|
فصل بیستوپنجم کاوشهای باستانشناسی محوطه هگمتانه از اواسط خرداد آغاز شده و تا پایان تیرماه ادامه دارد. این فصل از کاوشها با تمرکز بر ادامه مطالعات باستانشناختی، مستندسازی یافتهها و بررسی ابعاد مختلف تاریخی و فرهنگی این محوطه ارزشمند و با سرپرستی یعقوب محمدیفر در حال انجام است. این اتفاق بار دیگر توجه رسانهها را به اهمیت کشف سرنخهای هگمتانه معطوف کرد. آغاز فصل بیستوپنجم کاوشهای هگمتانه یادآور این واقعیت است که مهمترین میراث جهانی غرب ایران هنوز به تمامی خوانده نشده و روایت پایتخت کهن مادها همچنان در میان خاک، دیوارها و لایههای فراموششده تاریخ ادامه دارد.
کاوش فصل بیستوپنجم هگمتانه به سرپرستی یعقوب محمدیفر از استادان باستانشناسی دانشگاه بوعلیسینا با همکاری دانشجویان و تحت نظارت پایگاه میراثجهانی هگمتانه در حال انجام است.
تبدیل هگمتانه مقصد بازدید
به راوی تاریخ ایران
سرپرست کاوش فصل بیست و پنجم گفت: هگمتانه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند پیوند میان پژوهش، حفاظت و معرفی عمومی است. این محوطه باید از یک مقصد بازدید صرف به یک مرکز روایت تاریخ ایران تبدیل شود. گردشگری فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که بازدیدکننده بداند در برابر چه میراثی ایستاده است و چرا این چند هکتار خاک برای فهم گذشته یک ملت اهمیت دارد.
یعقوب محمدیفر عنوان کرد: هگمتانه را میتوان یکی از معدود محوطههای باستانی ایران دانست که سرنوشت آن با تاریخ شکلگیری دانش باستانشناسی نوین در کشور گره خورده است. در روزهایی که بیستوپنجمین فصل کاوشهای این محوطه جهانی آغاز شده، شاید مهمتر از هر کشف جدیدی، تأمل درباره مسیری باشد که هگمتانه در بیش از 4دهه پیموده است؛ مسیری که از حفاریهای اولیه تا ثبت جهانی در یونسکو امتداد یافته و همچنان ادامه دارد.
فصل بیستوپنجم کاوشها نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. تمرکز بر خواناسازی برج وباروهای بخش جنوبی و جنوب شرقی محوطه نشان میدهد پژوهشگران همچنان در پی تکمیل نقشه شهری هگمتانه هستند. استفاده از روشهای نوین همچون ژئورادار و مطالعات ژئومغناطیس نیز بیانگر آن است که باستانشناسی امروز دیگر محدود به پژوهشهای ساکن در منطقه نیست و فناوریهای پیشرفته به بخشی جداییناپذیر از پژوهش تبدیل شدهاند.
هگمتانه زنده در استمرار پژوهشی
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز با اشاره به اهمیت باز شدن فصل جدید کاوشها در هگمتانه، در گفتوگو با همدان پیام عنوان کرد: هر سال گروهی از باستانشناسان به محوطه میآیند، ترانشههایی گشوده میشود، یافتههایی ثبت و مستندسازی میشوند و گزارشهایی منتشر میشود. اما واقعیت این است که در کمتر محوطهای در ایران میتوان چنین استمرار پژوهشی را مشاهده کرد. هگمتانه برخلاف بسیاری از سایتهای تاریخی که دورههایی از توجه و سپس فراموشی را تجربه کردهاند، طی دهههای گذشته همواره در مرکز توجه پژوهشهای باستانشناختی قرار داشته است.
محسن معصوم علیزاده بیان کرد: اهمیت هگمتانه تنها به قدمت آن محدود نمیشود. این محوطه در قلب همدان، یکی از کهنترین شهرهای زنده جهان قرار گرفته است؛ شهری که از دوران مادها تا امروز تداوم سکونت را تجربه کرده و لایههای متعدد تاریخی را در خود جای داده است. همین ویژگی، مطالعه هگمتانه را به موضوعی پیچیده و جذاب تبدیل میکند. باستانشناسان در اینجا تنها با بقایای یک دوره تاریخی مواجه نیستند، بلکه با مجموعهای از لایههای فرهنگی و تمدنی روبهرو هستند که از دوره ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی تا دورههای اسلامی امتداد یافتهاند.
هدف کاوش اخیرخواناسازی برجوباروهای
رضا نظری ارشد مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه عنوان کرده است: کاوشهای فصل بیستوپنجم در محوطه میراثجهانی هگمتانه آغاز شده و تا پایان تیرماه سال جاری ادامه خواهد داشت. این کاوشها در راستای تفاهمنامه منعقد شده میان ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان و پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری کشور و در ادامه پژوهشهای باستانشناسی فصل بیستوچهارم که در آذر و دیماه سال ۱۴۰۴ انجام شد، در حال اجراست. مهمترین هدف کاوشهای فصل بیستوپنجم، خواناسازی برجوباروهای بخش جنوب و جنوب شرقی محوطه تاریخی هگمتانه است.
گفتوگویی میان خاک و تاریخ
یکی از اساتید حوزه میراث فرهنگی بر این باور است ؛ بیستوپنجمین فصل کاوش در هگمتانه شاید به کشف شیئی طلایی یا یافتهای شگفتانگیز منجر نشود. اما ارزش واقعی این کاوشها در چیز دیگری نهفته است؛ در ادامه یافتن گفتوگویی که دههها پیش آغاز شد. گفتوگویی میان خاک و تاریخ، میان نسلهای مختلف باستانشناسان و میان گذشته و آینده ایران.هگمتانه هنوز تمام نشده است. هنوز پرسشهای بسیاری بیپاسخ ماندهاند. شاید راز اصلی این محوطه نیز همین باشد؛ اینکه هرچه بیشتر درباره آن میدانیم، بیشتر درمییابیم که چه اندازه ناشناخته باقی مانده است.
اتابک صفری میگوید: درمیان نامهایی که با هگمتانه پیوندخوردهاند، زندهیاد محمدرحیم صراف جایگاهی ویژه دارد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند اگر تلاشهای او و همکارانش در دهههای گذشته نبود، امروز تصویر ما از هگمتانه تا این اندازه روشن نبود. صراف از نسلی بود که با امکانات محدود اما با شور و باور علمی فراوان وارد میدان شد. او سالهای طولانی از عمر خود را صرف مطالعه و کاوش در هگمتانه کرد و بخشی از مهمترین دادههای موجود درباره ساختار معماری این محوطه حاصل پژوهشهای اوست.
قرار گرفتن محوطه در بافت شهری همدان هم فرصت است و هم تهدید
به راستی، نسل صراف تنها به دنبال کشف اشیای ارزشمند نبود. آنان در دورهای فعالیت میکردند که نگاه باستانشناسی ایران به تدریج از «گنجیابی علمی» به «شناخت نظامهای فرهنگی و شهری» تغییر میکرد. در نتیجه اهمیت یافتهها نه در ارزش مادی، بلکه در توانایی آنها برای بازسازی تاریخ شهر و جامعه نهفته بود. کشف شبکه منظم معماری در هگمتانه، دیوارها، معابر و فضاهای شهری از جمله دستاوردهایی بود که نگاه پژوهشگران را به این محوطه تغییر داد.
هگمتانه در عین حال یکی از مهمترین میدانهای مناقشه علمی در باستانشناسی ایران نیز محسوب میشود. پرسش درباره نسبت این محوطه با پایتخت مادها هنوز به طور کامل پاسخ داده نشده است. متون تاریخی یونانی، بهویژه نوشتههای هرودوت، تصویری باشکوه از اکباتان ارائه میدهند؛ شهری با حصارهای تو در تو و مرکز قدرت سیاسی مادها. با این حال تبدیل روایتهای تاریخی به شواهد قطعی باستانشناسی همواره دشوار بوده است. به همین دلیل هر فصل کاوش جدید در هگمتانه تنها به معنای کشف چند دیوار یا سفال تازه نیست، بلکه تلاشی برای پاسخ به یکی از مهمترین پرسشهای تاریخ ایران باستان است.
ثبت جهانی هگمتانه در یونسکو فصل تازهای در حیات این محوطه گشود. این ثبت، پایان مسیر نبود بلکه آغاز مسئولیتی بزرگتر بود. اکنون هگمتانه دیگر فقط متعلق به همدان یا حتی ایران نیست؛ بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار میرود. در چنین شرایطی، هرگونه فعالیت پژوهشی، حفاظتی و مدیریتی در این مجموعه زیر نگاه جامعه علمی بینالمللی قرار دارد.
با این حال مهمترین چالش هگمتانه شاید نه در عرصه پژوهش، بلکه در حوزه مدیریت و حفاظت باشد. قرار گرفتن محوطه در بافت شهری همدان هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو دسترسی عمومی به این میراث را آسان کرده و از سوی دیگر فشارهای ناشی از توسعه شهری، زیرساختها و نیازهای اقتصادی را افزایش داده است. تجربه بسیاری از محوطههای جهانی نشان داده است که ثبت در یونسکو بدون برنامهریزی دقیق حفاظتی نمیتواند ضامن بقای میراث باشد.
|