|
میراث فرهنگی، شهرداری یا مالک؟
داستان تخریب خانههای تاریخی و دیوار حاشایی که بلند است، دیواری که سایهاش گاهی بر سر شهرداری سنگینی میکند و گاهی بر سر میراث فرهنگی، سایهای که یک روز شهرداری به میراث نسبتش میدهد و روز دیگر میراث آن را به شهرداری واگذار میکند، پایانی نخواهد داشت به جز افسوس از میراثی که از یادها و نگاهها میرود.
این داستان از آن جهت مبهم است که این خانهها مانند کودکان سر راهی، روزگاری نه چندان دور، حضانتشان به ادارات مختلف واگذار شد تا حیاتشان تضمین شود، غافل از آنکه برخی مواقع هریک از دیگری بدسرپرستتر بودند و حال و روزشان به فصل پایانی به نام تخریب یا خالی شدن از حیات کاربری ختم شد.
چنانچه وسعت مرور اخبار مرتبط با تخریب بناهای تاریخی را به 2دهه اخیر محدود کنیم، میبینیم که بیشترین آثار تاریخی تخریب شده در این بازه زمانی، بناهایی هستند که مالک خصوصی داشته و اگر بنای تاریخی به فهرست میراث ملی راه پیدا نکرده باشد، دست مالک باز بوده تا سودجویی خود را با ویرانی بنای تاریخی فاخر و فروش زمین ارضا کند، اما اگر اثر تاریخی در فهرست میراث ملی ثبت شده بوده و مالک خصوصی داشته، مالک با ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری موفق به دریافت رای خروج اثر از فهرست میراث ملی شده و سپس از شهرداری حکم تخریب و ساخت و ساز جدید به جای اثر تاریخی گرفته که نمونه این تخریبها در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ فراوان بوده و هنوز هم ادامه دارد.
چند صباحی است تخریب خانههای تاریخی و یا بهتر است بگوییم رهاشدگی عمدی خانههای تاریخی تخریب شده از روال پیگیری پروندههای رسانهای استان خارج شده است و دلیل آن امید بستن به احیای بناهایی است که شاید برخی به دلیل دغدغه مالک و برخی به دلیل اتلاف هزینه و دریافت وامهای بدون خروجی که به بهانه بازسازی گرفته شده است، در سایه سکوت جا خوش کردهاند.
این مهم زمانی عینیت پیدا میکند که سیمای شهر با تخریب خانه اقبالیان و رها شدن آن، تخریب خانههای کبابیان و در سایه مبهم ماندن آن برای بازسازی، خانه شیری و جای خالی نبودنش و مدرسه ظفر که هرگز تکرار نشد و یا خانههایی مثل خانه پوستیزاده، خانه ضرابی و خانه صمدی و خانه بیژن که با آنکه مرمت هم شدهاند، اما یا درهای رفت و آمد روی آنها بسته شده است و یا آنکه کاربری برای آنها تعریف نشده و به انزوایی طولانی فرو رفتهاند.
در ذیل مروری خواهیم داشت به تاریخچه تخریبهای سریالی خانههای تاریخی همدان که حالا به داستانهای دنبالهدار غمانگیز تبدیل شده است.
قنات تیشه به ریشه خانه نراقیها زد!
سال 1389 بود که خبر تخریب تدریجی خانه نراقیها رسانهای شد. آن زمان خیلی عیان تیشه را برای ریشه زدن خانه تاریخی دست نمیگرفتند، بلکه به وسیله رها شدن آب قنات یا چشمهای زیر بنای خانههای تاریخی، آنها را تهدید به تخریب میکردند.
آن زمان مطرح شد قناتی در زیر این عمارت وجود داشته که در مدتها کور شده و در زیر این خانه آب به صورت دریاچه جمع شده است. همچنین دیوار پشتی این بنا به عمد تخریب و ایزوگام آن کنده شده است. در پاسخ به این اتفاق، میراث فرهنگی وقت گفتند مالک را احضار و خانه را مرمت و تخریب را مدیریت میکنیم، اما هیچکدام اتفاق نیفتاد و این خانه روز به روز ویرانتر شد و به یک خانه متروک مبدل شد.
جولان ساخت و سازها در جولان
6 بهمن 1394، نخستین بار مردم همدان به صورت عیان شاهد از بین رفتن بافت تاریخی جولان شدند. آن زمان طرح احیا و بازسازی بافت فرسوده، تیشهای شد به ریشه جولان، محلهای که به عنوان محله پایه همدان انتخاب شد و این طرح از سال 75-74 آغاز و بر روی آن کار شد.
در بافت جولان تنها گزارشی از عمران و بهسازی، میراث، راه و شهرسازی و... به شورای شهر وقت ارائه شد که در آن برای ساخت 500 واحد آپارتمانی مجوز از سوی شورای شهر صادر شد و انبوهسازان با دریافت تسهیلات کم بهره و پرداخت بخشی از هزینه پروانه به شهرداری آغاز به ساختوساز کردند.
در همان زمان تنها خانه سیفی و مسجد جامع حضرت زینب(س) تا حدودی احیا شد و اسکلت اصلی، معابر، کوچهها، خیابانها، دالانها، حیاتهای حوضدار، اندرونی و بیرونی خانهها و... که بر مبنای معماری ایرانی اسلامی بنا شده بود، از بین رفت و تا امروز هیچ نهاد و ارگانی مسئولیت این تغییر سیما را بر عهده نگرفت.
خانههای تاریخی کبابیان طعمه شهرداری
دیماه سال ۹۶ دومین اتفاق تلخ رقم خورد و آن هم این بود که شهرداری همدان ۳ خانه واجد ارزش در محله کبابیان را به بهانه احتمال ریزش بخشی از دیوارها با خاک یکسان کرد و همین اقدام زمینه تخریب یک خانه تاریخی دیگر نیز شد. درحالیکه در همان زمان موجی از انتقادات نسبت به اقدام شهرداری همدان انجام شده بود، بدون توجه به انتقادات به ادامه کار پرداخت.
این اتفاق در حالی رخ داد که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی همدان، محله کبابیان و تمام عناصر و کالبد پیرامون آن در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده بود بهطوریکه یگانه مرکز محله در همدان به شمار میرفت که ثبت آثار ملی بود.
پس از این اتفاق که گفته میشد بدون اطلاع اعضای شورای شهر همدان انجام شده؛ رئیس سابق شورای شهر همدان از مردم عذرخواهی کرد و شهردار همدان نیز قول احیای این بافت تاریخی بهعنوان سالمترین بافت تاریخی همدان را داد و حالا 6 سال از آن روز میگذرد اما جز آواری فرو ریخته و با خاک یکسان شده اثری از آن خانهها باقی نمانده است. به واقع چه کسی مسئول بازسازی این خانههای تاریخی خواهد بود؟ در زمان تخریب شهردار وقت وعده ساخت دوباره این خانهها را به رسانهها داد اما هیچگاه این مهم محقق نشد و پس از صوفی که حالا نماینده منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی نیز هست، شهرداران سراغی از این خانه نگرفتند.
جنانی کمر خم کرد
آذرماه 1397، عمارت جنانی بهعنوان نخستین بنای چندطبقه همدان درحالی با بارندگی نهچندان زیاد آن روزها در قسمتهایی دچار تخریب شد که همدانپیام اسفندماه سال گذشته بر لزوم مرمت آن تأکید کرده بود. در همان ایام معاون میراث فرهنگی همدان وقت وارد میدان شد و به مصاحبه در مورد این بنا پرداخت و با بیان اینکه بر اساس ارزیابی کارشناسی از سوی میراث فرهنگی کشور، بخش پشتی عمارت جنانی که فروریخته ارزش تاریخی ندارد و در این ساختمان تنها بخش جداره ورودی آن واجد ارزش است، گفت: بازسازی این عمارت بهشرط بازآفرینی جداره و افزایش نیافتن ارتفاع آن از ارتفاع فعلی مانع است.
در زمان یاد شده میراث فرهنگی عنوان کرد، پیشنهاد این مجموعه به مالک ابتدا حفظ بنا است و در این راستا طرح و مشاور آن به مالک معرفیشده است، و مالک طرح هتل سنتی را به معاونت سرمایهگذاری سازمان میراث فرهنگی ارائه داده و به علت اینکه جداره این بنا حال ثبت ملی است، میراث فرهنگی نمیتواند به علت تخریب عمدی از مالک شکایت کند و بر همین اساس عواقب هرگونه تخریب و سقوط ساختمان در خیابان شهدا به عهده مالک بوده و این موضوع به شهرداری همدان نیز اعلامشده است. اما واقعا نتیجه این شکایت چه شد؟ کار پیگیری به کجا ختم شد؟
بیمهری مهرماه 1400 به مدرسه ظفر
دهم مهر ۱۴۰۰ تخریب پرسر و صدای مدرسه تاریخی «ظفر» رخ داد؛ قدمی که مدیریت شهری همدان درست در نخستین روزهای آغاز سال تحصیلی برداشت و یکی از مدارس قدیمی این شهر را از بافت تاریخی همدان حذف کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که در کمتر از یک ماه از تاریخ یاد شده، و بدتر از آن در کمتر از یک روز سومین و چهارمین خانه تاریخی که وضعیتی مشابه ۲خانه تاریخی دیگر در همدان داشتند، با وجود قرار گرفتن در بافت تاریخی این شهر و با داشتن مجوز از مدیریت شهری، تخریب شدند. با تخریب این 2خانه تاریخی، یعنی خانه «خانجانی» و «خوشبخت» در زمان یاد شده به نظر میرسید تخریب میراث فرهنگی در همدان، برای متولیان شهری، به اتفاقی طبیعی تبدیل شد.
تخریب شبانه خانه اقبالیان
و اما فصل دیگری از داستان تخریب خانههای تاریخی همدان به شامگاه سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲ ختم میشود که خبر تخریب شبانه خانه اقبالیان در آن منتشر شد.
خانه اقبالیان همدان همان بنایی بود که با پیگیری فعالان میراث فرهنگی و هنرمندان در سال ۱۴۰۰ ثبت ملی شده بود، اما حالا گفته میشود به دست مالکان تخریب شد.
براساس قانون، تخریب بناهای ثبت ملی جرم است و قانونگذار برای تخریب بناهای ثبت ملی جرمانگاری کرده است.
در آخرین اظهار نظر مسئولان، مدیرکل میراث فرهنگی استان همدان اعلام کرد: عاملان تخریب ملک واجد ارزش اقبالیان این شهر واقع در خیابان جهانما، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند. برای این تخلف محرز توسط واحد حقوقی ادارهکل پرونده حقوقی تشکیل شده و باید گفت تخریب بناهای واجد ارزش و ثبت آثار ملی جرم بوده و با متخلفان بهطور قطع برخورد و نسبت به پیگیری قانونی اقدام خواهد شد. حال این تخریب در حالی انجام شد که مسئولان شهرداری برای رفع تقصیر، توجیهات خود را ارائه میدهند و توپ را در زمین میراث فرهنگی میاندازند، حال باید دید چه کسی باید پاسخگو باشد.
قانونگذاران و مدیران عاملان تخریب را معرفی و مؤاخذه کنند
متأسفانه هر از چند گاهی شاهد این هستیم که با توجیه نوسازی و مدرن شدن، روز به روز بافت سنتی و تاریخی همدان که خود خاطره و نماد هویت این شهر است را نابود میکنند. این روند تخریب محلهها و چمنها همدان که از سالیان گذشته با نابودی کامل محله قدیمی و اصیل جولان همدان آغاز شد و از چمن کبابیان عبور کرد و به جهاننما رسید، به نظر میرسد با پیدا نشدن عاملان اصلی این تخریبها و یا شاید بیتفاوتی ارگانهای مرتبط، عدهای در تلاش هستند هویت و تاریخ این دیار کهن را با تیشه بیتدبیری به یغما ببرند تا جایی که فقط نامی از پایتختی تاریخ و تمدن برای همدان باقی بماند.
عدهای کمر همت بستهاند به اسم مدرن شدن، پیشرفت و نوسازی هویت این شهر را نابود کنند، تیشه را برداشته و محله به محله و کوچه به کوچه هویت تاریخی این کهن شهر را به یک مشت خاک تبدیل کرده و با یک لودر و کامیون میراث و هویت چند هزار ساله را تنها در یک چشم بر هم زدن نابود کنند.
حال فقط میتوان گفت ای کاش یا عوامل تخریب دست از گلوی این شهر بردارند و یا بگذارند بناهای تاریخی نفس بکشند. یا قانونگذاران و مدیران عاملان تخریب را معرفی و مؤاخذه کنند.
باور کنید تاریخ همدان دیگر برای نمایان کردن ریشههای متمدن خود جان ندارد و تنش با تیشههای نابخردانه بسیاری زخمی است و آنچه درد دارد این است که عوامل این زخمها لابهلای مردم هگمتانه به توسعه اقتصادی از ساختوسازهای مسألهدار ادامه میدهند و هر روز گفته میشود مخربان خانههای تاریخی تحت تعقیباند و هیچ وعدهای در این زمینه محقق نمیشود.
خانههایی که در کنار هم روزی محله شدند و محلههایی که با هم یک شهر شدند. چند خانواده در یک حیاط، هر خانواده یک اتاق و گاه تنها پیوندشان همسایگی بود و همین پیوند خود دلبستگی و قرابتی بیاندازه را رقم میزد. همدان در قدیم نزدیک به سیکوی داشت.
در روزگاران دور در هر یک از این کوی و برزن خانهای بنا شده بود که معماری آن با دیگر مناطق متفاوت بود و اینگونه خانههای آن روزها تاریخی شد و نام و نشان آنها وارد لیست آثار ملی ایران شد و حفظ خانههای تاریخی از اهمیت خاصی برخوردار شد.
با گسترش شهرنشینی، از بین رفتن بافت سنتی شهر رقم خورد و آمار ساخت و ساز بالا رفت و ایجاد درآمد برای شهرداریها هر روز بیشتر از دیروز مهم شد. به مرور شاهد فراموش شدن این محلات شدیم در حالیکه این محلات بخشی از هویت مردم بود و انتظار میرفت خانه و محلات در کنار هم با سیمای تاریخی حفظ شوند اما لودر به جان تاریخ همدان افتاد.
در پاسخ به دلیل تخریبها هر روز یک مسئول در استان و شهر از شهردار تا مدیرکل میراث فرهنگی و حتی دادستان وقت خبر از پیگرد قانونی مخربان خانههای تاریخی را دادند اما هیچگاه مردم نفهمیدند آیا تخریبکنندگان خانههای تاریخی همدان واقعا دستگیر و نقرهداغ شدند یا فقط ردپای تخریبها بر جای ماند و آنها با فوت وقت و... از چنگ اعمال قانون گریختند.
در همان دهه هشتاد نخستین دلیل تخریب خانههای تاریخی را به گردن رها شدن قنات زیر بنای خانهها انداختند و دلیل تازهترین تخریب خانه را گردن لودر و مالکان!!!
فارغ از چرایی این تخریبها حالا اگر فرمان تخریبهای سریالی همینگونه در دست مقصرانی باشد که مدیران برای آنها پیگردهای قانونی تجویز میکنند و هیچگاه هم نه دستگیر و نه توبیخ آنها رسانهای نمیشود، بماند. در آینده نزدیک بعید نیست کار ساخت و سازهای غیر متعارف به دامان هگمتانه برسد.
|