ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 16 مرداد 1405

کد خبر : 133600
 
روضه صامت ناشنوایان در همهمه شور حسینی
تاریخ خبر : 1402-05-15
     
 
 
     
متن خبر :


 اینجا در خانه ناشنوایان، با لب خاموش و زبان نگاه و اشارات نظر عشق‌بازی میسر می‌شود اگر پای حسین (ع) در میان باشد و اهل حرمش. هیأت برگزار می‌شود اگر محرم باشد و سوگ حسین، اینجا در خانه ناشنوایان، سیدالشهدا پاسخ می‌گوید نگاه‌های دوخته‌شده به مظلومیتش را.

خبرگزاری فارس:چشم در چشم است این قرار؛ یک سرش چشم من و سر دیگرش چشم‌هایی که عهده‌دار حواس چندگانه‌اند و راز برملا می‌سازند از هر دستی که بخواهی، دمی راز دل می‌گویند و دیگر لحظه‌ای صوتی رازآلود از میان مردمک خیره شده به سویت روانه می‌کنند.

هر چه هست بازی گم شدن در چشم‌هاست و من مهمان ناخوانده این بازی؛ مهمانی که از اصول تلاقی چشم‌ها سر در نمی‌آورد و به زبان چشم‌ها وارد نیست اما خودم را از تک و تا نمی‌اندازم و باب صحبت را با همان چشم‌ها باز می‌کنم.

چشم‌هایی که از خیال واژه‌ها می‌گویند و با خیال واژه‌ها سوداها سر می‌دهند؛ بیشتر از چشم، سکوت و لب‌خوانی است و صراطی که از دلشان برمی‌آید و به دل می‌نشیند.

جمعِ چشم و دل و زیرنویس نگاه‌ها میانشان جمع است و سِر کلام‌شان از دل می‌گذرد و از چشم خوانده می‌شود و به همان صراط می‌رسد، صراطی از جنس راه حسین و طفل شش ماهه‌اش، چشم‌هایشان یکسره میان همان مسیر تاب می‌خورد و پلک‌هایشان یک دم میان صراط حسین باز و بسته می‌شود.

از قراری در خانه ناشنوایان می‌گویم، قراری که چشم در چشم و مصاحبه‌ای که دلیست؛ قدم و قلمی که من بازیگردانش نیستم بلکه چشم و دل می‌چرخاند قصه این قرار را. دل می‌پرسد و دل می‌گوید و چشم‌ها خریدار حال دل‌اند تا جایی که چشم و دل من هم وارد گود بازی چشم‌ها شد و دست و پا شکسته از دل گفت و از چشم خواند.

قرار به سبب کار دلی ناشنوایان به راه شد، کاری که تا همیشه زیر گنبد دوار ‌ماند و گویای غمی ‌شد سُرخورده روی گونه‌هایشان. این جماعت امسال که محرم به راه شد چرخ بر هم زدند و با هوای کوی حسین و چیزی غلیظ‌تر از محبتش دسته عزاداری برپا کردند.

امسال تاسوعا و عاشورای این جماعت، با مداحی و داغ فرزند رباب و تیر سه‌شعبه گذشت؛ از غمی فریاد زدند که تا پیش از این ته گلویشان بغض گلایه بود اما محرم این بغض شکست و شد دسته عزاداری ناشنوایان همدان.

دسته‌ای که با همان چشم‌ها و لب‌خوانی‌ها و اشارات خیابان به خیابان را گز کردند و شیشه چشم‌های عزاداران را تَر، غوغایی که دور از انتظار شد؛ امسال هیأت عزاداری ناشنوایان از حزنی پرده‌‌دری کرد که تا امروز گوشه دل هیچ عزاداری ننشسته بود.

دل اناری‌شان را به بیرق حسین و اندوهش دخیل بستند و لالا لالا ... لالایی را از عمق چشم خواندند و با ایما از شعله سرکش دلِ مادرِ بی‌فرزند یاد کردند و ته مردمک ریز چشم‌هایشان باران نشانند؛ اصلا روضه صامت شد شرمندگی آب و دست‌های جامانده عباس و قد خمیده برادر.

وجه اشتراک این جماعت زبان دل است و اشارات، کوچک و بزرگ و مرد و زن هم ندارد، گویی با پای دل آمدند و با پای دل عزاداری کردند و با دل حزن سَر دادند و دل شریک محرم امسال شدند؛ باشد که مقبول افتد اندوه دلی‌شان.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.