|
محمدمهدی سروش، نظریهپرداز و اندیشمند در حوزه شهرسازی و معماری است.
او متولد 1350 در محله جولان همدان میباشد که در سال 1368رتبه پنجم کنکور ریاضی و فیزیک و رتبه اول رشته معماری را کسب کرده و وارد دانشگاه تهران شد.
سروش مدرک دکترای معماری خود را در سال 1391 گرفته است و تاکنون پروژههایی ازجمله فروشگاههای زنجیرهای رفاه، شهرک اداری شهریار تهران، رزن و کبودراهنگ را طراحی و اجرا کرده است.
او نخستین کار خود را در سال 1368در دانشگاه امامحسین (ع) انجام داده و جزو تیم طراحی این دانشگاه بوده است.
انجام طرحهای هادی استان خوزستان و یزد زیرنظر مرحوم دکتر سید محسن حبیبی بهترین شهرساز ایران، همکاری با بنیاد جانبازان برای ساخت برجهای شهرک غرب تهران، برنده مسابقه طرح گسترش مسجد قبای تهران و انجام پروژه از جمله دستاوردهای دیگر سروش تا قبل از سال 1375 در تهران بوده است.
اما در سال 1375 با دعوت استاندار وقت به استانداری همدان آمده و مسئول بخش معماری و قسمتی از شهرسازی استان شده و به ایدهپردازی مشغول شده است. در این دوره سروش شهرک اداری رزن و کبودراهنگ را ساخته و طرح تفصیلی رزن را نیز تهیه کرده است.
او در دوره اول شورای اسلامی سال 1378 و پس از سخنرانی دکتر حبیبی یکی از شهرسازان مطرح کشور در همدان ایده پیادهراهسازی را در همدان آغاز کرده و هنگام ساخت شهرک سیمان هگمتان در سال 1380، برای آن پیادهراه نیز طراحی و اجرا کرده است. سپس با پیگیری اجرای پیادهراه در همدان، پیادهراهسازی در رینگ اول 6 خیابان اصلی همدان به تصویب شورایعالی شهرسازی و معماری رسیده است، که اجرای پیادهراه خیابان بوعلی از سال 1395 کلید خورد.
از جمله مهمترین پروژههای معماری وی در استان میتوان به ساختمانهای فرمانداری بهار و کبودراهنگ، شهرداری رزن، سپاه رزن و کبودراهنگ، ترمینال تویسرکان و رزن، تهیه طرح تفصیلی رزن و بهار، پروژه توریستی استان، غار علیصدر و میدان ورودی رزن و رفع مشکل ترافیک آن اشاره کرد.
سروش اکنون 9 ایده برای ساخت شهرهای انسانمحور با هدف حل معضلات ترافیکی، مشکلات اقتصادی، کمبود آب، کمبود زمین و از بین رفتن فضاهای سبز و باغات همدان ارائه کرده است که در ادامه علاوه بر اینکه تیتروار به آنها اشاره شده توضیحات تفصیلی او را درباره آنها میخوانیم.
1. شهرک اداری
۲. مجتمع شهرداری
۳. پیادهراه
۴. شهرک سلامت
۵. پارک ۹۰ هکتاری آمادای
۶. در ارتفاعسازی
۷. ایجاد شهرداری بافت و تقلیل مناطق به ۲منطقه شهرداری (شهر الکترونیک)
۸. ستاد گیاهان دارویی
۹. مجتمعهای تجاری و تفریحی
وقتی شهر را بهصورت سنتی اداره میکنیم نخستین عواقب آن شکلگیری ترافیک و تشدید آن است. سپس برای حل این مشکل پلسازی میکنیم، پس از آن خیابانها را تعریض میکنیم تا ترافیک را کنترل کنیم و متوجه نیستیم که اینها پول شهروندان است که به جای هزینه در امور زیربنایی برای پلسازی و تعریض خیابانها هزینه میشود.
اما در دنیا به این نتیجه رسیدهاند که پایتخت را جدا کنند و در آن شهر فقط به افرادی خدمات بدهند که باید در آن شهر زندگی کنند. اما ما تهران را پایتخت کردیم و مردم آن را دچار مشکلاتی کردیم که امروز همه میبینیم. به نظرم برای حل این مشکلات باید یک «دولتشهر» شکل بگیرد و وزارتخانهها در آن قرار بگیرند و امکانات رفاهی فقط برای خانوادههای وزارتخانهایها ارائه شود. یعنی چند برج و مجتمع مسکونی و تجاری و فرهنگی و فضای سبز برای خدماتدهی به آنها ایجاد شود.
با شهرکهای اداری باغشهرها را حفظ کنیم
نخستین ایدهای که برای شهرها به ذهنم رسیده را در سال 1370 با استادم در شهریار تهران اجرا و نخستین شهرک اداری را در آن ایجاد کردیم. در حالحاضر تنها شهری که شهرک اداری کامل دارد شهریار است. نتیجه این اقدام این شد که شهریار باغشهر باقی ماند. امروز درختهای چنار این شهرک به مراتب قدمت بیشتری نسبت به درختان چنار ولیعصر تهران دارند. چون وقتی شهرداری مجبور نشد هیچکدام از خیابانها را تعریض کند درختان هم سرجایشان باقی ماندند. این یعنی شهرداری برای حل مشکل ترافیک پول مردم را برای تعریض هزینه نکرد و درنهایت شهریار باغشهر نیز باقی ماند.
برج شهرداری بسازیم
امروز شرکتهای خدماترسان، دادگستری، ادارههای دارایی و مالیات و شهرداریها به دلیل مراجعات مردمی فراوان، ترافیک زیادی را ایجاد میکنند که با جابهجایی آنها به شهرک اداری، میتوان حجم زیادی از ترافیک روزانه را کنترل کرد که نتیجه آن همان تعریض نکردن خیابانها و پرداخت نکردن هزینههای هنگفت برای تملک املاک و قطع نکردن درختان و باقی ماندن همدان و شهرها بهصورت باغشهر خواهد بود و این یعنی آرزوی دیرینه مردم همدان.
جابهجایی این ادارات هزینهای هم ندارد. چون ادارهها در مناطق خوب شهر قرار گرفتهاند که با تغییر کاربری ملکشان ارزشافزوده بالایی پیدا میکند که میتوانند با پول کمتری نسبت به آن زمینی در مناطق دیگر شهر که بهعنوان شهرک اداری تعیین میشود، خریداری کرده و ساختمان جدید بسازند.
یکی از دستگاههایی که خیلی بزرگ است شهرداریها هستند. شهرداری تهران به غول تبدیل شده و همدان هم به تناسب همین شرایط را دارد. اگر همه ساختمانهای شهرداری مناطق، معاونتها و سازمانهای آن در یک مجتمع یا برج جمع شوند بخش زیادی از ترافیک فقط به خاطر جلسات درونسازمانی کاهش مییابد. چنین مجتمعی به تعداد زیادی پارکینگ خواهد داشت که مردم همزمان مراجعه با مشکل پارک خودرو مواجه نمیشوند.
سال 1376-1375 بود که در رزن شهرک اداری ایجاد کردیم و در استان تنها شهری است که دارای شهرک اداری است. به نظرم در همدان و شهرهای دیگر هم باید این اتفاق بیفتد و از این طریق بخش زیادی از ترافیک را بدون هزینه کنترل کرد.
شهرک سلامت بسازیم
پیادهراهسازی در 6 خیابان اصلی همدان در سال 1386به تصویب شورایعالی شهرسازی و معماری رسید که با 10سال تأخیر پیادهراه بوعلی در سال 1396آغاز شد. از آن زمان نهضت پیادهراهسازی شکل گرفت که پس از آن پیادهراه اکباتان و سپس بلوار ارم ساخته شد. اما ایکاش قبل از آغاز به کار فکری برای مشاغل این خیابانها میکردند. پیادهراه بوعلی خیابان موفقی شد، اما باید قبل از ساخت، فکری برای پزشکان مستقر در این خیابان میکردند. اما وقتی قبل از آغاز به کار این موضوع مطرح شد گفتند پیادهراه را میسازیم اگر پزشکی با مشکل مواجه شد خودش تصمیم به جابهجایی میگیرد. و همین اتفاق هم افتاد. اما نتیجه برنامهریزی نکردن برای آنها این شد که در جایجای شهر مجتمع پزشکان ساختند. به عنوان مثال دور میدان بعثت یک ساختمان و همینطور در خیابانها و میدانهای مختلف به تعداد مجتمعهای پزشکی افزوده شد، که سبب بالا رفتن حجم ترافیک شده است.
در حالحاضر تقاضا برای ساخت ساختمان پزشکان و مراکز محدود جراحی بسیار بالاست که بهزودی برای شهر معضل بزرگی میشوند.
مشکلات شهری به همین شکل به وجود میآیند؛ وقتی 2 تا زیرگذر و روگذر ساخته میشود آرامگاه بوعلی را تحتفشار قرار میدهند و سپس مجبور میشویم پاستور را یکطرفه کنیم و به همین منوال پیش میرود. پس به این نتیجه میرسیم که بهتر بود پل ساخته نشود.
پیشنهاد من برای پزشکان و کنترل ترافیکی که از این طریق به وجود میآید این است که در 3 یا 4 نقطه شهر شهرک پزشکی شکل بگیرد و پزشکان در آن مناطق جمع شوند. به نظرم در رینگ دوم و نزدیک ورودی شهر این شهرکها شکل بگیرند و مجتمعهای پزشکی و بیمارستانها ساخته شوند و در کنار آنها هتل، تعدادی پارکینگ و مراکز خدماتی برای مسافران ساخته شود تا افرادی که برای دریافت خدمات پزشکی به همدان میآیند بدون اینکه وارد شهر شوند تمام نیازهای خود از جمله خریدهایشان را انجام بدهند و مردم شهر نیز بدون گیر کردن در ترافیکهای سنگین و پارک خودروها در خیابانها به راحتی خدمات پزشکی موردنیاز خود را در این شهرکها دریافت کنند.
وقتی مردم برای دریافت خدمات پزشکی در خیابان بوعلی و اغلب خیابانهای دیگر نمیتوانند از خودروهای شخصی خود استفاده کنند چون به دلیل ترافیک و نبود پارکینگ جای پارک ندارند، مراجعان شهرهای دیگر چگونه میتوانند از این خدمات استفاده کنند؟
پیادهراهسازی شرط دارد
در نهضت پیادهراهسازی که در همدان شکل گرفت در خیابان اکباتان نیز با سنگهای گرانیت پیادهراه ساختند بدون اینکه کاربری این خیابان در نظر گرفته شود. نتیجه این شد که پس از مدتی مجبور شدیم خیابان را برای عبور و مرور وانتبارها باز کنیم چون تمام بارهای مربوط به مغازههای این خیابان با وانتبار جابهجا میشدند. پس از مدتی هم ونها برای جابهجایی مسافران اجازه عبور و مرور پیدا کردند و امروز این ونها بر روی سنگهای گرانیت 10سانتیمتری تردد میکنند. اما کوچههایی داریم که ساکنان آن روی خاک راه میروند و کودکان آن روی خاکها بازی میکنند.
پیادهراه بوعلی جواب داد، اما اکباتان خیر، چون ساختار اقتصادی آن پیاده نیست، بلکه با وانتبار است.
نخستین پیادهراه در استان را در سیمان هگمتان قروه، بنده طراحی کردم، اما هر جایی نمیتوان پیادهراه ساخت. هر کاری مقدماتی دارد که باید انجام شود. پیادهراهسازی نباید ساختار اجتماعی را به هم بریزد.
طبق مصوبه شورایعالی میتوان رینگ اول 6 خیابان اصلی را به پیادهراه تبدیل کرد، اما ابتدا باید ساختار اقتصادی آنها تغییر کند. اگر 6 خیابان ساختار گردشگری و توریستی پیدا کنند مشکل حل میشود و میتوان آنها را به پیادهراه تبدیل کرد. یعنی بهعنوان مثال توریست برود از خیابان شهدا سوغاتیهایی مانند انگور، گردو و... خریداری کند و سپس قدمزنان بیاید در خیابان بوعلی غذا بخورد و برای استفاده از هتل به یکی دیگر از خیابانها برود و بههمین شکل هر یک از موردنیازهای خود را در یکی از این خیابانها بهدست بیاورد، در اینصورت میتوان همه آنها را به پیادهراه تبدیل کرد در غیر اینصورت همان مشکل خیابان اکباتان پیش میآید.
در 90 هکتار بزرگترین پارک را بسازیم
سایتی را در کنار تپه پیسا با دسترسی به لالجین و از طرفی دیگر به بلوار نجفی و همینطور بلوار نیروی انتظامی برای ایجاد پارک 90 هکتاری در نظر دارم. این پارک از 4طرف دسترسی و چسبیده به بلوار 75متری میتواند به راحتی مورد استفاده مردم و مسافران قرار بگیرد. این 90 هکتار از طرفی به رودخانه عباسآباد متصل میشود و به نحوی تپه هگمتان را به تپه پیسا متصل میکند و به راحتی قابل تملک و اجراست که به نظرم شهرداری و شورای شهر این دوره توانایی اجرای چنین پروژهای را دارند.
با ارتفاعسازی فضای سبز را بیشتر کنیم
نهضت دیگری در کنار پیادهراهسازی و پلسازی بهنام «برجسازی» در کشور شکل گرفته که در همدان هم آغاز شده است. اما بنده نظری برای ارتفاعسازی دارم که در سال 1398 هم آن را ارائه کردهام. دلیل اینکه نام آن را ارتفاعسازی گذاشتهام این است که هیچ بخشنامهای در این رابطه نبود. آن زمان گفتم زمینهای بزرگ را تفکیک نکنید، چون این زمینها آییننامه خاصی هم ندارند اجازه بدهید ضوابط طرح تفصیلی به آن تعلق بگیرد. در این ایده سطح اشغال را باید کم کنیم اما سطح ارتفاع را بالا ببریم.
در تهران یکسری پهنه در حال مشخص شدن است که این اتفاق باید برای همدان هم بیفتد و در ورودی شهر و زمینهای با قطعات بزرگ این ارتفاعسازی را انجام بدهیم. با این ایده پایین شهر به بالای شهر تبدیل میشود. شهر ری و میدان خراسان هم به این دلیل توسعه پیدا کردند که شهرداری یکسری زیرساختها در آن مناطق ایجاد کرد که از جمله شمال را از طریق بزرگراهی به جنوب شهر متصل کرد.
شهرک غرب تهران هم تپه ماهور بود، اما تپه را صاف کردند و خانههای ویلایی بزرگ در آن ساختند که امروز به یکی از بهترین مناطق تهران تبدیل شده است. پس میتوان برای تپه ماهور هم ارزشافزوده ایجاد کرد حاشیه شهر که جای خود دارد.
ایده من برای ارتفاعسازی این است که سطح اشغال از 60 درصد به 30 درصد کاهش بیابد و بقیه زمین برای ایجاد فضای سبز باقی بماند.
در پهنههایی که در ورودی شهر در نظر گرفته میشود، میتوان فضاهای عمومی، مدرسه، مسجد، فروشگاه، فضای سبز و سایر خدمات رفاهی در نظر گرفت و ارزشافزوده بالایی در آن ایجاد کرد. در گذشته به این شکل بود که مردم در مرکز محله باید تمام خدمات را دریافت میکردند. امروز هم بهراحتی میتوانیم همان ساختار «چمن»ها را در شهر پیاده کنیم. چنین ساختاری را من در شهرک سیمان هگمتان پیاده کردم که در آن پیادهراه، مدرسه، مراکز تجاری و مسجد وجود دارد.
به نظر من اتفاق بدی که در شهرها افتاده تفکیک زمینهای 200متری شمالی و جنوبی است. 60 درصد از این زمینها ساخته میشود و بقیه هم موزاییک میشوند. اما وقتی زمینها را با اندازههای 10هزار متری تفکیک کنیم و 30 درصد را ارتفاعسازی کنیم 70درصد زمین برای فضای سبز آزاد میشود.
فرض کنیم شهرک مدرس که در حال تبدیل به آپارتمانهایی است که درختها را برای ساخت آنها از بین میبرند را تخریب کنیم و دوباره با این ایده بازسازی کنیم علاوه بر اینکه 70 درصد این شهرک به فضای سبز تبدیل میشود، میتوانیم تعداد واحدهای بیشتری در آن بسازیم. این ایده انسان را به طبیعت خودش بازمیگرداند.
همدان به 3 منطقه کاهش بیابد
چند سال است که قرار است شهرداری منطقه 5 یا شهرداری بافت در همدان شکل بگیرد. به نظر من وقتی شعار شهر الکترونیک میدهیم باید ادارات ساختار الکترونیک و مجازی بگیرند و به شکلی ساختار اداری آنها کوچک شود. بهنظر من تعداد شهرداری مناطق باید کم شود. اگر همدان 4 شهرداری دارد باید به 2 شهرداری تقلیل پیدا کند؛ مناطق یک و 4 با هم ادغام شوند و شهرداری منطقه یک را تشکیل بدهند، شهرداریهای منطقه 2 و 3 هم پس از ادغام با عنوان شهرداری منطقه 2 آغاز به کار کند. محدوده مصوب بافت تاریخی هم که مصوبه شورایعالی شهرسازی و معماری را دارد و باید براساس عکسهای سال 1335 باشد زیرنظر شهرداری بافت باشد. پس از این ادغام بدنه شهرداری کوچکتر میشود و امور بهصورت مجازی انجام میگیرند و مردم آنقدر به شهرداریها مراجعه نمیکنند.
در چنین شرایطی یکسری دفاتر تسهیلگر در شهر شکل میگیرند و افرادی که از شهرداری تعدیل شدهاند این مراکز را به دست میگیرند و خدمات شهرداری را در آنها ارائه میکنند و چون کار حرفهای انجام میدهند کار مردم سریعتر انجام میشود و رضایتمندی بالا میرود.
این شیوه در دنیا مرسوم است.
شهر مدیریت میخواهد
ستاد گیاهان دارویی را در سال 1392 در همدان راهاندازی کردم و همان زمان گفتم بهزودی همدان دچار بحران آب خواهد شد و باید الگوی کشت به گیاهان دارویی تغییر کند. چون گیاهان دارویی سم و کود نیاز ندارند دوست طبیعت هستند و ارزشافزوده بالایی دارند.
این ایدهها هستند که شهرها را میسازند. در گذشته نفت نداشتیم، اما شهرهای همدان و یزد با تمام امکانات ساخته شدند؛ به طوری که حتی همدان نخستین شهر دنیا است که ساختار کاملاً شهری داشته است. اما امروز با اینکه نفت و گاز داریم شهرها به لحاظ زیرساختی فقیرند. و دلیل این اتفاق این است که آن زمان بر شهرها مدیریت حاکم بود.
|