|
صحبتکردن از نرخ دلار و جهش آن بهرغم آنکه مهمترین نشانگر اقتصادی است لیکن رنجآور شده است.
هر جهش هزار تومانی دلار در هر ساعت معادل فرورفتن دهها هزار نفر جدید از جامعه ایران به زیر خط فقر و سقوط آزاد قدرت خرید عمومی است.
دیدم یکی از خبرگزاریهای مطرح کشور و البته گروهی در فضای مجازی ضمن حمله به وزیر اقتصاد مبنی بر اشاره او به ارزش دلار ۷۳هزار تومانی او را مسبب چنین وضعیتی دانستهاند و با ذکر گفتهای از آلن گرینسپن، یکی از معروفترین و مقتدرترین رؤسای بانک مرکزی آمریکا که میگفت: وقتی از جلسات فدرال رزرو بیرون میآیم و خبرنگاران بیرون در منتظر هستند، سعی میکنم حتی مراقب صورتم باشم زیرا هر تغییری در چهره میتواند به گونهای متفاوت تعبیر شود و آثار اقتصادی بیرونی به بار آورد، اظهارات همتی را تقبیح کردهاند.
درواقع اینگونه نیست!
تشبیهکردن رفتار بانک مرکزی آمریکا با بانک مرکزی ایران مثل شبیه قلمدادکردن تولید خودروی پراید و تسلا است. در کشور آمریکا، بانک مرکزی همهکاره اقتصاد است و با ربع درصد تغییر در نرخ بهره، دنیا و همه بازارهایش را تکان میدهد. بدیهی است که کوچکترین سیگنالهایش مورد تحلیل هزاران تحلیلگر است. بانک مرکزی در ایران هیچکاره است. در شرایطی که کسری هنگفت بودجه، یارانههای نجومی انرژی و کالای اساسی از جمله گندم، 2نرخیهای رنگارنگ و به تبع آن کسریهای رنگارنگ، قاچاق بیحد و حصر، خروج دهها میلیارد دلار سرمایه از کشور، توقف سرمایهگذاری در داخل، چاه عمیق صندوقهای بازنشستگی و درنهایت تحریمهای فلجکننده را همه عیان میبینند کسی به صورت وزیر اقتصاد نگاه هم نمیکند!
بانک مرکزی در ایران نه تنها هیچکاره است، بلکه وزیر اقتصاد و رئیسجمهورش هم تأثیرگذار نیستند و نه تنها تغییر در صورت و لحن هیچیک از مقامات ایرانی تأثیری در نرخ ارز ندارد بلکه برعکس، این مقامات هستند که سیگنال خود را از بازار و تحلیلگران میگیرند.
رسیدن ارزش هر تومان ایران به ۰۰۰۰۱۲/۰ دلار و بحرانی که پیش روی مردم ایران است ریشه در سبک حکمرانی اقتصادی دارد و نه اظهارات مقاماتش.
هیچیک از اهرمهای رشددهنده نرخ ارز در ایران تخفیف یا تقلیل معنادار نداشته که هیچ، التهابآمدن ترامپ و نااطمینانیهای ماههای پیش رو هم به اهرمها اضافه شده است.
آنچه مردم ایران میشنوند صدای پای ترامپ است نه صدای لرزان وزیر اقتصاد!
حامد پاکطینت
|