|
تور رسانهای شرکت توزیع برق همدان قرار بود فرصتی باشد تا خبرنگاران در اوج بحران ناترازی، پاسخها را از بالاترین مقام اجرایی این شرکت بشنوند. اما نخستین تصویر این تور، غیبت همان فردی بود که باید در خط مقدم پاسخگویی میایستاد.
علی سهرابیبیدار، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان همدان، در آغاز برنامه حضور نداشت و مدیر روابط عمومی و مدیر فنی تلاش کردند با توضیحاتی پراکنده، این جای خالی را پُر کنند. ولی در اوضاعی که صنایع، کشاورزی و مردم با قطعیهای مکرر دستوپنجه نرم میکنند، مدیری که ترجیح میدهد در سایه بماند، بیشتر شبیه مدیر پروژهای آرام در یک روز عادی عمل میکند تا فرمانده بحران.
وقتی بالأخره مدیرعامل در آخرین بخش برنامه و هنگام بازدید از نیروگاه قدیمی که امروز بیشتر موزهای برای خاطرات برق است تا نماد توان تولید، حاضر شد، صحبتها و پاسخهایش بیش از آنکه راهبردی یا شفاف باشد، به یک انجام وظیفه اجباری شباهت داشت.
وی در پاسخ به ناترازی برق و خسارتهای واردشده به کارخانجات به دلیل نوسانات و قطعیهای ناگهانی، تنها به گرمای بیسابقه، کمبارشی، کاهش توان نیروگاههای برقآبی و پرداخت خسارات از طریق بیمه اشاره کرد.
جمله کلیدی سهرابیبیدار نیز، «اگر ۲ ساعت مدیریت بار داشته باشیم، ۲۲ ساعت برق پایدار داریم» بود؛ عددی که شاید در ترازنامهها خوب بنشیند، اما برای کارخانهای که وسط روز کاری خاموش میشود، یا گلخانهای که محصولاتش از بین میرود، چیزی جز تسکین لفظی نیست.
وقتی بحث «فروپاشی شبکه» مطرح شد، مدیرعامل با یک درس پایهای از مهندسی برق پاسخ داد: «اگر مصرف از تولید جلو بزند، کلیدها برای جلوگیری از آسیب جدی، خودکار قطع میکنند.»
او تأکید کرد که «سالهاست بلکاوت نداریم». اما این توضیح، به جای پاسخ به این پرسش که چرا ناترازی پیشبینی نشده داریم و چطور میتوان آن را مهار کرد، فقط ثابت کرد که حتی در اوج بحران، ترجیح میدهد نقش آموزگار فنی را بازی کند تا تصمیمگیر اجرایی.
در مورد نیروگاههای خورشیدی، صحبت از «جذابیت اقتصادی» و «استقبال سرمایهگذاران» کرد.
در اینباره، مدیرعامل از جلسات با استانداری سخن گفت، اما خبری از عدد، ظرفیت ایجاد شده، موانع اجرایی یا حتی یک مثال موفقیت عملی نبود. وعدههای او، بدون جدول زمانبندی و گزارش عملکرد، بیشتر شبیه بروشور تبلیغاتی میماند تا برنامه اجرایی.
موضوع شکایات صنایع نیز از همان الگوی پاسخگویی تبعیت کرد.
وی توضیح داد که خسارات باید با دلایل فنی کافی به بیمه ارائه شود، اما همزمان مثالهایی آورد از کارخانههایی که به خاطر بدهی یا مشکلات تغییر مسیر تغذیه برق، همچنان در بلاتکلیفی هستند. این یعنی فاصله بین تصمیمگیری و عمل، به اندازه فاصله بین حرف و واقعیت در همین گفتوگو است.
در مجموع، در تمام صحبتها، همان الگو تکرار شد: تأکید بر پیگیری و جلسات، انداختن بخشی از مسئولیت به عوامل بیرونی و غیرقابل کنترل، نبود زمانبندی مشخص برای اجرای وعدهها و ترجیح دادن توضیح فنی به جای پذیرش مسئولیت مدیریتی. چنین رویکردی، برای مردمی که وسط گرما یا اوج تولید صنعتی برقشان میرود، نه شفافیت میآورد و نه اعتماد. مدیریت بحران، هنر ایستادن در خط مقدم است، نه روایت کردن بحران از پشت در بسته اتاق کنفرانس.
تور رسانهای شرکت توزیع برق همدان میتوانست نقطه آغاز بازسازی اعتماد باشد. فرصتی که در آن، مدیرعامل به جای ماندن در حاشیه، مستقیم با افکار عمومی روبهرو شود، ضعفها را بپذیرد و برنامهای عملی برای بهبود ارائه دهد. اما آنچه باقی ماند، همان چیزی بود که شبکه برق این روزها تجربه میکند: «ناپایداری».
برق همدان امروز به چیزی بیش از کابل خودنگهدار نیاز دارد؛ به مدیری که خودش در صف اول بایستد، حتی اگر شبکه، پایدار نباشد.
|