش آورده، تنوع کالا بیشتر شده، امکان مقایسه قیمت فراهم شده و البته تخفیفهای گاهوبیگاه هم وسوسهانگیزند.
اما آیا واقعا فقط «کالا» چیزیست که از بازار میخواستیم؟
آیا «تجربه» خرید، آن حس تعامل، گفتوگو، لمس، اعتماد، و حتی شوخیهای فروشنده با مشتری، چیزی نبود که ارزش داشت؟
بازار فقط جایی برای معامله نبود، یک زیستجهان بود. جایی برای دیدن مردم، گپ زدن، آشنا شدن و معاشرت. حالا این تجربه دارد فراموش میشود و بازار کمکم به حافظه جمعی ما میپیوندد.
در بازار سنتی همدان، امروز بیشتر کرکرهها زودتر پایین میآیند. فروشندهها گوشی در دست نشستهاند و مشتریها اگر هم بیایند، بیشتر قیمت میپرسند تا خرید کنند. جوانها و حتی مادران خانهدار ترجیح میدهند از پیجهای کشوری یا محلی خرید کنند. خرید آنلاین حالا از نان شب واجبتر شده، اما بازار سنتی با آن همه هویت و تاریخ، در حال بیرمق شدن است.
کاسبی که ۳۰ سال در بازار کفش فروخته، امروز نگران اجاره مغازهاش است.
فروشنده لوازم خانگی میگوید مردم فقط میپرسند «قیمت چند؟» بعد میروند از سایتها و پیجهای اینترنتی میخرند. فروشنده مانتو، پیجی زده چون مغازه دیگر جواب نمیدهد. این یعنی بازار سنتی حتی خودش را به فضای جدید رسانده، اما از نفس افتاده است.
تغییر سبک زندگی، اجتنابناپذیر است. اما چیزی که نگرانکننده است، جایگزینی بیرحمانه پلتفرمها بهجای آدمهاست. آن هم در شهری مثل همدان که ریشهاش به بازار، به حجره، به گفتوگوی کاسب و مشتری بند است. کاش این تغییر، فقط تکنولوژیک باشد و نه هویتی.
آینده بازار سنتی، در گرو نوسازی نگاه ماست. اگر بازار نتواند با نسل جدید ارتباط بگیرد، اگر نتواند خدمات و فضای خود را با زندگی امروز سازگار کند، اگر نهادهای شهری و فرهنگی کمک نکنند تا این حافظه زنده بماند، بازار همدان، فقط یک لوکیشن تاریخی برای گردشگرها میشود؛ نه مقصد خرید مردم شهر.
ما فقط بازار را نمیبازیم، بلکه بخشی از فرهنگمان را هم خرج این تغییر میکنیم.
|