ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : چهارشنبه ، 21 مرداد 1405

کد خبر : 109185
 
بورس تا کجا خواهد رفت؟
تاریخ خبر : 1399-03-21
نویسنده : امیر بختیاریان
     
 
 
     
متن خبر :


 بورس تهران در روندی پیش‌بینی نشده و بسیار عجیب، رشدی سهمگین را از ابتدای سال گذشته تاکنون تجربه کرده است. در سال 98 با وجود اتفاقات سیاسی مهمی که هر کدام می‎توانست بورس را تا مدت‎ها بخواباند، بورس بی‎وقفه رشد کرد و شاخص اصلی آن که در آغاز سال برابر 179 هزار واحد بود در پایان سال از عدد 500 هزار واحد هم عبور کرد.
در سالجاری باز هم بورس یکه‌تاز بازارها ماند و یک تنه و این بار بسیار سریع‎تر از پارسال به رشد خود ادامه داد. شاخص بورس در مدتی کمتر از 2 ماه 200 درصد رشد کرد و پس از مدتی استراحت و تردید، با رشدی عجیب از عدد یک میلیون و یکصد هزار نیز با قدرت عبور کرد. چنین رشد توفنده‎ای این پرسش را در ذهن اهالی بازار شکل داده است که این رشد تا کجا ادامه دارد؟
واقعیت این است که به‌لحاظ فنی پیش‎بینی آینده بورس ناممکن است. اگر اندکی به گذشته برگردیم و تفاسیر و تحلیل‎های 3 یا 4 ماه پیش را مطالعه کنیم، خبری از اعداد امروزین بورس را نمی‎توانیم در آن تحلیل‎ها پیدا کنیم. البته اشاره ما به کانال‎های تلگرامی نیست. در این کانا‎ل‎ها وعده‎های زیادی مطرح می‎شود. وعده‎هایی که بدون پشتوانه علمی و حرفه‎ای است و ادبیات آن بیشتر مختص فال‎گیرهاست؛ حتی اگر به مطالب گذشته فال‎گیرهای بورس هم مراجعه کنیم، متوجه می‎شویم که خوابش را نمی‎دیدند در شرایط کنونی اقتصاد و در فضای کرونایی حاکم بر جهان، شاخص بورس را بتوان در مدتی اندک از 500 هزار به یک میلیون و یکصد هزار واحد رساند.
رشد فعلی بورس ایران بدون نقشه راه است و به همین دلیل پیش‎بینی آینده آن ناممکن است. تحلیل‎ها بیشتر، بدون پشتوانه و در طیفی از هراس تا امیدهای واهی به آینده این بازار سرگردان است. در سال‎های گذشته رشد بلندمدت بورس تابع سوداوری شرکت‎ها بود. رشد فعلی این بازار مطابق با الگوی سال‎های گذشته نیست و به همین دلیل نمی‎توان با استناد به تجربه پیشین با اطمینان نسبی در مورد آینده بورس سخن گفت.
البته در فضای کنونی دولت به‌صورت تمام قد درحال حمایت از این بازار است. حمایتی که بیشتر از طریق دخالت در این بازار رخ داده است. در اثر این دخالت، بی‎طرفی دولت نقض شده است. با اینکه به‌لحاظ منطقی، دولت نباید در رشد، توقف و یا ریزش بورس مداخله مستقیم کند و باید بگذارد عوامل مختلف بر عرضه و تقاضای سهم اثر کند و بازار خودش مسیر بعدی را انتخاب کند، دولت با مداخله جدی جلوی حرکت طبیعی بازار را سلب کرده است. کنار گذاشتن رئیس پیشین بورس که با رشد سهمگین فعلی آن موافق نبود، از شواهد روشن این مداخله است. یکی دیگر از مصادیق مهم این مداخله، محدودیت دامنه نوسان سهم است.
در بازار هیجانی و تشنه امسال، دولت می‎بایست دامنه نوسان را بر‎می‎داشت تا صف خرید که عامل روانی مهم رونق غیرطبیعی بورس است از این بازار رخت می‎بست. صف‎های خرید چند ده و چند صد میلیونی سهم، هر بیننده‎ای را به هوس کسب سود، ترغیب به ورود می‎کند و با ورود مشتریان جدید و پمپاژ نقدی بازار، سهام مدام رو به بالا رشد می‎کند.
اگر بازار صعودی و سرسبز کنونی زمانی با ریزش اساسی مواجه شود سیاست‎گذاران بورسی نمی‎توانند از مسئولیت مهمی که در این مورد داشته‎اند شانه خالی کنند و خیلی راحت بگویند طبیعت بورس همین است که زمانی رشد کند و زمانی هم سقوط. بله طبیعت بورس همین است ولی در زمانی که شرایط کنونی بورس با ابزاری همچون دامنه محدود نوسان، مهندسی می‎شود و بازار برای چندین و چند ماه تشنه نگاه داشته می‎شود، این تشنگی تصنعی، ربطی به طبیعت بورس ندارد و به همین دلیل، دولت در مورد همین یک قلم دخالت ساده اما اثرگذار باید در آینده به افکار عمومی پاسخ دهد.
رشد هیجانی و بی‎وقفه بورس مدیون تعدد بازیگران آن نیز هست. بر سر سفره رنگین بورس تعداد پرشماری نشسته‎اند و هر یک گوشه‎ای از این سفره را مدیریت و دوام آن را تضمین می‎کنند. با این که سفره‎دار اصلی، دولت است، کارگزاری‎ها، صندوق‎های سرمایه‎گذاری و سایر نهادهای مالی هم نفع بسیاری برده‎اند. غیر از کارمزد معاملات که در بازار سبز و قرمز عاید کارگزاری‎ها می‎شود به‌دلیل حجم بالای معاملات، درآمد این نهادها افزایش چشم‎گیری داشته است و پرتفوی سرمایه‎گذاری آنها ظرف این یک سال و چند ماه به‌شدت باد کرده است.
سهامداران خرد هم کم و بیش راضی هستند. چه آنها که چند صد میلیارد تومان در این بازار سهم دارند و چه آنها که چند میلیون تومان سهام دارند. اما واقعیت این است که در بر همین پاشنه نخواهد چرخید. بالاخره ترمز بورس کشیده می‎شود و زمانی می‎رسد که حجم و سرعت ورود نقدینگی از خروجی آن کمتر می‎شود و همین طور که فعلا شاخص روزانه چند ده هزار رشد می‎کند همان زمان هم به این مقدار یا بیشتر روزانه افت خواهد کرد.
از منظر فردی خوشا به حال بازیگرانی که نه زود و نه دیرهنگام با جیب پر، پیش از افول بورس بتوانند از این بازار خارج شوند. اما از منظر کلان، ماجرا بسیار عمیق و پیچیده است. صدها هزار نفر بازیگری که با زیان سنگین از آن خارج می‎شوند دچار انبوهی از غم و ناامیدی می‎شوند که اثرات آن بر جامعه و اقتصاد کشورمان سهل و ساده نخواهد بود. کاش همچنان که امروز دولت در این بازار مداخله می‎کند آن روزها هم بتواند با آن غم متراکم همراهی کند.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.