|
در یک سکانس از فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» دیالوگی بین پدر خانواده و دخترش که از خارج برگشته رد و بدل میشود، بدین مضمون که پدر میگوید «مردی که پنچریهای کوچکی نداشته باشد شاید یک پنچری بزرگ داشته باشد»، پدر خانواده در ادامه بحث خود با آوردن مثالهایی از گیاهخواری و فمینیست بودن مردها تأکید میکند، اینگونه افراد از انسان بودن خود خجالتزده هستند و چون میخواهند زیاده از حد خوب باشند تبدیل به موجودات خطرناکی میشوند.
آنچه پرویزخان در این فیلم عنوان میکند مباحثی درمورد مرزها و محدودههای اخلاق است و اینکه بایدها و نبایدهای اخلاقی اساساً تا کجا مفید هستند و آیا این «چارچوبها» در خدمت انسان هستند یا انسان در خدمت آنها؟
تفکر در باب اندیشه اخلاقی را «فرا اخلاق» میگویند، در فرا اخلاق انسان پیرامون مرزهای خود «اخلاق» کنکاش میکند، ازجمله مباحثی که در فرا اخلاق موردبحث قرار میگیرد یکی حوزه «اخلاق زیستی» است که زمینههایی مانند «گیاهخواری و گوشتخواری»، «توزیع منابع عمومی» «اخلاق پزشکی» و هر آنچه با حیات انسان سر و کار دارد را دربرمیگیرد.
امروزه در غرب کسانی پیدا شدهاند که با جدیت تمام از «گیاهخواری» دفاع میکنند و ریختن خون حیوانات را مربوط به دوران سیطره اخلاق «سودمحور» دانسته و چنین عنوان میکنند که عصر اخلاقیات سودمحور که همهچیز را از منظر سود و زیان انسان موردبررسی قرار میداد تمامشده و امروز انسان بهجایی رسیده که در اخلاقیات خود، سود و زیان سایر جانداران را نیز لحاظ کند ضمن اینکه تا انسان به طریقی ریختن خونی از جانداران را مجاز بشمرد خون خودش نیز ریخته خواهد شد، از آنسو طیف مقابلی هم هستند که مثل پرویزخان در فیلمی که اشاره کردیم میگویند این آدمهای مدعی «زیادی نازنین شدهاند» و احتمالاً برای ساختن بهشتی که در ذهن دارند باید دیگران را از جهنم عبور دهند، درحالیکه دندان نیش را که برای پاره کردن گوشت است در دهان خود حمل میکنند و راضی میشوند از درصد بالاتری از شکنندگی استخوان تا پایان عمر رنج ببرند اما دهان به گوشت خوردن نیالایند.
باور کنید یا نه در همان حال که بسیاری ایرانیان به سبب وضع اقتصادی، قید آرزوی خود برای خانهای شلوغ و پر از سر و صدا را میزنند، در آنسوی دنیا کسانی با شدت و حدت علیه «فرزندآوری» سخنرانی میکنند و اضافه کردن یک انسان به این کره خاکی را مصداق تمامعیار عمل غیراخلاقی میشمارند که درنهایت نابودی منابع محدود زیستی زمین را تسریع خواهد کرد از همین سنخ مصرف انرژی بیش از حد، داشتن خودروهای بزرگ، خانههای فراخ، استفاده از هواپیما برای سفر و غیره و غیره در شمار «خودخواهی» و عملی غیراخلاقی موردبحث قرار میگیرد.
این حرفها هنوز البته وارد کشور ما نشده اما مطمئن باشید تا چند وقت دیگر نشخوارشده آن ابتدا وارد محافل خاص شده و سپس سر از حوزههای عام درمیآورد و در لابهلای بحثهای مربوط به ازدواج و طلاق و روابط این و آن سلبریتی یا سایتهای قمار و دعواهای قومی و ... به یکباره در جایی که اساساً انتظار آن نمیرود مثل گیاهی خودرو و پر تیغ خواهد رویید که از رنگ و بوی گونه اصلی نیز بسیار متفاوت است.
محافل فکری و فرهنگی ما دستور کارهای دیگری غیر از اندیشیدن دارند و خود را جزیرهای جدا مانده از جهان تصور میکنند که دنبالهرو نسخهای از اساس متفاوت است، برای بررسی صحتوسقم این مدعا اما کافیست کمی از اخبار رسمی و جلسات اداری فراتر بروید تا با چشمان خود ببینید که هر گیاه غیربومی و هرزهای که تخم آن متعلق به آنسوی عالم است را در مراتع دورافتاده این خاک کاشتهاند و بار هم داده است، چیزهایی که عموم مردمان جهان هنوز آن را غیراخلاقی میدانند با وجهی کاملاً جدی از زمین این خاک سر برآورده که در این موارد به سبب محدودیتهای قلم، مخاطبان را به صفحات روانشناختی و مشاوره و پرسشهایی که جوانان این مرزوبوم از کارشناسان میپرسند ارجاع میدهیم تا با چشمانی غیرمسلح تناول «نشخوارشده» مهجورترین انگارهها و سبکهای زندگی را زیر پوست جامعه به نظاره بنشینید.
با این وصف صحبت از «فرا اخلاق» هم کاربردی است و هم ضرورت دارد تا بدانیم آنچه در جهان میگذرد به ما نیز خواهد رسید و باید تأملاتی دقیقی در باب مواجهه با مسائل مختلف داشته باشیم تا در هنگام ظهور و بروز آن دچار خسران نشویم.
اینکه عدهای در جهان عنوان میکنند «اخلاقیات منقطع از جزا و پاداش» آینده محتوم انسان است همین امروز باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد، صد سال پیش اگر میگفتند زن و مرد نامحرم در خودرویی به نام تاکسی کنار هم مینشینند تا به مقصد برسند گوینده این سخن متهم به «بیغیرتی» و بیاخلاقی میشد و بهطورقطع در عصر «تاکسی هوایی» و خرید زمین در کرات دیگر، خیلی زود بحث پیرامون منابع زمین و نحوه توزیع آن، میزان اخلاقی انرژی مصرفی، بیماریها و طول عمر و هزینههای مترتب بر آن، ازدواج و فرزندآوری و بسیاری از مسائل دیگر مرتبط با حوزه «اخلاقیات زیستی» برای ما نیز مانند همه جهان مسأله خواهد بود چنانکه در پاندمی کرونا دیدیم که مسائل ما با مسائل کل جهان در هم تنیده است.
زمانی علی شریعتی در پایان یکی از سخنرانیهای مشهور دهه 50 خود با بیان مقدماتی، نتیجهگیری پر شوری را به تصویر میکشید بدین مضمون که: «قرن آینده؛ قرن دین خواهد بود اما نه دینی مادون علم که دینی ماورای علم»، آنچه شریعتی میگفت را میتوان به اخلاق نیز تسری داد که طوفان فرا اخلاقِ خودبنیاد با سرعت درحال رسیدن است، ساز و برگ مجهزتری برای مواجهه نیاز است که ساخت آن از عهده اپراتورهای فرهنگی خارج است و کنشگرانی، متفکر، آزاد و خودساخته نیاز دارد.
|