|
اظهارات اخیر سرگئی لاوروف در مسکو مبنی بر دریافت تضمین از آمریکا و توضیحی که او داده اگر بعداً تغییر نکند، میتواند به معنی عقبنشینی مسکو از موضعش راجع به تضمین باشد.
لاوروف در این سخنان از گرفتن تضمین راجع به ادامه کار در نیروگاه بوشهر سخن گفته است. این معافیت قبلاً هم در متن برجام ۹۴ وجود داشت و مطلب جدیدی نیست.
۱۰ روز قبل وزیر امور خارجه روسیه از معافیت جامع روسیه از تحریمهای اخیر غرب برای کار اقتصادی، نظامی و... با ایران سخن گفته بود. به هر حال ظرف چند روز آینده باید درستی و نادرستی مطلب روشن شود.
اما در ارتباط با وضعیت کنونی مذاکرات وین تا قبل از این اظهارات لاوروف شاید استفاده از واژه تعلیق مناسبتر باشد تا توقف یا تنفس. انریکه مورا تعلیق مذاکرات را دوشنبه هفته گذشته اعلام کرد و گفت: مذاکرات بیش از این در وین کار باطلی است و ضرورتی ندارد. طرفهای اروپایی و آمریکایی تأکید کردند که عمده کار انجام شده است. در مورد تحریمها رویترز از قول چند دیپلمات غربی خبر داد که در مورد تحریمهایی که باید برداشته شود، توافق شده و فقط نحوة برداشتن این تحریمها مانده یا به تعبیر یکی از این دیپلماتها متن آماده است و فقط لازم است چند زیرنویس به آن اضافه کنیم. تعبیر غربیها این بود که کار انجام شده و اختلافات جزئی باقی مانده که نباید موجب تعلیق مذاکرات و بازگشت هیأتها به کشورهایشان میشد.
به گزارش ایلنا، جوزپ بورل، هماهنگکننده سیاست خارجی اروپا، چند روز قبل از «عوامل بیرونی» به عنوان علت تعلیق مذاکرات سخن گفت که میتواند اشارهای به خواسته روسیه مبنی بر دریافت تضمین در مورد معاف شدن روسیه از تحریمهای غرب جهت کار با ایران و مخالفت آمریکا با این خواسته باشد.
بنابراین، برداشت عمومی این است که اکنون خواسته روسیه مشکل اصلی است. یعنی این تضمینی است که روسیه خواسته و غربیها هم مؤکداً گفتهاند که حاضر نیستند چنین تضمینی ارائه کنند. در نتیجه تکلیف در مورد اینکه چرا مذاکرات تعلیق شده تقریباً روشن است.
با این حال، ایران نمیتواند بپذیرد که تحریمها علیه ایران ادامه پیدا کند و به حل مسأله اوکراین و رفع تحریمهای غرب علیه روسیه موکول شود. در نتیجه باید راهحلی اندیشیده شود. صحبت از این است که میتوان نوعی توافق موقت انجام داد، اما این هم به نظر نمیآید عملی باشد، زیرا دلایلی که موجب اقدام روسیه شده با توافق موقت برطرف نمیشود. اینکه در این شرایط نفت ایران به بازار برگردد به ضرر روسیه است، اینکه بحران مرتبط با برنامه هستهای ایران مرتفع شود و آسودگی خیالی برای غرب از این لحاظ حاصل شود، شاید به سود روسیه نباشد.
اینها ممکن است انگیزههایی باشد که روسیه علاقهمند است احیای برجام به تعویق بیفتد. از طرفی توافق موقت هم مساوی با بازگشت نفت ایران به بازار و حداقل حل موقت بحرانِ مرتبط با برنامه هستهای ایران است.
راهحل دیگری که میماند عبور از روسیه در قضیه برجام است، یعنی اگر روسیه به تضمین اصرار داشته باشد و غرب اصرار داشته باشد که حاضر نیست تضمین بدهد، در نتیجه نادیده گرفتن روسیه تنها راه خواهد بود که البته به معنی حذف روسیه از کمیسیون مشترک برجام نیست.
به لحاظ حقوقی پرسش این است که آیا متن برجام اجازه عبور از روسیه را میدهد یا خیر. از ضمیمه چهارم سند برجام میتوان مستفاد کرد که اگرچه تصمیمگیری در کمیسیون مشترک با اجماع انجام میشود، اما مواردی که تصمیمگیری با اجماع انجام میشود مورد به مورد مشخص شده است و 2مورد هم که نیاز به اجماع ندارد و با ۵ رأی از ۸ رأی تصمیمگیری در مورد آنها ممکن است.
اینکه برای احیای برجام حتماً اجماع لازم باشد را نمیتوان از متن برجام مستفاد کرد. چراکه اینجا صحبت از احیای برجام است، صحبت از توافق یا تصمیم جدیدی نیست. در نتیجه لازمه احیای برجام تصویب آن از طرف کمیسیون مشترک نیست. زیرا برجام توافقی است که قبلاً با اجماع اعضای برجام یعنی 7 کشور و اتحادیه اروپا تصویب شده است.
مسأله دیگر این است که در حقوق بینالملل اجماع با اتفاق آرا متفاوت است. در اجماع ممکن است یک طرف موافق نباشد، اما کار همچنان انجام میشود. در متن برجام هم صحبت از اجماع شده است نه اتفاق آرا. اینها مواردی است که به لحاظ حقوقی میتوان گفت روسیه لازم نیست حتماً موافق همهچیز باشد تا برجام احیا شود.
اما ابعاد سیاسی مسأله تعیینکننده است. یعنی اینکه موضع سیاسی تهران و مسکو چیست و آیا ایران میخواهد موضع روسیه را نادیده بگیرد یا خیر؟ آیا تهران میخواهد همچنان با روسیه همراهی کند یا میخواهد قطع نظر از اینکه نظر روسیه چیست صرفاً به دنبال احیای برجام و تأمین منافع ملی کشور باشد؟
|