|
کرونا که آمد در دوران تلخ خود چه بسیار سازوکار و خلقوخوی فرهنگی ناب ما ایرانیان را که از مدار گردش کموبیش خود خارج نکرد!
این کرونا دیوار بلایی شد برای دلتنگیهای مردم که پیش از آن گاهوبیگاه با مختصر میهمانی و دورهمیهای معمول با فامیل و دوستان عقدهگشایی میکردند و غمها و گرفتاریهای روزگار را در لابهلای واگویههای دلسوزانه خویش به گذرگاه فراموشیها میسپردند. این بخشی از همان خلقوخوی ما ایرانیان است که در بسیاری ناسازگاریهای روزگار اگر شده با دستان خالی گره از کار عزیزان و آشنایان باز میکنیم و لازمه حل چنین مشکلات چند کلمه گفتمان بیشیله و پیله و باورانه است که اغلب و پیشتر با دو کلمه «میهمان نمیخوایید» حلوفصل میشد. کرونا با هجوم بیرحم خود، سنگهای ریزودرشت بسیاری پیش پای روابط و تکههای فرهنگی ناب و در مواردی نانوشته ما ایرانیان انداخت. به قول آن عزیز دلتنگ که با بیان شاید غیرعالمانهای ناله میکرد که «آخه تا کی کرونا؟ شاید این بلای ناگهانی هیچوقت تمام نشود!». آخر درک بسیاری تراشههای علمی برای مردمانی که با خوشدلیهای ساده و بیپیرایه زندگی میگذرانند، بهراحتی ممکن نیست!
تا اینکه هایوهوی شب یلدا در کوچه باغ خاطرات مردم پیچید، یلدایی که فارس و ترک و کرد و بلوچ و هر قوم و طایفهای در زنجیره فرهنگ ایرانی با یک باور و زبان تعریف میشود.
یلدا هرچه هست کمی با نوروز ایرانیان برابری میکند و بهانه غیرقابل انکاری برای دلبستگیها و برداشتن حریم دوریها و فراموشیها برای مردمان ایرانی است. به نظر میآمد از چند روز و بلکه هفتهها پیش قشرهای مردم بهرغم سایه ملالآور کرونا در جنبوجوش آشنایی هستند. مردم بهرغم تمام هشدارها برای در امان نگهداشتن خود از خطر کرونا، اگرچه با احتیاط و یک قطعه ماسک حداقلی، هرکجا که میشد چیزی برای جشن یلدای خود خرید کنند، حضور داشتند تا اینکه به نظر میآمد چند روز اخیر جنبوجوش و رفتوآمدهای سواره و پیاده مردم در همین شهر همدان بیشتر از فعالیتهای معمول است و هرکس را میبینی با دست پر از سویی به سویی روانه است. مخصوصاً در این 2 روز اخیر اغلب کسانی که معمولاً با وسیله نقلیه عمومی از خانه به بیرون یا از سر کار و خرید به خانه رفتوآمد داشتند، مخصوصاً در شلوغیهای ظهر و عصر میشد دید که پیاده تردد دارند و وقتی میپرسیدی، پاسخ میدادند که «بابا مگه تاکسی این وقت روز پیدا میشه!» از هر مغازهای که میشد آجیل یا شیرینی و میوه و تنقلات شب یلدایی تهیه کرد، مملو از مشتری بود. تفاوت یلدای امسال با سالهای گذشته در همدان این بود که سالهای گذشته اغلب مراکز خرید و فروشگاههای معروف و شناختهشده در همدان که تنقلات یلدایی عرضه میکنند، بیشتر از نقاط دیگر شلوغ بود و فروشگاهها مشابه تکاپوی چندانی نداشتند اما امسال بیشتر این مغازهها در هرکجای شهر مملو از مشتری بود! و متأسفانه بهرغم ازدحام و شلوغیهای داخل و بیرون مغازههای آجیلفروشی و قنادیها و میوهفروشیها، افراد زیادی به چشم میخورد که حتی از زدن یک ماسک هم کوتاهی کرده و بیخیال بودند؛ البته از مغازهداران هم در آن شلوغیها و رونق کسب و کار مناسبتی نمیشد انتظار داشت که به مشتریهای بیتوجه خود تذکر بدهند چون بندگان خدا حتی فرصت سر خاراندن هم نداشتند. صاحب یکی از قنادیهای معروف شهر در این ارتباط و علت شلوغی تعجبآور، حرف قابل تأملی به یکی از دوستان گفته بود که چندان هم نمیتواند بیربط باشد. او گفته بود، معمولاً سالهای گذشته که جشن یلدا بهصورت دورهمیهای پرتعداد فامیلی برگزار میشد، قاعدتا خریدهای اینچنینی هم به عهده افرادی معدود از فامیل اما در حجم بیشتری انجام میشد، ولیکن امسال چون بیشتر خانوادهها فقط برای مصرف اعضای خانواده خود خرید دارند، طبیعی است که صفها شلوغتر اما خریدها با حجم کمتری باشد!
|