|
در ادبیات کارآفرینی به کرات به این نکته اشاره شده است که موتور محرکه رشد اقتصادی هر جامعهای کسب وکارهای خرد و کوچک هستند در حالی که به جرأت میتوان گفت اکثریت جامعه (عموم مردم، دانشگاهیان، صنعتگران و دولتمردان) از دلیل این اهمیت بیخبرند.
کسب وکارهای خرد و کوچک ماحصل رشد و توسعه ایدههای نادیده یا کمتر دیده شده افرادند. ایدههای که کسب وکارهای بزرگ یا دولتها اهمیتی برای آنها قائل نشدهاند و تمایلی به سرمایهگذاری بر روی آنها از خود نشان ندادهاند.
کسب وکارهای خرد و کوچک نتیجه و مصداق قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود هستند. آنجایی که پسانداز و سرمایههای خرد جامعه برای راهاندازی یک کسب وکار گردهم میآیند و به صورت خودجوش وظیفه تأمین مالی را بر عهده میگیرند.
کسب وکارهای خرد و کوچک به کار گیرنده ظرفیت منابع انسانی لابههای پایین جامعه هستند بدین صورت که هر فرد با هر توانایی و مهارتی که دارد سعی میکنند گوشهای از کار را بر عهده بگیرد و رشد کسب وکار را هدف نهایی خود قرار میدهند.
کسب وکارهای خرد و کوچک ارائه کننده خدمات و محصولات به گوشههای بازار، بازارهای بیاهمیت و ارزان میباشند و بدین طریق نیازهای سطوح بیشتری از جامعه را پاسخ میدهند و به طور غیرمستقیم رفاه آنان را ارتقا میدهند.
کسب وکارهای خرد و کوچک، محل تمرین و آزمایش و تجربهاندوزیاند. محل شکست کم هزینه و زدن پل پیروزی دانشجویان، فارغالتحصیلان دانشگاهی، بانوان و در یک کلام نو کارآفریناناند.
کسب و کارهای خرد و کوچک واحد تحقیق و توسعه (R & D) کسب وکارهای بزرگ هستند. امروزه توان رقابت کسب وکارهای بزرگ را بر اساس شبکهسازی و اتصال با کسب وکارهای خرد و کوچک میسنجد.
و درنهایت نرخ بروز و ظهور کسب وکارهای خرد و کوچک در هر جامعهای نشاندهنده اهمیت به سرمایههای اجتماعی آن جامعه است. دنیای امروز جنگ اهمیت و توجه به سرمایههای اجتماعی است. هر چقدر نگاه و حمایت از این سرمایه بیشتر باشد، جایگاه آن جامعه والاتر و ارزشمندتر خواهد. به هر روی صحبت از نقش کسب وکارهای خرد و کوچک بیشتر از خواندن این چند سطر زمانبر و مفصلتر میباشد، امید است هم نگاه جامعه و هم دولتها به این موضوع بیش از پیش باشد.
|