|
جامعه ایرانی با سابقه درخشانی از غنیترین ارزشهای فرهنگی و متعهد به بالاترین دین الهی، اینک در برههای از تاریخ بشری که ساکنان زمینش خود را مدعی کشف تمام رموز خلقت میداند، در برزخ بهشت و جهنمی خودساخته قرار گرفته است .
هستند بسیار مردم این جامعه رها شده که بهرغم شتاب دنیا به سمت و سوی ضد ارزشهای مدرنیته هنوز هم دل در گروی کردار خداپسندانه و رضایتمندی خالق یکتا دارند و رفتارشان در شأن شخصیتهای برجسته و تربیت شده ایرانی است .
اینان هرگز دلبستگیهای دینی و ادب پارسی خود را با هیچ ملاک مادی و دنیوی معامله نمیکنند و فرقی برایشان ندارند، کوخنشین باشند یا کاخی در قباله داراییهایشان نوشته شده باشد، اما اینان نیز در قاعده زندگی اجتماعی خود و تبعیت از عرف معامله و بده و بستانهای روزمره، حاضر نمیشوند سرشان کلاه برود و با این ترفند که شما تعلق خاطری به مال دنیا و زرق و برق زندگی ندارید، اگر ملکی دارند، مفت از چنگشان خارج کنند .
بنابراین همه چه خشک و چه تر، فعلاً در شرایط موجود فرهنگی و اجتماعی جامعه خود، هیزم یک آتش هستیم و دود ارزشها و ضد ارزشها و خوب و بد چشم همگان را گرفته است. قابل تأمل اینکه در چنین شرایطی در جامعه به شدت طبقهبندی شده ایرانی بسیاری هستند فارغ از تمام ارزشهای دینی و ملی که لااقل گذشتگانشان به آن مقید بودهاند، اما شمشیرها را از رو بستهاند و با چشمان بسته به شدت دنبال جمعآوری مال دنیای خود هستند و برای اینکه کسی هم متوجه اعمال تنفرانگیز آنان نشود، کبک صفت سر زیر برف بردهاند. اگرچه در وضعیت غلط فعلی و در تقسیم چیزی به نام ثروت بین اقشار ایرانی، بیشترین آن به یک قشر کمتر از ۱۰درصدی رسیده است و در شرایط ناسالم و رقابت نابرابر برای کسب دارایی و ثروت، تمام آن ۹۰ درصد نیز قربانی ۱۰درصدیها میشوند، اما همین نابرابریهاست که جامعه را به هرج و مرج فرهنگی و اقتصادی کشانده است .
در چنین اوضاع بلبشویی متأسفانه دیگر و کمتر آدمیت ملاک خوب بودن و محقق بودن قرار میگیرد و بیشتر مردمی که خود قربانیان این مهلکه نیستند، چشم به ظاهر و قدرت مالی دیگران دارند تا در ارتباطات زندگی قضاوت کرده و انتخاب کنند.
چنین فرهنگ مسموم و غریبه با سنتهای ناب و ارزشمند انسان مسلمان ایرانی، میبینیم که به خردسالان هم سرایت کرده است و متأسفانه چنین نگرشهای اشتباه است که منجر به انتخاب برخی دوستان ناصالح شده و بسیاری از ناهنجاریها شکل میگیرد و در همین مهلکه بازهم قربانیان اصلی از بین همان ۹۰ درصدیها هستند، هم اینان که ندانسته آتش بیار معرکه حداقلیها میشوند. این گونه است که معیارها به هم میریزد و به راحتی نمیشود قضاوت کرد و ناچار خشک و تر با هم دچار آتش میشویم .
|