|
بورس تهران در روندی پیشبینی نشده و بسیار عجیب، رشدی سهمگین را از ابتدای سال گذشته تاکنون تجربه کرده است. در سال 98 با وجود اتفاقات سیاسی مهمی که هر کدام میتوانست بورس را تا مدتها بخواباند، بورس بیوقفه رشد کرد و شاخص اصلی آن که در آغاز سال برابر 179 هزار واحد بود در پایان سال از عدد 500 هزار واحد هم عبور کرد.
در سالجاری باز هم بورس یکهتاز بازارها ماند و یک تنه و این بار بسیار سریعتر از پارسال به رشد خود ادامه داد. شاخص بورس در مدتی کمتر از 2 ماه 200 درصد رشد کرد و پس از مدتی استراحت و تردید، با رشدی عجیب از عدد یک میلیون و یکصد هزار نیز با قدرت عبور کرد. چنین رشد توفندهای این پرسش را در ذهن اهالی بازار شکل داده است که این رشد تا کجا ادامه دارد؟
واقعیت این است که بهلحاظ فنی پیشبینی آینده بورس ناممکن است. اگر اندکی به گذشته برگردیم و تفاسیر و تحلیلهای 3 یا 4 ماه پیش را مطالعه کنیم، خبری از اعداد امروزین بورس را نمیتوانیم در آن تحلیلها پیدا کنیم. البته اشاره ما به کانالهای تلگرامی نیست. در این کانالها وعدههای زیادی مطرح میشود. وعدههایی که بدون پشتوانه علمی و حرفهای است و ادبیات آن بیشتر مختص فالگیرهاست؛ حتی اگر به مطالب گذشته فالگیرهای بورس هم مراجعه کنیم، متوجه میشویم که خوابش را نمیدیدند در شرایط کنونی اقتصاد و در فضای کرونایی حاکم بر جهان، شاخص بورس را بتوان در مدتی اندک از 500 هزار به یک میلیون و یکصد هزار واحد رساند.
رشد فعلی بورس ایران بدون نقشه راه است و به همین دلیل پیشبینی آینده آن ناممکن است. تحلیلها بیشتر، بدون پشتوانه و در طیفی از هراس تا امیدهای واهی به آینده این بازار سرگردان است. در سالهای گذشته رشد بلندمدت بورس تابع سوداوری شرکتها بود. رشد فعلی این بازار مطابق با الگوی سالهای گذشته نیست و به همین دلیل نمیتوان با استناد به تجربه پیشین با اطمینان نسبی در مورد آینده بورس سخن گفت.
البته در فضای کنونی دولت بهصورت تمام قد درحال حمایت از این بازار است. حمایتی که بیشتر از طریق دخالت در این بازار رخ داده است. در اثر این دخالت، بیطرفی دولت نقض شده است. با اینکه بهلحاظ منطقی، دولت نباید در رشد، توقف و یا ریزش بورس مداخله مستقیم کند و باید بگذارد عوامل مختلف بر عرضه و تقاضای سهم اثر کند و بازار خودش مسیر بعدی را انتخاب کند، دولت با مداخله جدی جلوی حرکت طبیعی بازار را سلب کرده است. کنار گذاشتن رئیس پیشین بورس که با رشد سهمگین فعلی آن موافق نبود، از شواهد روشن این مداخله است. یکی دیگر از مصادیق مهم این مداخله، محدودیت دامنه نوسان سهم است.
در بازار هیجانی و تشنه امسال، دولت میبایست دامنه نوسان را برمیداشت تا صف خرید که عامل روانی مهم رونق غیرطبیعی بورس است از این بازار رخت میبست. صفهای خرید چند ده و چند صد میلیونی سهم، هر بینندهای را به هوس کسب سود، ترغیب به ورود میکند و با ورود مشتریان جدید و پمپاژ نقدی بازار، سهام مدام رو به بالا رشد میکند.
اگر بازار صعودی و سرسبز کنونی زمانی با ریزش اساسی مواجه شود سیاستگذاران بورسی نمیتوانند از مسئولیت مهمی که در این مورد داشتهاند شانه خالی کنند و خیلی راحت بگویند طبیعت بورس همین است که زمانی رشد کند و زمانی هم سقوط. بله طبیعت بورس همین است ولی در زمانی که شرایط کنونی بورس با ابزاری همچون دامنه محدود نوسان، مهندسی میشود و بازار برای چندین و چند ماه تشنه نگاه داشته میشود، این تشنگی تصنعی، ربطی به طبیعت بورس ندارد و به همین دلیل، دولت در مورد همین یک قلم دخالت ساده اما اثرگذار باید در آینده به افکار عمومی پاسخ دهد.
رشد هیجانی و بیوقفه بورس مدیون تعدد بازیگران آن نیز هست. بر سر سفره رنگین بورس تعداد پرشماری نشستهاند و هر یک گوشهای از این سفره را مدیریت و دوام آن را تضمین میکنند. با این که سفرهدار اصلی، دولت است، کارگزاریها، صندوقهای سرمایهگذاری و سایر نهادهای مالی هم نفع بسیاری بردهاند. غیر از کارمزد معاملات که در بازار سبز و قرمز عاید کارگزاریها میشود بهدلیل حجم بالای معاملات، درآمد این نهادها افزایش چشمگیری داشته است و پرتفوی سرمایهگذاری آنها ظرف این یک سال و چند ماه بهشدت باد کرده است.
سهامداران خرد هم کم و بیش راضی هستند. چه آنها که چند صد میلیارد تومان در این بازار سهم دارند و چه آنها که چند میلیون تومان سهام دارند. اما واقعیت این است که در بر همین پاشنه نخواهد چرخید. بالاخره ترمز بورس کشیده میشود و زمانی میرسد که حجم و سرعت ورود نقدینگی از خروجی آن کمتر میشود و همین طور که فعلا شاخص روزانه چند ده هزار رشد میکند همان زمان هم به این مقدار یا بیشتر روزانه افت خواهد کرد.
از منظر فردی خوشا به حال بازیگرانی که نه زود و نه دیرهنگام با جیب پر، پیش از افول بورس بتوانند از این بازار خارج شوند. اما از منظر کلان، ماجرا بسیار عمیق و پیچیده است. صدها هزار نفر بازیگری که با زیان سنگین از آن خارج میشوند دچار انبوهی از غم و ناامیدی میشوند که اثرات آن بر جامعه و اقتصاد کشورمان سهل و ساده نخواهد بود. کاش همچنان که امروز دولت در این بازار مداخله میکند آن روزها هم بتواند با آن غم متراکم همراهی کند.
|