|
خوشنویسی، تنها هنر آراستن حروف نیست، روایت پیوند اندیشه و زیبایی، تمرین صبوری و جلوهای از فرهنگ و منش ایرانی است.
هنری که قرنها در کتیبههای مساجد، بر حاشیه کتابها و در متن زندگی ایرانیان جاری بوده، امروز در همدان، با وجود پیشینه فرهنگی و ظرفیتهای ارزشمند هنری این شهر، همچنان با چالشهایی چون فقدان فضای مستقل برای انجمن، نبود حمایتهای فرهنگ، نبود شناخت و تبلیغات برای خوشنویس شدن، نبود نگاهی معمارانه در پلانهای شهری و طراحی شهری و عدم حمایت های ناکافی مالی و ....مواجه است.
از سویی خوشنویسی میتواند از حصار کلاسهای آموزشی فراتر رود و در مدارس، دانشگاهها، ساختمانهای عمومی و فضاهای شهری وحتی دیزاین های داخلی و بیرونی خانه ها نقشی چشمگیر داشته باشد، حضوری که نهفقط به زیبایی محیط، بلکه به تقویت آرامش، اخلاق و هویت فرهنگی جامعه کمک میکند.
خوشنویس، مذهب و نقاش همدانی در گفتوگو با روزنامه همدانپیام، از بایدها و نبایدهای خوشنویسی گفت که بیش از این حرفها میتوان درباره آن گفت و شنید. او از ضرورت اختصاص خانهای مستقل بنام انجمن، گسترش آموزش خوشنویسی در دانشگاهها و مدارس، ادارات، و هرجایی که می شود آنجا را بنام خوشنویسی معطر نمود، صحبت کرد؛ از پیوند این هنر با زیباسازی شهری و لزوم حمایت عملی از انجمن و رویکردی سرمایه گذاری در خرید و فروش آثار خوشنویسیِ اساتید به عنوان کالایی لوکس.
پرزاد معتقد است خوشنویسی را نباید تنها با میزان درآمدش سنجید؛ زیرا این هنر، چیزی فراتر از زیبانویسی و حرفهای آموزشی است و میتواند در ساختن زندگی زیباتر و انسانیتر سهم داشته باشد.
آقای پرزاد اگر بخواهیم از مهمترین نیاز امروز انجمن خوشنویسان همدان آغاز کنیم، به چه موضوعی میرسیم؟
بیتردید، نخستین نیاز ما داشتن خانهای مستقل برای انجمن خوشنویسان همدان است. انجمن، صرفا محلی برای برگزاری کلاس و آموزش حروف نیست، خانهای فرهنگی است که میتواند آموزش، پژوهش، تربیت هنرجو، برگزاری نشستهای تخصصی، نمایشگاهها، ورگشاپها، کتابخانه و موزه ای تخصصی و ..... جایی برای هم اندیشی و ارتباط میان اساتید و نسل جوان را در خود جای دهد.
مکانهای انجمن در بک ساعت هایی خاص که مطابق ساعات اداری آن مجموعه است برگزار میشود و خیلی زود این محدودیتها باعث عدم تمرکز و بیان مطالب برای هنرجویان میشود.
درحالیکه نیاز هنرجو و استاد به یادگیری، گفتوگو و تمرین، لزوما با پایان ساعت اداری خاتمه نمییابد.
انجمنی با این گستره فعالیت و این ظرفیت انسانی، نباید برای استمرار برنامههای فرهنگی خود تا این اندازه به محدودیت زمان و مکان وابسته باشد.
به باور من، در اختیار گذاشتن یک خانه قدیمی و بازسازیشده در بافت تاریخی همدان میتواند راهکاری ارزشمند باشد خانهای که با حفظ هویت معماری خود، به کانون زنده خوشنویسی تبدیل خواهد شد و هنرمندان یک پرستیژ اجتماعی فرهنگی می تواند باشد در کنار صدها موقعیت اداری،فرنگی، ورزشی، تربیتی و ....
چنین اقدامی، افزون بر پاسخگویی به نیاز انجمن، میتواند به احیای خانههای ارزشمند شهری و تقویت گردشگری فرهنگی نیز کمک کند.
چرا بر واژه «خانه» تأکید دارید؟ آیا یک فضای اداری یا آموزشی نمیتواند پاسخگوی نیاز انجمن باشد؟
میان یک فضای صرفا اداری و یک خانه فرهنگی تفاوت بسیار است. خانه، محل ماندن، بالیدن و پیوند برقرار کردن است.
ما به جایی نیاز داریم که هنرجو در آن فقط خوشنویسی نیاموزد، بلکه با تاریخ هنر، آثار استادان، شیوههای گوناگون کتابت و آداب زیستن در جهان هنر نیز آشنا شود.
تصور کنید خانهای که در آن کلاسهای آموزشی برگزار شود، کتابخانهای تخصصی در اختیار پژوهشگران باشد، آثار استادان پیشکسوت و خوشنویسان درگذشته نگهداری و معرفی شود و کارگاههای تخصصی، نشستهای ادبی و نمایشگاههای هنری در آن شکل بگیرد. چنین مکانی میتواند به یکی از کانونهای فرهنگی همدان تبدیل شود.
مطالبه ما صرفا واگذاری یک ساختمان نیست، سخن از ایجاد پایگاهی پایدار برای هنر و فرهنگ این کهن دیار و پایتخت تاریخ و تمدن ایران است.
خوشنویسی در همدان ریشه دارد و سزاوار است خانهای داشته باشد که این ریشهها را به نسلهای آینده پیوند بزند.
با توجه به پیشینه فرهنگی همدان، به نظر میرسد ظرفیتهای این هنر هنوز به اندازه کافی در زندگی شهری دیده نشده است. برای گسترش آن چه باید کرد؟
به گمان من، نباید خوشنویسی را در چارچوب کلاس و مدرک و آزمون محصور کنیم.
اینها بخشهای ضروری آموزشاند، اما تمام رسالت هنر نیستند.
ما باید دست به دست هم بدهیم تا خوشنویسی در زندگی مردم حضوری فرهنگی و فرهنگساز داشته باشد.
خوشنویسی تنها زیبانویسی نیست دعوتی است به آرامش، مهربانی، تأمل و توجه به معنا.
وقتی انسان با یک بیت شعر، یک عبارت حکیمانه یا کتیبهای خوشساخت روبهرو میشود، ممکن است برای لحظهای از شتاب روزمره فاصله بگیرد و به زیبایی و معنای زندگی بیندیشد.
اگر این مواجهه بهصورت مستمر در محیط زندگی مردم اتفاق بیفتد، میتواند بر ذائقه بصری، شیوه گفتوگو و حتی رفتار اجتماعی آنان اثر بگذارد. البته هنر بهتنهایی همه مسائل جامعه را حل نمیکند، اما میتواند زمینهساز لطافت روح، تقویت فرهنگ و توجه بیشتر به ارزشهای انسانی باشد.
یکی از پیشنهادهای شما، استقرار واحدهای خوشنویسی در دانشگاهها و مراکز فرهنگی هنری سطح شهر همدان است. این طرح در چه مسیری قرار دارد؟
مکاتبات لازم برای پیگیری این موضوع انجام شده است و در صورت فراهم شدن شرایط همکاری و فعالیت دانشگاهها و همراهی مراکز فوق، برنامه داریم واحدهای خوشنویسی را در سطح شهر گسترش و مستقر کنیم.
در این طرح، از مدرسان انجمن و فارغالتحصیلان خوشنویسی برای تدریس دعوت خواهد شد تا زمینه آموزش منظم و مستمر فراهم شود. دانشگاه، تنها محل انتقال دانش تخصصی نیست، محیطی برای پرورش اندیشه، تقویت ذوق و گسترش تجربههای فرهنگی نیز هست.
دانشجویی که در کنار تحصیل دانشگاهی با خوشنویسی آشنا میشود، فرصتی برای تجربه تمرکز، صبوری و نظم پیدا میکند. امیدواریم با همکاری دانشگاهها، آموزش خوشنویسی از قالب فعالیتی محدود فراتر رود و به بخشی از زیست فرهنگی دانشجویان تبدیل شود.
در حال حاضر، علاقهمندان به یادگیری خوشنویسی در همدان از چه طریقی میتوانند به انجمن مراجعه کنند؟
در مرکز استان، در مجتمع ابنسینا، مجتمع فرهنگیـسینمایی شهید آوینی و خانه جوان، کلاسهای خوشنویسی با حضور استادان برگزار میشود. کلاسهای پاییز و زمستان معمولا از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۸ دایر است و کلاسهای صبح در مجموعه کتاب دیدار، از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برگزار میشود.
البته علاقمندان بهتر است برای اطلاع از برنامه دقیق کلاسها و زمانبندی هر دوره، با مراکز مربوط تماس بگیرند.
فعالیت انجمن نیز به شهر همدان محدود نیست. در شهرهای مختلف استان، بهجز قهاوند، شعب و انجمنهای مستقل خوشنویسی فعالیت دارند.
این مجموعهها علاوه بر آموزش، در برگزاری آزمونهای سراسری انجمن خوشنویسان ایران نیز مشارکت میکنند. این آزمونها هر 4 ماه یکبار برگزار میشود و هنرجویان در مقاطع مختلف میتوانند بر اساس ضوابط، مدارک معتبر انجمن را دریافت کنند.
در کنار آموزش، استعدادیابی در مدارس چه جایگاهی در برنامههای شما دارد؟
آموزش زمانی اثربخشتر میشود که با شناخت استعداد همراه باشد. قرار نیست همه دانشآموزان الزاما خوشنویس شوند، مهم آن است که استعدادها را بشناسیم و برای کسانی که علاقه و توانایی بیشتری دارند، مسیر مناسبی فراهم کنیم.
آموزشوپرورش میتواند نقطه آغاز این حرکت باشد. همکاری انجمن با مدارس، برگزاری کارگاههای آشنایی با خوشنویسی و شناسایی دانشآموزان مستعد میتواند به شکلگیری نسلی تازه از هنرجویان کمک کند.
من باور دارم زندگی فرزندانمان باید با عاشقانههای خودشان شکل بگیرد، نه با حسرتهای ما.
نباید آنان را صرفا به سوی رشتههایی هدایت کنیم که تصور میکنیم درآمد بیشتری دارند.
هر انسانی استعداد و علاقه خاص خود را دارد و وظیفه ما این است که به او کمک کنیم مسیر خودش را پیدا کند.
شاید دانشآموزی در میان همین کلاسهای مدرسه، استعدادی کمنظیر در خوشنویسی داشته باشد، استعدادی که اگر دیده نشود، ممکن است برای همیشه خاموش بماند.
شما از حضور کمرنگ خوشنویسی در طراحی شهری انتقاد میکنید. این هنر چگونه میتواند در معماری و زیباسازی شهر نقشآفرین باشد؟
به نظر من، خوشنویسی یکی از حلقههای کمتر دیدهشده در زنجیره زیباسازی شهری است.
در همدان، ساختمانهای بزرگ و مجموعههای متعددی ساخته میشود؛ اما باید از خود بپرسیم چند بار از یک خوشنویس دعوت شده است تا در کنار معمار، مهندس عمران و طراح نما، درباره هویت بصری و زیبایی بنا نظر بدهد؟
خوشنویسی میتواند در کنار معماری، کاشیکاری، نقاشی و دیگر هنرهای تجسمی به یک بنا هویت ببخشد. اما این حضور باید از آغاز طراحی مورد توجه قرار گیرد، نه آنکه پس از پایان ساختوساز، صرفا بهعنوان عنصری تزئینی به آن افزوده شود.
در گذشته، مساجد و بناهای تاریخی ما با کتیبههای خوشنویسی، کاشیکاری و نقشهای هنری آراسته میشدند.
این عناصر فقط برای زیبایی نبودند؛ حامل معنا، تاریخ و جهانبینی مردمانی بودند که آن بناها را ساختهاند.
امروز نیز میتوانیم با نگاهی معاصر، این پیوند را احیا کنیم.
در خیابان گلزار همدان ساختمانی بنا شده است تحت مهندسی نظارت مهندس کمال نوری، که از عناصر و موتیف های معماری و خوشنویسی در این بنا به شکلی بسیار فاخر استفاده شده است. چنین تجربههایی میتوانند زمینهای برای توجه بیشتر مدیریت شهری و طراحان به ظرفیتهای این هنر باشند.
آیا این نگاه میتواند از ساختمانهای شهری به محیطهای آموزشی و زندگی روزمره مردم نیز گسترش پیدا کند؟
قطعا. گاهی یک بیت شعر میتواند بیش از یک سخنرانی طولانی در ذهن انسان بماند. در برخی شهرها، تابلوهای کوچکی حاوی آیات قرآن، روایتها و اشعار بزرگان بر دیوارهای دانشگاهها و فضاهای عمومی پست شیشه وسایل حمل و نقل شهری نصب شده است. همین نوشتهها میتوانند در میان شتاب روزمره، لحظهای مکث و تأمل ایجاد کنند.
برای نمونه، تصور کنید در راهروهای مدارس دانشگاه ها، ادارات و ... ، در فواصل مناسب، تابلوهایی با خط زیبای نستعلیق و یک بیت شعر، آیه یا روایت نصب شود. مردم هر روز با این جلوههای زیبایی روبهرو میشود؛ زیباییای که بهتدریج میتواند در ذوق و نگاه او ریشه بدواند.
شاید یک تابلو بهتنهایی تغییر بزرگی ایجاد نکند، اما تکرار این مواجهه در طول سالهای تحصیل میتواند مؤثر باشد. فرهنگ با یک اقدام مقطعی ساخته نمیشود؛ به استمرار، برنامهریزی و همراهی نهادهای مسئول نیاز دارد.
از همین رو، پیشنهاد ما این است که خوشنویسی در برنامههای مستمر زیباسازی شهری جایگاهی روشن داشته باشد، از دیوارها و محیطهای آموزشی گرفته تا ورودی ساختمانهای عمومی و فضاهای فرهنگی.
شهروندان به زیبایی نیاز دارند و هنر میتواند در ارتقای کیفیت زندگی و آرامش روانی جامعه سهم داشته باشد.
یکی از مسائل مهم در عرصه هنر، وضعیت معیشتی استادان است. این موضوع چه تأثیری بر فعالیت انجمن دارد؟
هادی پرزاد: واقعیت این است که حمایت از هنر نباید تنها در سطح سخن و شعار باقی بماند. گاهی حقالزحمه یک استاد خوشنویسی برای یک دوره سهماهه به یک میلیون تومان هم نمیرسد؛ درحالیکه استاد با عشق و دلسوزی برای روشن نگهداشتن این چراغ از خود میگذرد تا راه به صراطی عاشقانه برسد، و این عزیزان بدون چشم داشت، برای آموزش هنرجویان وقت و انرژی میگذارد تا شاید ادا دینی کرده باشد.
این وضعیت نشان میدهد که میان ارزش فرهنگی کاری که انجام میشود و حمایت مالی از آن، فاصلهای جدی وجود دارد. البته انجمن نیز با محدودیتهای مالی روبهروست و به همین دلیل، همکاری نهادهای فرهنگی، مدیریت شهری، مراکز آموزشی و مجموعههای حامی هنر ضروری است.
هنرمند برای استمرار فعالیت خود به امکانات و حداقلی از امنیت اقتصادی نیاز دارد. عشق به هنر بسیار ارزشمند است، اما نباید از آن بهانهای برای نادیده گرفتن زحمات هنرمندان ساخت.
با این شرایط، چرا همچنان بر ضرورت حفظ و گسترش خوشنویسی تأکید میکنید؟ آیا این هنر از نظر اقتصادی نیز میتواند جایگاه مناسبی داشته باشد؟
ارزش هنر را نمیتوان صرفا با میزان درآمد آن سنجید. اگر بخواهیم همه چیز را با معیار پول اندازه بگیریم، بخش بزرگی از زیباییها و ارزشهای انسانی را از زندگی حذف خواهیم کرد.
برای روشن شدن مقصودم، از مثالی ساده استفاده میکنم: همانگونه که زعفران به غذا رنگ، عطر و مزه میبخشد، خوشنویسی نیز میتواند به زندگی معنا، لطافت و زیبایی بدهد.
شاید بتوان گفت خوشنویسی، زعفران سفره فرهنگی ماست، عنصری که حضورش به زندگی کیفیت میبخشد و نباید از این سفره حذف شود.
البته این سخن به معنای بیاهمیت بودن اقتصاد هنر نیست. هنرمند باید بتواند از دانش و مهارت خود بهره اقتصادی نیز ببرد؛ اما ارزش خوشنویسی تنها در بهای یک اثر یا دستمزد یک دوره آموزشی خلاصه نمیشود.
خوشنویسی 2وجه مهم دارد: یک وجه آن آموزش درست نوشتن و شناخت اصول و قواعد خط است و وجه دیگرش فرهنگسازی. ما در این هنر، علاوه بر حروف و کلمات، با شیوهای از زیستن نیز روبهرو هستیم.
اشاره کردید که خوشنویسی میتواند در فرهنگسازی مؤثر باشد. این پیوند میان خط و زندگی را چگونه توضیح میدهید؟
نخستین سرمشقهایی که هنرجو مینویسد، فقط تمرین حروف نیستند؛ میتوانند درس زندگی باشند. وقتی هنرجو عبارت «ادب آداب دارد» را مینویسد، این جمله نباید در پایان کلاس روی کاغذ باقی بماند؛ باید راه خود را به رفتار روزمره او باز کند.
راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و معاشرت با دیگران همه و همه .... نیز آدابی دارد. اگر هنرجو در مسیر آموختن خوشنویسی با صبوری، نظم، احترام و توجه به زیبایی آشنا شود، آنگاه آموزش از محدوده دست و قلم فراتر رفته است.
خوشنویسی زیبا، تنها حاصل مهارت انگشتان نیست؛ به تمرکز، آرامش و کیفیت نگاه انسان نیز وابسته است.
البته نمیتوان گفت هر خوشنویسی الزاما انسانی کاملتر است، اما میتوان از ظرفیت تربیتی این هنر برای تقویت توجه، ظرافت و منش انسانی بهره گرفت.
برای من، خوشنویسی مسیری است که از آموختن شکل حروف آغاز میشود و میتواند به شناخت بهتر زیبایی، معرفت، وقار و فرهنگ زندگی برسد.
ما باید از جایی به نام خوشنویسی، به سوی زندگی زیباتر حرکت کنیم.
اگر بخواهید از خانوادهها و مسئولان آموزشی یک درخواست داشته باشید، آن درخواست چیست؟
از خانوادهها میخواهم پیش از آنکه برای آینده فرزندانشان تصمیم بگیرند، به علاقه و استعداد آنان گوش بسپارند.
قرار نیست همه انسانها یک مسیر را سپری کنند. جامعه به تخصصهای گوناگون نیاز دارد و هنر نیز یکی از نیازهای بنیادین زندگی انسانی است.
از مسئولان آموزشی هم انتظار داریم هنر را به حاشیه برنامههای تربیتی نرانند. آشنایی با خوشنویسی میتواند فرصتی برای تمرین تمرکز، صبوری و ارتباط با میراث ادبی و فرهنگی کشور فراهم کند.
از سوی دیگر، باید زمینهای ایجاد شود که هنرجوی مستعد بتواند پس از شناسایی، مسیر آموزش خود را ادامه دهد، از مدرسه به انجمن و از انجمن به مراحل تخصصیتر.
این زنجیره به همکاری مستمر خانوادهها، مدارس، انجمن و نهادهای فرهنگی نیاز دارد.
در پایان، اگر بخواهید مطالبه اصلی انجمن خوشنویسان همدان را خطاب به مدیران فرهنگی و مدیریت شهری بیان کنید، چه میگویید؟
هادی پرزاد: سخن من، سخن یک مجموعه فرهنگی است که میخواهد سهم خود را در ساختن شهری زیباتر و جامعهای فرهنگمدارتر ادا کند. ما از نهادهای فرهنگی، آموزشی و مدیریت شهری انتظار داریم خوشنویسی را نه بهعنوان فعالیتی حاشیهای، بلکه بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی این آب و خاک بشناسند و برای ارج نهادن به آن فعالیتهای گسترده ی فرهنگی داشته باشند.
نخستین گام، فراهم کردن خانهای مستقل برای انجمن است؛ فضایی که امکان برنامهریزی بلندمدت، گسترش آموزش، پژوهش، نمایش آثار و ارتباط مؤثرتر با جامعه را فراهم کند.
در کنار آن، حضور خوشنویسی در مدارس، دانشگاهها، معماری و برنامههای زیباسازی شهری باید بهصورت جدی و مستمر دنبال شود.
اگر امروز بذر این فرهنگ را بکاریم، شاید ده سال دیگر ثمره آن را در ذوق نسل جوان، در سیمای شهر و حتی در شیوه رفتار و معاشرت مردم ببینیم. فرهنگ، حاصل تصمیمهای یکشبه نیست؛ حاصل کاشتن، مراقبت کردن و پیگیری مداوم است.
همدان، شهری با پیشینهای دیرپا و سرمایهای ارزشمند از هنر و اندیشه است. شایسته نیست در چنین شهری، هنری با این همه سابقه و ظرفیت، برای ادامه فعالیت خود از داشتن خانهای مستقل محروم بماند.
انجمن خوشنویسان همدان خانه ای مستقل میخواهد زیرا ریشه های فرهنگی آن در این آب و خاک تا لایه های وجودی همه گسترده است.
انجمن خانه ای مستقل می خواهد نه فقط برای آنکه کلاسهایش تعطیل نشود، بلکه برای آنکه چراغ آموزش، پژوهش و فرهنگ در خانهای شایسته روشن بماند؛ خانهای که درهایش به روی اساتید، مدرسین، هنرمندان، هنرجویان، پژوهشگران و مردم شهر گشوده باشد.
|