|
اعتماد، زیربنای هر اقتصاد سالم است. اگر اعتماد فروریزد، سرمایه هم فرار میکند، تولید از حرکت میافتد و توسعه تنها در اسناد و شعارها باقی میماند. در چنین شرایطی، رسانه نقشی فراتر از اطلاعرسانی دارد؛ او پاسدار شفافیت و ناظر وجدان عمومی است. رسانه با پرسش، تحقیق و پیگیری، همان سازوکار طبیعی جامعه برای مقابله با فساد اقتصادی است؛ ابزاری مدنی که اگر درست و مستقل به کار گرفته شود، میتواند دیوار بیاعتمادی را فرو بریزد و فضای سرمایهگذاری را ایمنتر کند.
مبارزه با فساد فقط با قانون یا نهادهای نظارتی رسمی به نتیجه نمیرسد. بسیاری از پروندههای مهم اقتصادی در جهان و در ایران، نخستینبار با گزارشهای رسانهای آغاز شدهاند. رسانهها چشم مردماند؛ آنها میتوانند روندها را رصد کنند، تضاد منافع را آشکار سازند و افکار عمومی را نسبت به رفتارهای مشکوک حساس کنند. اما نقش رسانه صرفا در افشاگری خلاصه نمیشود. رسالت اصلی آن، ساختن فرهنگی است که در آن شفافیت ارزش باشد نه استثنا. جامعهای که خبر را از رسانه معتبر میگیرد و نه از شایعات شبکههای مجازی، جامعهای است که پایههای اعتمادش محکمتر است.
فساد اقتصادی معمولا در خلأ اطلاعاتی رشد میکند. هر جا دادهها در دسترس نباشد و تصمیمها پشت درهای بسته گرفته شود، زمینه برای رانت و تبعیض فراهم میشود. رسانهها با پیگیری شفافیت اطلاعات و گزارشگری دقیق، این خلأ را پر میکنند. انتشار بودجههای عمومی، قراردادها، هزینهکردها و شاخصهای اقتصادی، نخستین گام در بازسازی اعتماد عمومی است. در واقع، اطلاعرسانی درست نه تنها مردم را آگاه میکند بلکه پیام روشنی به سرمایهگذاران میدهد و برای آنها روشن میکند که قوانین و ارقام در این سرزمین پنهان نیستند.
البته مرز میان اطلاعرسانی و تشویش بسیار ظریف است. رسانه باید حقیقت را روشن کند، نه اینکه افکار عمومی را با اخبار ناقص یا احساسی متشنج سازد.
اعتماد، به همان اندازه که با شفافیت ساخته میشود، با خطای رسانهای و بیدقتی نیز ویران میشود. خبرنگار اقتصادی در برابر دادهها مسئول است؛ او باید آموخته باشد که چگونه تحلیل کند، از چه منبعی نقل قول کند و کجا بایستد. اخلاق حرفهای در این حوزه، بهاندازه جسارت در پرسشگری اهمیت دارد.
اعتماد تنها با افشای فساد بازنمیگردد؛ بلکه با برجسته کردن رفتارهای سالم اقتصادی تثبیت میشود. رسانه باید همانقدر که از تخلف مینویسد، از درستکاری هم بگوید. معرفی مدیران شفاف، شرکتهای پاسخگو، طرحهای موفق و بخش خصوصی قانونمدار، به جامعه نشان میدهد که اقتصاد پاک فقط آرزو نیست، بلکه ممکن است. در فضای امید و انصاف است که سرمایهگذار داخلی و خارجی احساس امنیت میکند.
«آنجِل گوریا» دبیرکل پیشین OECD میگوید: «درستکاری، شفافیت و مبارزه با فساد باید به فرهنگ تبدیل شود؛ نه شعار، بلکه ارزش اجتماعی.» این جمله، خلاصه فلسفه نقش رسانه در اقتصاد امروز است. رسانه تنها زمانی میتواند با فساد مقابله کند که خودش از آلودگی منافع دور بماند و درک عمیقی از موضوعات اقتصادی داشته باشد. شفافیت، نه در تکرار شعار، بلکه در دقت، تحقیق و صداقت شکل میگیرد.
رسانهها باید زبان مشترک میان مردم و تصمیمگیران باشند. اگر شهروند احساس کند که رسانه به جای او میپرسد و پاسخ میگیرد، اعتماد دوباره شکل میگیرد. و اگر سرمایهگذار ببیند که در این فضا، هیچ قدرتی فراتر از پرسش نیست، ترس از نااطمینانی از میان میرود. رسانهای که فقط منتقد است، بخشی از مشکل است؛ اما رسانهای که با تحلیل، آموزش و گفتوگو مسیر اصلاح را نشان میدهد، بخشی از راهحل است.
فساد، پدیدهای ریشهدار است و مبارزه با آن، صبر و ساختار میخواهد. اما هیچ اصلاح اقتصادی، بدون نقش رسانه به نتیجه نمیرسد. هر تیتر دقیق، هر گزارش مستند و هر پرسش درست، گامی است در مسیر بازگرداندن اعتماد به اقتصاد. سرمایهگذار زمانی برمیگردد که بداند چشم جامعه باز است، قلمها آزادند و حقیقت در پستو نمیماند.
در نهایت، رسانه سالم، اقتصادی سالم میسازد؛ چون اعتماد، سرمایهای است که از دل آگاهی زاده میشود. و هیچ اقتصادی بدون اعتماد، دوام نخواهدداشت.
|