|
۱- افزایش اعتبار کالابرگ برای تقویت معیشت کافی نیست. گویا مبلغ فعلی کالابرگ در برابر موج گرانی کالاهای اساسی ناچیز است و نمیتواند سفره خانوارهای کمدرآمد را بهطور محسوس بهبود دهد. گفتنی است پرداختهای صرفا نقدی و کالایی بدون اصلاح ساختار قیمتگذاری و زنجیره تأمین، فقط اثر مقطعی دارد و پس از چند هفته در گرداب گرانی خنثی میشود.
۲-در برنامه هفتم پیشبینی شده دو دهم درصد از عرصه کشور به فضای مسکونی اختصاص پیدا کند که حدود ۳۳۰ هزار هکتار میشود. گویا اگر ۳۳۰ هزار هکتار را بر قطعات ۲۰۰ مترمربعی از سوی تقسیم کنیم، حدود ۱۶۵ میلیون قطعه مسکونی در سطح کشور به دست میآید.گفتنی است با فرض سه نفر برای هر خانوار، این ظرفیت میتواند جمعیت قابل توجهی را صاحب زمین کرده و زمینه احداث مسکن را فراهم کند.
۳- تشکیل نشدن قرارگاه متمرکز جنگ اقتصادی از خلأهای اساسی کشور است. گویا قرارگاه متمرکز و جامع جنگ اقتصادی می تواند گزارشهای نوبهای و مستمر از تصمیمات و اقدامات را به مردم، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی ارائه دهد. گفتنی است خروجی یک قرارگاه منسجم میتوانست بسیاری از مشکلات کنونی و حتی خسارات ناشی از شرایط جنگی را به شیوهای کارآمد پیگیری و جبران کند.
۴- ۴ هزار واحد تولیدی در جنگ تحمیلی سوم تخریب شدهاند. گویا با این اتفاق بیش از ۴۰ هزار نفر به طور مستقیم بیکار شدهاند. گفتنی است برغم پرداخت هزینه های کارشناسی، این واحدها در انتظار دریافت خسارت هستند.
۵- حدود ۶۰ درصد از تولید از دسترفته حوزه پتروشیمی به مدار تولید برگشته است. گویا دولت در تأمین نیازمندیهای جامعه، تأمین کالاهای اساسی و راهاندازی و رفع مشکلات واحدها، به خوبی اقدامات لازم را انجام داده است. گفتنی است در حوزه پتروشیمی، حدود ۷۵ درصد تولید از دست رفته بود.
|