|
هومن غیاثوند؛ پرستاری که تا پای جان برای ملت ایستاد
ملایر - سحر یوسفی: در آستانه روز پرستار، به سراغ زندگی پرستاری رفتیم که سنگر خدمتش، نه فقط بیمارستان، که جبهه مقاومت بود؛ پرستاری که درس عشق را در بهداری فراجا آموخت و در میدان نبرد، با خونش امضا کرد.
شهید هومن غیاثوند، پرستاری از تبار ایثارکه از ملایر برخاست و در طوفان جنگ ۱۲روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، در دوم تیرماه ۱۴۰۴، در حین ارائه خدمات امدادی و درمانی در ستاد فرماندهی یگان ویژه فراجا، به آرزوی دیرینهاش رسید: شهادت.
او که از نخستین روزهای دبیرستان، قدم در مسیر خدمت گذاشته بود، علاوه بر پرستاری تا مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی پیش رفت تا درمانگر دردهای جان باشد.
اکنون، 5سال زندگی مشترک و کودکی 2ساله به نام هورام یادگار اوست.
در گزارش پیشرو با «مرسده سلیمی» همسر این شهید گفتوگو کردهایم تا از فرازهای زندگی او بیشتر بدانیم و صدایش را از پشت پرده غربت شهادت، بشنویم؛
اگر بخواهید زندهیاد هومن غیاثوند را در چند جمله معرفی کنید، چه میگویید؟
هومن تا آخرین نفس در خدمت مردم بود. مردمی، خوشرو و خوشاخلاق بود و کمک به دیگران برایش همیشه اولویت داشت. عشق عمیقی به حضرت زینب (س) داشت و خدمت به خلق را فراتر از وظیفه میدید. در کار پرستاری خلاق و موفق بود و به گونهای عمل میکرد که همه بیمارستانها مشتاق همکاری با او بودند.
روحیه فداکاری هومن را چگونه میدیدید؟
هومن همیشه پیشقدم بود. هرجا مشکلی پیش میآمد، بدون تردید به کمک میشتافت و گرهگشای مشکلات دیگران بود. خانوادهاش میگفتند این روحیه از کودکی در او وجود داشت و با بزرگتر شدنش بیشتر نمود پیدا کرد.
به نظر شما چه چیزی سبب شده بود پرستاری را انتخاب کند؟
علاقه و عشق به کمک به مردم و دیدن حال خوب بیماران او را به سمت این شغل مقدس سوق داده بود. هومن پرستاری را با جان و پوستش آمیخته بود و حتی خارج از بیمارستان دفتر خدمات پرستاری داشت. او معتقد بود خدمت خالصانه به خلق خدا و تعهد به قسم، بزرگترین افتخار پرستاری است.
خاطرهای از برخورد او با بیماران دارید که هنوز در ذهنتان مانده باشد؟
بله، او خادم حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) بود و در دوران کرونا مسئول واکسیناسیون خودرویی بود و روزانه تعداد زیادی از هموطنان را واکسینه میکرد. یکی از خاطرات او که در ذهنم میماند توجه و محبت او به مادر شهیدی بود که فرزندی نداشت. هومن با عشق و علاقه کارها و خریدهایش را انجام میداد، طوری که وقتی خبر شهادت هومن را شنید، چنان داغدار شد که انگار یکی از فرزندانش را از دست داده باشد.
به نظر شما چه شباهتی میان روحیه ایثار در حرفه پرستاری و انضباط و تعهد در نیروهای نظامی وجود دارد؟
هومن حتی در زمان مرخصی نیز دغدغه سلامت مردم و ولایت را داشت و جمله معروفش “اول وطن، اول مردم، اول ولایت” نشان از روحیهای مسئولیتپذیر و آرمانگرای او بود. او در جریان جنگ نگران سلامتی رهبر معظم بود و وقتی خبر شهادت سردار حاجیزاده را شنید، بسیار ناراحت شد. در آخرین مرخصی که داشت، روز ۲۳ خرداد برای دیدار خانوادهاش به ملایر سفر کردیم که با مطلع شدن از شرایط کشور، ۶ ساعت بیشتر در ملایر نماند و سریع به محل کارش برگشت.
وقتی خبر شهادتش را شنیدید، نخستین چیزی که به ذهنتان رسید چه بود؟
باورکردنش سخت بود. پیکرش پس از یک هفته با آزمایش DNA شناسایی شد. متأسفانه بدنش به شدت آسیب دیده بود و سر از پیکرش جدا شده بود، به گونهای که بعد از دیدن پیکرش دیگر شاید همان آدم سابق نشدم. همان لحظه با خودم گفتم؛ هومن مزد نوکری حضرت عباس (ع) و مزد خدمت خالصانهاش به مردم را گرفت.
چگونه با این داغ کنار آمدید؟
همانطور که اسوه صبر، حضرت زینب (س)، با داغ برادرش امام حسین(ع) کنار آمد، ما هم تلاش کردیم تحمل کنیم. پسرمان هورام که ۲ سالش است، هر وقت عکس پدرش را میبیند، به سمت قاب عکس میرود و با او صحبت میکند و در طول روز بارها بابا را صدا میزند. جای خالی هومن همیشه حس میشود و از خدا کمک میخواهم که بتوانیم این داغ را تحمل کنیم.
امروز که نام هومن در فهرست شهدای پرستار ستاد کل نیروهای مسلح ثبت شده، چه احساسی دارید؟
افتخار بزرگی است. هومن سرباز راه مبارزه با کفر و سرباز وطن و ولایت بود و همیشه اولویتهایش روشن بود: وطن، مردم و ولایت. مزد خدمت خالصانهاش را گرفت و باعث افتخار ما شد.
به نظر شما اگر امروز هومن در کنار ما بود، برای روز پرستار چه پیامی برای همکارانش داشت؟
به همه پرستاران میگفت با مخلصانه عمل کردن به تعهداتشان در خدمت مردم باشند، پرستاری را به سبک حضرت زینب انجام دهند و در سختترین شرایط هم با عشق و وقت خود به بیماران خدمت کنند. هومن معتقد بود خدمت خالصانه به خلق خدا بزرگترین افتخار و وظیفه هر پرستار است.
|