|
۱- دولتها در ایران همواره دغدغه توسعه داشتهاند و نگران از پیشرفت کشورها برای توسعه کشور و عقب نماندن از موج توسعه و پیشرفت برنامهریزی و برنامههای توسعه را دنبال کردهاند.
البته جنگ، تحریم و مشکلات دیگر موانعی بوده که توسعه را با سختیهایی همراه کرده است اما موتور توسعه در ایران هیچگاه خاموش نشده است.
۲- برخی دولتها توسعه را مفهومی غربی که با خود فرهنگ غرب را به همراه میآورد ارزیابی کردهاند و تلاش کردهاند با توجه همزمان به معنویت از آسیبهای توسعه به سبک غربی بکاهند.
در این دولتها هرجا نامی از توسعه آمده به همراه آن واژه تعالی نیز تکرار شده و بر معنویت تأکید بیشتری شده است.
۳- برخی از منتقدان توسعه فاصله طبقاتی موجود در جامعه را با اجرای برنامههای توسعه در کشور مرتبط دانسته و ناسزاهای خود را نثار توسعه و دولتمردان آن می کنند.
در این نگاه دولت بعد از جنگ نتوانسته به خوبی توسعه را وارد اقتصاد کشور کند و نقص دولت منجر به فاصله طبقاتی، افزایش آسیبهای اجتماعی و حتی برخی آشوبها شده که مبنای آشوبهای بعدی است.
۴- برخی دولتها نگاه تک بعدی به توسعه داشته و معتقد بودند اگر در آن بعد توسعه رخ دهد در دیگر ابعاد نیز توسعه را شاهد خواهیم بود.
اولویت دادن به توسعه سیاسی در دولتی مصداق بارز این نوع نگاه است که در نهایت در همان بعد دولت پیگیر آن با مشکلات بسیاری مواجه شد.
۵- برخی دولتها عدالت را جایگزین مفهوم توسعه کردهاند و تأکید و اولویت دولت را بر عدالت گذاشتهاند و اگر قصدی از توسعه را هم دنبال کردهاند منظور آنها توسعه عادلانه بوده است.
این دولتها در پیگیری عدالت به اهداف ترسیمی نرسیدهاند اما توانستهاند بخشی از جامعه را با مفهوم بزرگ عدالت درگیر کرده و بخشی از جامعه فعال را تحت عنوان عدالتطلب به فعالیت وادار کنند.
۶- فارغ از این برنامههای کلان توسعه و نگاه دولتها به آن آنچه به لحاظ توسعه در استانها اتفاق افتاده پیگیری زیرساختها، جذب سرمایهگذاری و افزایش درآمد و ثروت در استانها بوده است.
در این زمینه استانها با هم رقابت بین استانی هم داشتهاند و در شاخصهای توسعه از هم سبقت نیز گرفتهاند و ادعاهای بسیاری درباره موفقیت و پیروزی بر رقبا نیز مطرح شده است.
۷- واقعیت آن است که در این رقابتها استانی برنده شده که امروز در آوردهها به گونهای عمل میکند که کار در آن راحت است و مدیران آن با حقوق قانونی و سهم استان به راحتی مدیریت میکنند.
در این زمینه سهم شهرداریها از مالیات بر ارزش افزوده به عنوان شاخصی دقیق به خوبی مشخص می کند که استانی محروم از کارخانههای بزرگ و با گردش پول کم به لحاظ تولیدی و اقتصادی، استانی توسعه نیافته است و با ادعای توسعه یافتگی هم مشکلی حل نخواهد شد واقعیت آن است که به دلیل سهم کم از درآمدهای اینچنینی کار به ویژه کارهای مدیریت شهری که وابسته به این درآمدها است، در این استانها طولانی میشود در این شرایط بهتر است نواقص توسعه استان برطرف شود تا توسعه در استان محقق شده و عواید آن همچون درآمد و تولید ثروت بیشتر نصیب استان شده و حداقل شهرداریها دغدغه مالی کمتری داشته باشند تا بتوانند مدیریت شهری بهتری اعمال کنند.
|