|
بازنگری در برنامه سنجش نوآموزان بدو ورود به دبستان پایه اول ابتدایی ضرورتی انکارناپذیر است.
در چشمانداز توسعه پایدار هر جامعه نقش تعلیم و تربیت مانند ستون فقرات شکلگیری سرمایه انسانی غیرقایل انکار است. ساختار آموزش و پرورش در مواجهه با تحولات مستمر اجتماعی، علمیو فناوری، نیازمند شناسایی هوشمندانه جایگاه و استعدادهای نوظهور و همچنین پالایش مداوم رویکردها و مکانیسمهای ارزشیابی است.
در نظامهای پیشرو تعلیم و تربیت فرآیند ارزیابی توانمندیها و موانع ابتدایی نوآموزان پیش از ورود رسمی به فضای مدرسه یک اصل بنیادی برای تضمین موفقیت تحصیلی و رشد متوازن آنان تلقی میشود.
یکی از اقدامات مهم سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور سنجش آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان است. از زمان تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی در سال 1370 در راستای تحقق بخشیدن به بند 3 اساسنامه مصوب مجلس شورای اسلامی، این سازمان موظف به شناسایی و جای دهی مناسب نوآموزان در نظام اموزشی شد. طرح سنجش بدو ورود به دبستان در نظام آموزشی ایران با هدف شناسایی به موقع ظرفیتها و چالشهای جسمانی، ذهنی، رفتاری و اجتماعی کودکان در دهه 70 آغاز شد. این طرح بستری بود برای شناسایی تفاوتهای فردی و امکان فراهم نمودن محیطی پاسخگو به اقتضائات گوناگون رشد، شناخت و هیجان دانشآموزان تا مسیر مناسب شکوفایی استعدادها و تواناییها را به کودکان نشان دهد این طرح در سالیان گذشته بدون ارزیابی و بازنگریهای لازم بر اساس علوم پیشرفته روانشناسی و سنجش توسط مجریان به صورت کلیشه ای در حال انجام است.
علی رغم سابقه طولانی اجرای طرح سنجش بدو ورود به دبستان در نظام آموزشی ایران، همچنان چالشهایی اساسی در ابعاد نظری، اجرایی و کارکردی این طرح مشهود است.
چالشهایی مانند نگاه مالی و درآمد زایی توسط سازمان استثنایی، یکسان نگری به بافتهای متنوع دانشآموزی، بی توجهی به شرایط خانوادگی، نبود روایی و اعتبار ابزارهای سنجش، بیتوجهی به ویژگیهای فرهنگی ، زبانی و اجتماعی در حوزه سنجش بدو ورود به دبستان وجود دارد و این چالشها زمانی پررنگ میشود که نتایج گاهی نادقیق سنجش بر چشم انداز و انتظارات معلم از دانشآموزان اثر میگذارد به طوری که میتواند مسیر تعامل، رابطه عاطفی و حتی سنجش شایستگیهای دانشآموزان را دستخوش پیش داوری و سوگیری قرار دهد. دریافت نکردن بازخورد دقیق، تعمیم یافته از نتایج سنجش زمینه مسائل نظیر رعایت نکردن عدالت آموزشی، فرصتهای برابر یادگیری و کاهش کیفیت تعاملات انسانی را در کلاس درس فراهم میکند.
نظریات به روز روانشناسی نشان داده است که شناسایی زودهنگام نیازهای دانشآموزان میتواند زمینه رشد قابلیتهای فردی و ارتقا تعاملات انسانی را فراهم کند. با گذشت زمان وپیشرفت علوم روانشناسی و به ویژه پیاده سازی طرحهای تلفیق و فراگیر تعاملات انسانی و تحول در روابط میان معلم و دانشآموز به ویژه در مقطع حساس پایه اول دبستان نقش محوری دارد.
درزیست بوم آموزش ابتدایی روابط پویا و چند لایه نقش فراتر از پیوندهای رسمیو وظیفه محور ایفا میکند بنابراین معلمان به عنوان بازیگران اصلی تعاملات کلاس و مجریان برنامه درسی اهمیت دوچندان در ارزیابی دانشآموزان دارند.
حال زمان ان رسیده است که متخصصان حوزه کودکان استثنایی با رویکرد مداخله بهنگام و زیست بوم تعاملی با مربیان پیش دبستان و ابتدایی در برنامه سجش بدو ورد به دبستان بازنگریهای لازم را انجام دهند.
احمد قره خانی
دکترای تخصصی روانشناسی
|