ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 18 مرداد 1405

کد خبر : 146561
 
یادکرد‌ پایان سرایش شاهنامه فردوسی

عجم زنده کردم بدین پارسی
تاریخ خبر : 1405-02-24
نویسنده : نجمه سیددخت
     
 
 
     
متن خبر :


 خانواده او از طبقه دهقانان بودند که علاوه بر داشتن آب و زمین و برخورداری از وضع معیشتی مناسب، به میهن پرستی و داشتن شور و شوق ملی و پاسداری از تاریخ و فرهنگ نیاکان خویش، زبانزد بودند. فردوسی در ارتباط با چنین طبقه‌ای و تحت تربیت چنین خانواده‌ای، ضمن آموزش اصول دین و فراگیری دانش، نسبت به تاریخ کهن سرزمین خویش و روایت‌ها، حکایت‌ها و سرگذشت‌های نیاکانش، علاقه‌ای شدید داشت و محیط اجتماعی نیز با حرکت‌های فرهنگی و حتی نظامی‌همخوان بود. او30 سال از عمر گرانمایه خویش را صرف سرودن شاهنامه کرد.
فردوسی در ابتدای سرودن شاهنامه (حدود سال 370 ه. ق) از زندگی نسبتا مرفه همراه با آسایشی نسبی برخوردار بود. وقتی نظم شاهنامه به پایان رسید، شاعر به جهت گریز از تنگدستی و حفظ دسترنج 30ساله، کتابش را به مرکز خلافت سلطان محمود غزنوی برد؛ اما سلطان محمود که نه صبغه ملی داشت و نه از جهات مذهبی با فردوسی شیعه مذهب، موافق بود، قدر حکیم را نشناخت و در پی آزار او برآمد.
بنا بر روایت‌های برجامانده از نظامی‌گنجوی، مرگ فردوسی همزمان با تصمیم سلطان محمود غزنوی به دلجویی از فردوسی و پرداخت پاداش بابت سرودن شاهنامه بوده است. محمود تصمیم گرفت 60 هزار دینار در برابر شصت هزار بیت شاهنامه برای او بفرستد. 
او فرمان داد تا دینارها را سوار بر اشتران بر توس برند و‌این کار انجام شد؛ اما طلاها وقتی به دیواره شهر توس رسید که جنازه فردوسی از دروازه دیگر، برای خاکسپاری به قبرستان می‌رفت و دخترش هم صله‌ها را نپذیرفت و کاروانیان به نزد محمود بازگشتند. از‌این پس فرصتی برای سلطان محمود غزنوی نبود تا قدردانی از‌این گوهر تابناک بنماید و بدین واسطه، ننگ نمک نشناسی سلاطین که از دیرباز موجود بود، بر پیشانی سلطان محمود نیز حک شد. در هنگام وفات از دفن فردوسی در قبرستان توس به علت شیعه بودن ممانعت به عمل آمد و به ناچار پیکر پاکش را در باغ شخصی او به خاک سپردند و حتی فردی به نام ابوالقاسم علی بن عبدالله گرگانی از خواندن نماز بر جنازه فردوسی خودداری کرد.
فردوسی بزرگترین ستون زبان وادبیات فارسی ‌ایران و شاهنامه نامی‌وی، یکی از بزرگترین کتاب‌های حماسی وادبی ‌ایران وجهان است. شاهنامه‌ای که در 3 بخش اساطیری، حماسی و تاریخی دورنمای کلی دارد و در دوره تاریخی، نمود خود را از پادشاهی شاهان ‌ایرانی نشان می‌دهد. شاهنامه، شاهکار ادبیات حماسی ‌ایران و جهان، سرشار از موضوع‌ها و مطلب‌های آموزنده وعبرت انگیز اسطوره‌ای، پهلوانی و تاریخی است که اثری گران سنگ در ادب حماسی‌ ایران و مجموعه‌ای از فرهنگ‌ها و باورهای قوم ‌ایرانی از دورترین زمان‌ها تا دوره فردوسی است که به مثابه گنج بزرگی از زبان و ادب و اخلاق و هنر ملت ما به شمار می‌رود.
بر همین اساس؛ فردوسی یکی از آن مردانی است که حتی یک بیت و یک سخن زشت و خلاف نسروده است. پاکیزگی کلام، نبود استعمال کلمه‌های عربی تا حد امکان، سخنان ارجناک و بلند، اندیشه‌ای انسانی، شهامت و دلیرمردی، تصویرپردازی قوی، همه و همه ازعواملی است که شاهنامه را تا جهان باقی است همانند گوهری از خزائن هنر و اندیشه بشریت حفظ و نگهداری خواهد کرد. شاهنامه، شاهکاری است که سند پر افتخار ملت‌ایران را از زیر خاک‌های سرد و تاریک بیرون کشید و بر فراز کاخ بلند ادبیات پارسی دری قرار داد.
بی شک؛ فردوسی انسانی وارسته و پاک سرشت بود و به تاریخ و رخدادهای زندگی پیشینیان خود توجه خاصی داشت. وطن پرستی و ملی گرایی در اندیشه او جریان داشت و حتی راضی نشد که در برابر پادشاه مقتدر عصر خود، از وطن خواهی دست بردارد و به جای بزرگداشت ‌آئین سرزمین خود، به مدح و تملق پادشاهان عصر خود بپردازد. او به قهرمانان سرزمین خود عشق می‌ورزید و در هنگامی‌که آنان به نبرد با دشمنان می‌رفتند پا به پای آنان در میدان ستیز، می‌جنگید یا آنان را می‌ستود و هنگامی‌ که یکی از قهرمانان زخمی‌ می‌شدند، مویه و زاری سر می‌داد و از صمیم قلب دعا می‌کرد تا آن قهرمان ‌ایرانی شفا یابد. در واقع فردوسی با قهرمانان خود زندگی می‌کرد و قهرمانان و شخصیت‌های شاهنامه، همیشه در وجود او قرار داشتند و قسمتی از زندگی او محسوب می‌شدند.
اکنون سال‌ها و قرن‌ها از خاموشی فردوسی می‌گذرد؛ اما هنوز ستاره او بر تارک سرزمین ‌ایران و جهان می‌درخشد. بر اساس گفته‌های تاریخی، 25 اردیبهشت ماه، روزی است که فردوسی سرودن شاهنامه را پس از 30 سال به پایان برد و به همین علت،‌این روز در تقویم رسمی ‌ایران، روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، نام گرفته است.
 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.