|
■ 30 درصد تحمیل هزینه بیشتر بر کشور بهتر از صفر شدن درآمد است
FATF که در چندماه گذشته باری دیگر در مجمع تشخیص مصلحت نظام به توصیه مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار گرفته، باری دیگر مورد توجه مقامات و فعالان سیاسی در کشور قرار گرفته است. در این میان میتوان دولت دوازدهم را به نمایندگی از طیف اصلاحطلب موافق و مجلس یازدهم را نیز به نمایندگی از طیف اصولگرا مخالفان اصلی پذیرش کنوانسیونهای مربوط به کارگروه اقدام مالی دانست.هادی بیگینژاد چندی پیش در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها درباره بررسی پذیرش کنوانسیونهای FATF موضع خود را مشخص کرد. این نماینده مردم ملایر در مجلس یازدهم شورای اسلامی در مصاحبه مذکور با انتقاد از موافقان این طرح، مخالفت خود را اظهار کرد. از اینرو برای بررسی دلایل موافقان و مخالفان FATF در کشور، با این عضو هیأت رئیسه کمیسیون انرژی در مجلس شورای اسلامی درباره دلایل مخالفت خود با FATF و انتقاد از موافقان این طرح گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
شما در مصاحبهای مخالفت خود را با پذیرش کنوانسیونهای مربوط به FATF اعلام کردهاید، علت آن چیست؟
FATF را میتوان اینگونه تعریف کرد که این نهادهای نظارتی میگویند ما تمام دسترسیهای مالی را باید داشته باشیم، تا ببینیم درآمد شما از کجا آغاز میشود و به کجا ختم میشود. از اینرو طبق این گزارش میتوانیم بگوییم که شما از مسیر اصلی منحرف نشده و این پولها را در حوزههای قاچاق، تروریسیم و گروههایی که با تروریسم در ارتباط هستند، مصرف نکردهاید.
اما نکته مهم این است که تعریف قاچاق و تروریسم آن است که شورای امنیت سازمان ملل تعریف میکند، از اینرو سازمان ملل تشخیص میدهد که چه گروهی تروریستی هستند و نباید با آنها کار کرد.
از آنجایی که نهادهای بینالمللی با ایران مشکل دارند از اطلاعاتی که ما در اختیار آنها گذاشتهایم استفاده کرده و با بررسی اثرات تحریمها بهترین روش را برای ضربه زدن به کشور انتخاب خواهند کرد.
همانند اینکه یک قاتل، سمی را به کسی میدهد تا وی را بکشد، اما میبیند که آن فرد زنده مانده؛ از اینرو بهدنبال آزمایش و دلیل زنده ماندن آن میگردد تا کار ناتمام خود را به پایان برساند. درصورت تصویب FATF ، قرار است چنین رفتاری با ما شود. به همین دلیل بنده مخالفت خودم را با پذیرفتن کنوانسیونهای مرتبط با FATF اعلام کردهام.
شاهد هستیم که بیشتر کشورهای جهان و منطقه همچون ترکیه و عربستان، کنوانسیونهای مربوط به FATF را پذیرفتهاند، اگر عضویت در این سازمان بینالمللی مانعی برای کنترل و نفوذ عربستان و ترکیه در منطقه ایجاد میکرد مسلماً این 2 کشور از زیر نظارت این سازمان بینالمللی خارج میشدند. نظر شما چیست؟
ایران کشور خاصی است و از اینرو قابل مقایسه با ترکیه و عربستان نیست، زیرا این کشورها شرایط کشورم را ندارند. در طول تاریخ شاید کشوری همچون ایران وجود نداشته که این همه هجمه، دشمنی و تحریم در قبال آن صورت گرفته باشد. اینکه ما توانستهایم روی پای خود استوار بمانیم از هنرمندی ما است. عربستان تحریمهایی که اکنون بر کشور ما وضع شده را تحمل نمیکند و برای فروش نفت هیچ کدام از مشکلات کنونی ایران را ندارد.
به هرحال هر معاهده در حوزه بینالملل منافع و محدودیتهایی بههمراه خواهد داشت، آیا در شرایط کنونی که کشور از لحاظ اقتصادی در مضیقه قرار دارد، برای جلوگیری از 20 تا 30 درصد هزینهای که دولتیها اذعان میکنند این مسأله برای صادرات و واردات بر کشور وارد میکند، بهتر نیست بیش از توجه به منافع دیگر کشور به فکر کاهش هزینههای اقتصادی باشیم؟
دور زدن تحریمها هزینههایی را بر کشور تحمیل میکند، بهطور مثال برای فروش نفت بهدلیل اینکه برای کشورهای مقابل هزینه دربردارد، نفت را به قیمت پایینتری از ما میخرند؛ زیرا با سود زیاد مشتریها مجاب به پذیرش ریسک و معامله با ایران میشوند. حال اگر کشورمان ریسک و هزینههای اضافه را نپذیرد، دیگر کسی حاضر به معامله با ایران نخواهد شد و درآمد به صفر خواهد رسید. اگر ما هزینه 20 تا 30 درصدی معاملات را به این طریق نپذیریم و راههای کنونی کشور را برای دور زدن تحریمها لو دهیم، درآمد کشور به صفر خواهد رسید. از اینرو ما میگوییم که 30 درصد هزینه بیشتر به صفرشدن درآمد نمیارزد؛ آقای روحانی نیز در این سالها بارها گفته است کسانی که کاسبان تحریم هستند فکر نمیکنند که 25 درصد هزینه بیشتر به کشور تحمیل میکنند. ایشان در این 8 سال همواره تحریمها را دور زده است. ذکر این مسأله لازم است که پذیرش FATF ربطی به لغو تحریمها ندارد.
در مناظره آقای مصباحیمقدم و آخوندی همین مسأله توسط مصباحیمقدم عنوان شد و آخوندی در جواب وی گفت که ما در این سالها توانستهایم تحریمها را دور بزنیم و با وجود پذیرش کنوانسیونهای مرتبط با FATF هم میتوانیم باز تحریمها را دور بزنیم، و در ادامه راهکاری ارائه داد و گفت در ابتدا کنوانسیونها مذکور را قبول کنیم و اگر شاهد بودیم که به ضرر کشور منجر شد از آن خارج شویم، نظر شما درباره پیشنهاد آخوندی چیست؟
به فرض مثال تمام کنوانسیونها را پذیرفتهایم و حال میخواهیم از آن خارج شویم، در اینصورت کل دنیا در برابر ما صف خواهند کشید و ما را تهدید میکنند و تحت فشار قرار میدهند. شاید وارد شدن به اینگونه سازمانهای بینالمللی به اختیار باشد اما خارج شدن از آن در اختیار ما نخواهد بود. تجربیات گذشته ما این مسأله را تایید میکند، آیا اکنون کسی در ایران میتواند ادعا کند که باید از NPT بهعلت اینکه اسرائیل در آن عضویت ندارد، خارج شد؟ هیچکس جرأت آن را ندارد.
اینکه میفرمایید لغو تحریمها ربطی به FATF ندارد، میبایست گفت که یکسری تحریمهای کنونی مرتبط به FATF است، بهطور مثال همتی رئیس بانک مرکزی گفته که مقامات کشورهای روسیه و چین اعلام کردهاند که با وجود قرار گرفتن نام ایران در لیست سیاه FATF نمیتوانند با ایران مراودات بانکی داشته باشند، آیا اینگونه نیست؟
ما اگر کنوانسیونهای مذکور کارگروه اقدام مالی را بپذیریم تمامی حسابهای خود را در اختیار آنها قرار خواهیم داد، همانند همین بازرسیهایی که توسط آژانس بینالمللی از اماکن و تأسیسات هستهای ما میشود. از اینرو ما دیگر چگونه میتوانیم تحریمها را دور بزنیم؟ اگر عضو این سازمان بینالمللی باشیم و تحریمها را دور زده و اطلاعات را در اختیار آنها ندهیم، از سوی کارگروه اقدام مالی متهم خواهیم شد و حسابهای مالی ما باید توسط بارزسان آنها مورد بررسی قرار بگیرد.
در متن FATF آمده است که خودتان باید بیایید گزارش دهید و ما راستیآزمایی خواهیم کرد. این اتفاق که میشود بیفتد، زیرا در اینصورت سپاه پاسداران در لیستهای تروریستی قرار خواهد گرفت. آیا دولت نمیخواهد به کارمندان سپاه حقوق دهد! از درون کشور بانکهای ما را تحتتأثیر قرار خواهند داد. این حرفی که برخی از آقایان میزنند یا نمیفهمند که چه میگویند یا اینکه میخواهند نقشه دشمن را پیاده کنند.
آیا اختلافنظر میان مخالفان و موافقان FATF در کشور که دستهبندی مشخصی نیز دارند(اصلاحطلبان و اصولگرایان)، بهدلیل مغایرت اهداف سیاست خارجی و کلان این 2 جریان سیاسی در کشور نیست؟
چرا و مشکل هم همین است. جبهه انقلاب در سیاست کلی و خارجی معتقد است که ما باید مستقل باشیم و نگذاریم کشورهای خارجی بر اقتصاد کشورمان نظارت داشته باشند.
اما در مقابل جبهه غربگرا بر این باروند که اگر آمدند و نظارت کردند، مشکلی نیست و این مسائل را سختگیری میدانند.
بهطور مثال در مسأله حجاب عدهای در کشور بر این باورند که باید طبق دستورات دینی و شرعی مسأله حجاب جدیگرفته شود، اما در مقابل برخی معتقدند که نباید سخت گرفت، هر کس میخواهد حجاب را قبول کند یا نکند و نباید سخت گرفت.
در سیاست خارجی نیز به همین رویه است، برخی میگویند که آمریکا ابرقدرت است و ما باید بپذیریم، و ما در برابر آنها ایستاده و میگوییم که نمیپذیریم. آمریکا اگر ابرقدرت است برای خود است و به ما ارتباطی ندارد. قرآن میگوید که نباید بگذاریم بیگانگان بر شما تسلط داشته باشند.
ما اگر حسابهای مالی خود را به آنها(کارگروه اقدام مالی) بدهیم، آنها میتوانند تشخیص بدهند که چگونه اقدام کنند که جنگلداریها و منابع آبی را نابود کنند؛ چگونه عمل کنند که اپیدمی سرطان در کشور اتفاق بیفتد. زیرا ما هر کاری بخواهیم انجام دهیم میبایست منابع مالی آن را درنظر بگیریم و درصورت نظارت آنها بر منابع مالی ما میتوانند در آن خلل ایجاد کرده و ضربه بزنند.
سند2030، پروتکل الحاقی و FATF مفهومشان همین است. ما (اصولگرایان و بهزعم بیگینژاد جبهه انقلابی) از لحاظ مبانی با جبهه تفکر غربگرا که شامل دولت فعلی، دولت هشتم، هفتم و دولت آقای هاشمی رفسنجانی میشود، متفاوت هستیم.
آقای هاشمی میگفت که ما موشک به چه دردمان میخورد، ما میبایست همانند آلمان و ژاپن تابع باشیم. آیا تاکنون دیدهاید که آلمان و ژاپن منافع آمریکا را به خطر بیندازند؟ به هیچعنوان چنین نیست. کی گفته که ما میبایست در مقابل آمریکا بایستیم، ما باید راه خودمان را برویم.
تفکرات غربگرایی به این شکل است و آرمان در آن جایی ندارد. آنها اعتقاد دارند که باید راحت زندگی کرد و پول درآورد، زیرا 2 روز دیگر خواهیم مرد.
اما تفکرات جبهه انقلاب بر این باور است که میبایست آزادانه زندگی کرد، همان طور که شهید رجایی میگفت که ما ملت ایران یک لقمه نان را در کنار هم میخوریم ولی منت غربیها را نمیکشیم. این تفکر انقلاب است که از امام حسین(ع) یاد گرفتهایم که میفرمایند«اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید».
این توافق تفکرات در ایران است، از اینرو میتوان گفت که اصل اختلافات در دیدگاه و سیاستهای کلان است.
|